تمدن

ما مردم، تقصیری نداریم

ما مردم، تقصیری نداریم!

همیشه به ما گفته‌اند که چطور بمیریم و بعد از مرگ چه کنیم و چطور به پرسش‌ها پاسخ دهیم، اما کسی به ما یاد نداد که چطور زندگی کنیم.

ما روی موضوع مردن، خیلی بیشتر از زندگی کردن تسلط داریم، کسی که از راه کفن‌پیچ کردن جنازه و فروش قبر درآمد کسب می‌کند، دلیلی نمی‌بیند که نگران سلامتی و جان شهروندان باشد.

اصلا نباید انتظار داشت که کسی نگران حال مردم باشد، چون خودشان هم نگران حال خودشان نیستند. هر چیزی را به هر مقداری که می‌خواهند می‌خورند، هر دودی را می‌کشند، هر مطلبی را می‌خوانند و هر ویدئویی را تماشا می‌کنند و به تماشای هر صحنه خطرناکی می‌ایستند. پس انتظار ندارند کسی نگران آنها باشد.

هیکل فرزندان خود را بزرگ می‌کنند و سپس آنها را به مدرسه و دانشگاه می‌سپارند تا شاید تربیت یاد بگیرند. اگر نگرفتند هم برای آنها زن یا شوهر پیدا می‌کنند تا همسرش این کار را بکند. اگر باز هم چیزی نیاموخت، طلاق را پیشنهاد می‌کنند.

وقتی خود مردم نگران خودشان نیستند، آموزش و پرورش نگران آنها باشد؟ ‌وزارت‌خانه‌ای که هنوز با شیوه تفکر ۱۰۰ سال قبل اداره می‌شود و هنوز به قرن جدید قدم نگذاشته؟

پس‌چه کسی نگران مردم باشد؟

صداوسیمای سیاسی که دیگر اثرگذاری ندارد و بیشتر بینندگان آن زندانیان دربند و مسافران منتظر در لابی فرودگاه و ترمینال اتوبوس و ایستگاه راه‌آهن هستند؟

منطقی نیست که انتظار داشته باشیم در این میان شهرداری به فکر مردم زنده باشد.

پس چه کسی باید نگران مردم باشد؟

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

فرهنگ و ادب عمومی مردم

«تمدن»

 قبلا شنیده اید که: ﻳﻚ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺧﻮﺩ، ﺳﻴﻤﯽ ﺑﻪ ﺿﺨﺎﻣﺖ ﻳﻚﻫﺰﺍﺭﻡ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ تولید و ﺑﺮﺍﯼ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺭﻗﻴﺒﺶ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ. ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻴﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻓﻮﺍﺻﻞ ﻣﻨﻈﻢ ﺳﻮﺭﺍﺥ و سه سیم نازک تر از داخل آن رد ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ!
شگفت انگیز بود، نه؟!!!

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

ایران – جهان

در خاطرات یکی از بازماندگان لهستانی نوشته شده: «ما یک گروه انسان‌های درمانده و ضعیف بودیم که از فرط گرسنگی و بی‌غذایی و ابتلا به بیماری‌های مختلف در حال مرگ بودیم. در طول سفر مدام صدای زنگ کشتی می‌آمد و جسدی به دریا انداخته می‌شد. وقتی به بندرانزلی رسیدیم و پیاده شدیم مردم به طرف ما آمدند، دورمان جمع شدند و سعی کردند با ما ارتباط برقرار کنند. وقتی که حال نزار ما را دیدند برای‌مان لباس و غذا آوردند. حتی شیرینی و میوه می‌آوردند و به ما لبخند می‌زدند. برای‌مان باورکردنی نبود. مردمی بودند که به ما لبخند می‌زدند. آن‌ها از ما نپرسیدند که پدر و مادرتان کیستند؟ نپرسیدند که اعتقادتان چیست؟ نپرسیدند که از کجا آمده‌اید؟ فقط احساس کردند که ما به کمک احتیاج داریم و به ما کمک کردند.»

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

خودتان را باور كنيد

“خودتان را باور كنيد “

نوزادی که امروز در غرب به دنیا می آید از همان روز اول با سرمایه عظیمی از قدرت و نفوذ پا به جهان میگذارد؛ زبان مادری او زبان بین المللی یا یکی از زبانهای “اول” دنیاست، رنگ پوست و مو و چشم او معیارهای “زیبایی” را تشکیل می دهند، پشت سر او ارتشهایی مجهز به صدها یا هزاران کلاهک هسته ای و آخرین نکنولوژی جنگ افزاری تاریخ بشریت قرار دارند، واحد پول او مبنای همه معملات تجاری جهان است، پاسپورت او مجوز ورود به تمام کشورهاست، چهره های هنری و فرهنگی او اسطوره ها و “سوپر استار” های همه ملت های جهان اند و بزرگترین دستگاههای رسانه ای و تبلیغاتی جهان مدام “برتری” و تفوق او بر سایر مردم جهان را یادآوری می کنند.

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail
نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733