داستان پر فراز و نشیب الماس شاه

نوشته بابک راستی

مطابق جستجوهای من، برهان نظام شاه دوم،در حدود سال 980 میلادی می زیسته، این زمانی است که سلسله ای پادشاهان هندی به مذهب شیعه روی آورده بودند و جالب اینکه همزمان در ایران، سلسله صفوی بر کار بود. (منبع1، منبع2)

در همین سالها (قرن شانزدهم میلادی) در قسمتی از هند به نام گلکنده، الماسی به دست می آید که تراش خورده و وزن امروز آن پس از حکاکی نام سه پادشاه، 88.7 قیراط است. نام نخستین پادشاه “برهان نظان شاه دوم” است. نام دوم، شاه مشهور، “شاه جهان” است که در واقع سازنده عمارت مشهور “نقش جهان” می باشد. این شاه عاشق و هنر دوست داستان زندگی جالبی دارد که می توانید خودتان مطالعه بفرمائید. او از 1627 تا 1658 میلادی حکمرانی کرد.

نادرشاه افشار سپس شصت هفتاد سال بعد که به هندلشکر کشی کرد، مجموعه ای بی نظیر از ثروت هندوان را به ایران آورد، در میان این ثروت عظیم، کوه نور به وزن 186 قیراط (37.21 گرم) دریای نور به وزن 182 قیراط و همچنین “الماس شاه” به وزن 88.7 قیراط بودند. کوه نور در تراش جدید که در سال 1854 میلادی خورد به 105 قیراط رسیده است.

کوه نور در زمان “عبدالله قطب شاه” کشف شد و توسط وزیر ایرانی اش “میرزا محمد میر جمله” به شاه جهان هدیه داده شد. در سال 1729 میلادی نادر آنرا طی جنگ های خونین به ایران آورد و پس از مرگ نادر نیز، توسط “احمد شاه درانی” به افغانستان برده شد. سپس افغانها در جنگی آنرا به هندی ها باختند و سردار هندی آنرا به هندوستان بازگرداند. شرکت هند شرقی بعدها آن را صاحب شد و بعد از اینکه ملکه ویکتوریا به سلطنت رسید، شرکت هند شرقی، الماس کوه نور را به “ملکه ویکتوریا” هدیه داد. ملکه بریتانیا نیز آنرا تا مدتی بر تاج خود گذاشته بود. این الماس بزرگ، امروزه در برج لندن نگهداری می شود.

دریای نور نیز پس از مرگ نادر به نوه اش “شاهرخ میرزا” آخرین شاه افشاریه رسید. پس از سلسله افشاریه، این الماس نزد “امیر علم خان خزیمه” بود تا اینکه به “محمد حسن خان قاجار” هدیه داده شد و او نیز به سهم خود آنرا به “لطفعلی خان زند” هدیه داد. پس از سلسله زندیه، این الماس به “آغا محمد خان قاجار” رسید.

ناصرالدین شاه یک اعتقاد خرافی داشت که این الماس متعلق به تاج “کوروش هخامنشی” بوده و برای نگهداری از این الماس نیز یک منصب خاص در نظر گرفته بود. بعد ها در زمان شکست “محمد علی شاه” از مشروطیت این الماس بزرگ به سفارت روسیه برده شد اما توسط مشروطه خواهان پس گرفته شد و در اختیار شاهان پهلوی قرار گرفت تا پس از انقلاب که در مالکیت بانک مرکزی و موزه بانک مرکزی است.

الماس شاه” نیز داستان جالبی دارد.الماس شاه (منبع3، منبع4، منبع5 )

الماس شاه همانطور که گفته شد توسط نادر، به همراه دو الماس مشهور کوه نور و دریای نور به ایران آورده شد. این الماس در زمان فتحعلی شاه قاجار در ید قدرت و املاک شاهی قرار داشت تا اینکه عهد نامه ترکانچای نوشته شد.

یکی از مفاد عهدنامه ترکانچای استرداد اسرای روسیه به روسیه تزاری بود. مطابق این عهد نامه، “الکساندر گریبایدوف” که نویسنده قرارداد بود ماده سیزده را به این مورد اختصاص داده و در دهم فوریه 1828 به تزار روس تحویل داد. تزار نیز او را مسئول استیفای حقوق روسیه کرد. گریبایدوف به تهران آمد و متوجه شد تعدادی از زنان گرجی و ارمنی در حرمسرای مردان ایرانی وجود دارند که به راست یا دروغ برخی از آنها نیز مسلمان شده بودند.

گریبایدوف آنها را مطالبه کرده و از دولت ایران درخواست استرداد آنها را می کرد تا اینکه دو زن گرجی به هیئت روسی پناهنده شدند! مجتهدی به نام “میرزا مسیح استرآبادی” فتوا صادر نمود که چه نشسته اید که اجنبی ها به منازل و حرمسراهای مردان مسلمان وارد شده و زنان مسلمان شده را با ضرب و کتک به سفارتخانه های کفر می برند!!!(منبع6 ) اینگونه بود که مردم خشمگین به سفارت روسیه حمله برده و هر کس را که دیدند کشتند. تنها دبیر اول سفارت زنده ماند و مسلما در میان کشته شدگان گریبایدوف نیز با جنازه ای مثله مثله شده دیده می شد. گریبایدوف در واقع خواهر زاده “ایوان پاسکوویچ” است. همان فرمانده ای که از سوی نیکولای به جنگ به “عباس میرزا” فرستاده شد تا شکست سختی به ایران وارد کند و بخش های شمالی ایران را اشغال کند. همان که داشت کلا ایران را فتح می کرد که با پا در میانی انگلستان عهد نامه “ترکمانچای” را به عنوان صلح نوشت! این شخص خطرناک که لقب شاهزاده ورشو را داشت نائب السلطنه لهستان بود و تا مدتی هم بر لهستان حکومت می کرد امکان داشت جنگی جدید و عهد نامه ای جدید را برای ایران به دنبال داشته باشد. برای همین “فتحعلی شاه قاجار” یک نامه عذرخواهی برای “نیکولای تزار روسیه” نوشت و توسط هیئتی عالی رتبه شامل خسرومیرزا فرزند عباس میرزا، میرزا تقی خان فراهانی (امیرکبیر مشهور خودمان) و محمد خان زنگنه امیرنظام به روسیه گسیل کرد. این گروه یک پیش کشی خاص هم برای تزار به همرا داشتند: “الماس شاه”!

در صورتیکه این نوشته برای شما جالب به نظر می آید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید:

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

جواب/کامنت/نظر “داستان پر فراز و نشیب الماس شاه”

  1. […] قرارداد را خواهرزاده ایوان پاسکوویج نوشته بود که در پست قبلی در مورد آن نوشته […]

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733