Apr, 2018

بعد از تصادف چه کنیم؟

کارهای مهمی که باید سریعا پس از تصادف انجام داد:

همان‌طور که می‌دانید رانندگی با خودرو همیشه با خطرهای فراوانی روبه‌روست و نمی‌توانیم واقعیت رخداد تصادف در خیابان‌ها و جاده‌ها را نادیده بگیریم. بی‌شک مواردی برایتان پیش آمده که در حال رانندگی یا زمانی که سرنشین خودرویی بوده‌اید دچار تصادف شده و آن را تجربه کرده باشید. دانستن اقداماتی که در آن لحظه باعث کاهش آسیب‌ها و کم کردن خسارات به‌وجود آمده شود امری حیاتی است. در ادامه با ده مورد از این اقدامات بیشتر آشنا می‌شوید:

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

گردشگری

روز 27 سپتامبر یا همان ششم مهر ماه خودمان در تقویم جهانی و میهنی به روز جهانگردی اختصاص داده شده و به عنوان حداقل یک علاقه مند به گردشگری لازم دیدم درد و دل هایی و توضیحاتی را برای خودم در ابتدا و بعد به دوستان عزیز اطلاع رسانی و منتقل کنم . گلایه هایم را در ابتدا خواهم گفت چون این گلایه ها همیشه دلسوانه تر و مهم تر از تعریف های صد من یک غازی است که تنها در جامعه خودمان پیدا می شود . خیلی دوست دارم از عدم حمایت دولتی ها و وزارت خانه ها از ترویج فرهنگ گردشگری یا جهانگردی بگویم اما باید خودم را اول نقد کنم . چند بار از کشور خودم خوب تعریف کرده ام ؟ چند بار سعی کرده ام در ترویج فرهنگ و رسوم کشورم بکوشم ؟و یا به زبانی ساده تر من برای زمینم چه کرده ام ؟
ما مدعی های تاریخ حداقل 2500 ساله و فضیلت های جاودانه زمینی و آسمانی امروز که در برابر یک تمدن غالبا غربی قرار گرفته ایم چه کاری کرده ایم تا حتی اگر شده یک خدمت کوچک برای بقای فرهنگی در آینده خود انجام داده باشیم؟ فارغ از بحث درامد ایجاد شده از گردشگری لحظه ای به تاثیر روحی سفر و تنقل فکر کنید . یک مزرعه ساده دور از آنتن های شهری و سر و صدای ماشین های صنعتی چقدر در ارامش شما نقش دارند؟ شنیدن صدای اب و دیدن چند کوه و دشت و دمن تا حالا به باز شدن قفل های زندگی تان کمک نکرده ؟

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

چگونگی برخورد با آدمهای مسموم

این یک ترجمه خلاصه و سریع برای دوستان خودم هست:

چگونه با افراد مسموم از لحاظ رفتاری، برخورد کنیم؟

قبل از هرچیزی بدانید که افراد بی شعور که اندیشه کردار و گفتار مسمومی دارند هر حمله ای که به شما می کنند در واقع التماسی برای کمک است. اما ما انسانیم نه باران که رحمت ما هم بر گل بباریم هم بر خار.

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

«بحران جنسی» و ولع بیمارگونه به «لاکچری»

«بحران جنسی» و ولع بیمارگونه به «لاکچری»

۱. اگر «بحران جنسی» را به داده‌های سیاسی/اقتصادی و فرهنگی جامعه ایران اضافه نکنیم، «تحلیل وضع موجود» ناممکن ا‌ست.
به این معنا، ما در کنار «مارکس»، به «فروید» نیز به شدت نیاز داریم.

۲. برخی از رفتارهای جمعی جامعه ایرانی را نمی‌توان تنها براساس گزاره‌های سیاسی/اقتصادی و فرهنگی توضیح داد. از همین رو لازم است آنجا که «جامعه شناسی» از توضیح یک پدیده در می‌ماند، به سراغ «روانکاوی» رفت.

۳. جامعه‌ای که از «بحران جنسی» رنج می‌برد، قطعا از «بحران سیاسی-اقتصادی-اخلاقی» نیز رنج می‌برد.

۴. انگیزه بسیاری از «فسادهای اقتصادی» ناشی از«بحران جنسی»ست. به عبارت دیگر، اگر میل جنسی به شکل سازمانیافته سرکوب نشده بود، شاید ما شاهد این حجم از «فساد اقتصادی» برای داشتن زندگی «لاکچری» نبودیم.

۵. ولع بیمارگونه به«لاکچری» بیش از هر چیز حکایت از «بحران جنسی» جامعه دارد. در هیچ کجای جهان برای داشتن «رابطه جنسی» نیازی به این همه طلا و ویلا و ماشین شاسی بلند و برند نیست.

۶. فردی که برای جذب جنس مخالف لابی می‌کند تا «وام میلیاردی» بگیرد و با آن «مازراتی» بخرد را نمی‌توان تنها با «اقتصاد سیاسی» توضیح داد.

۷. فردی که برای به چشم فلان هنرپیشه سینما آمدن، از منابع ملی و صندوق های عمومی اختلاس می‌کند تا «تهیه کننده سینما» شود را نمی‌توان تنها با داده‌های «اقتصاد سیاسی» درک کرد. به عبارت دیگر، کسی که میلیاردها تومان از اموال عمومی را غارت می‌کند و به عرصه سینما می‌برد که درنهایت چهارتا هنرپیشه سینما را با اسم کوچک صدا کند، تنها با رجوع به آراء «فروید» قابل تحلیل است.

۸. ستایش ضمنی بخش‌هایی از جامعه از مفسدان اقتصادی را باید در پرتو «بحران جنسی» تحلیل کرد.

۹. تغییر الگوهای نسل جوان نیز تابعی از «بحران جنسی»ست. ما با نسلی مواجه‌ایم که هر روز صبح با رویای «دن بیلزریان» بودن از خواب برمی‌خیزد، نه «چه گوآرا»شدن.

۱۰. تبدیل شدن «مازراتی» به «هدف زندگی» تنها در جامعه‌ای رخ می‌دهد که با «کمتر از مازراتی» نیازها و غرایز جنسی و عاطفی قابل برآورده شدن نیست.

۱۱. جداسازی همه‌جانبه و سرکوب سازمان یافته میل، زنان را به «ابژه جنسی» مردان تبدیل کرده و متاسفانه بسیاری از زنان این موقعیت «کالابودگی» را پذیرفته‌اند.
بخش وسیعی از آنها به میانجی این سرکوب سازمان یافته، تجربه جنسی را نه در مقام یک «نیاز بدیهی» بلکه به شکل نوعی «باخت» و «خسران» تصور می‌کنند که در ازای آن حتما باید چیزی بیش از آن تجربه را بدست آورند: پول، تصاحب عاطفی طرف رابطه، تضمین ازدواج و…

۱۲. جداسازی همه‌جانبه و سرکوب سازمان یافته میل، بخش وسیعی از مردان را به «ریاضت‌کشان و بیماران جنسی»ای تبدیل کرده که در آنِ واحد هم از زنان متنفرند و هم شیفته.
«زن ستیزی»، «تعرضات کلامی و فیزیکی»، ولع عجیب برای «بیشترداشتن» و بیشتر دیده شدن به هر قیمت و در عین حال تقدیس های اغراق شده و گل درشت و… را باید در پرتوی این سرکوب و البته آن «امتناع» تفسیر کرد.

۱۳. جداسازی همه‌جانبه و سرکوب سازمان یافته میل، برای عرصه‌های به شدت محدود اجتماع عمومی (رخدادهای فرهنگی-هنری، فستیوال ها و جشنواره ها و آیین ها و…) کارکردی ثانویه پدید آورده است.

۱۴. دارا بودن بالاترین سرانه جستجوی محتوای پورنوگرافیک در ایران، همه چیز را درباره جداسازی همه‌جانبه و سرکوب سازمان یافته میل توضیح می‌دهد.

۱۵. در جامعه‌ای که بخش زیادی از زنان خود را «کالا» می‌بینند و بخش وسیعی از مردان خود را «خریدار»، «تجربه جنسی» به یک «تجارت طبقاتی» تبدیل می‌شود. تجارتی که نیروی محرکه و موجده و مولده آن «جداسازی جنسیتی» و سرکوب سازمان یافته میل است.

۱۶. ما در کنار «حاشیه‌نشینان اقتصادی» با پدیده «حاشیه‌نشینان جنسی» نیز در جامعه رو به رو هستیم.

۱۷. حجم «دریده گویی» و «گفتار پورنوگرافیک» نشانه «ریاضت جنسی»ست؛ بدین معنا آنها که زیاد درباره «سکس» حرف می‌زنند، کمترین تجربه را در این زمینه دارند.

۱۸. «بحران جنسی» همان نقطه‌ای ست که اصولگرا و اصلاح طلب مشترکا بر سرش سکوت می‌کنند و اولی آن را به «بی بندوباری» و دومی به «آسیب اجتماعی» تقلیل می‌دهد.

۱۹. فقط به میانجی فروید است که ما می‌دانیم آنها که به شکلی اغراق شده «منزه» و «مبادی آداب» جلوه می‌کنند، حادترین تخیلات جنسی را در سر می‌پرورانند.

۲۰. هر «تحلیلگر» یا «کنشگری» که درباره «بحران جنسی» سکوت می‌کند، باید درباره همه چیز سکوت کند.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

ما مردم، تقصیری نداریم

ما مردم، تقصیری نداریم!

همیشه به ما گفته‌اند که چطور بمیریم و بعد از مرگ چه کنیم و چطور به پرسش‌ها پاسخ دهیم، اما کسی به ما یاد نداد که چطور زندگی کنیم.

ما روی موضوع مردن، خیلی بیشتر از زندگی کردن تسلط داریم، کسی که از راه کفن‌پیچ کردن جنازه و فروش قبر درآمد کسب می‌کند، دلیلی نمی‌بیند که نگران سلامتی و جان شهروندان باشد.

اصلا نباید انتظار داشت که کسی نگران حال مردم باشد، چون خودشان هم نگران حال خودشان نیستند. هر چیزی را به هر مقداری که می‌خواهند می‌خورند، هر دودی را می‌کشند، هر مطلبی را می‌خوانند و هر ویدئویی را تماشا می‌کنند و به تماشای هر صحنه خطرناکی می‌ایستند. پس انتظار ندارند کسی نگران آنها باشد.

هیکل فرزندان خود را بزرگ می‌کنند و سپس آنها را به مدرسه و دانشگاه می‌سپارند تا شاید تربیت یاد بگیرند. اگر نگرفتند هم برای آنها زن یا شوهر پیدا می‌کنند تا همسرش این کار را بکند. اگر باز هم چیزی نیاموخت، طلاق را پیشنهاد می‌کنند.

وقتی خود مردم نگران خودشان نیستند، آموزش و پرورش نگران آنها باشد؟ ‌وزارت‌خانه‌ای که هنوز با شیوه تفکر ۱۰۰ سال قبل اداره می‌شود و هنوز به قرن جدید قدم نگذاشته؟

پس‌چه کسی نگران مردم باشد؟

صداوسیمای سیاسی که دیگر اثرگذاری ندارد و بیشتر بینندگان آن زندانیان دربند و مسافران منتظر در لابی فرودگاه و ترمینال اتوبوس و ایستگاه راه‌آهن هستند؟

منطقی نیست که انتظار داشته باشیم در این میان شهرداری به فکر مردم زنده باشد.

پس چه کسی باید نگران مردم باشد؟

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

فرهنگ و تمدن ما به غرب و شرق متصل نیست

چرا شب را بیرون از خانه ماندیم و هوای آلوده تنفس کردیم؟

بی دخالت آمریکا و اسرائیل، می ترسیم و خفه می شویم

«هوا» و «بنا»، معدل عملکرد ملی یک کشور است

✍ عصر ایران؛ جعفر محمدی*

آنچه در پایان پاییز 1396 در تهران رخ داد، تصویری تمام عیار از وضعیتی بود که ما مردم ایران برای خود ساخته ایم: آسمان، پر از دود بود و مردم در پی یک زمین لرزه 5.2 ریشتری، از بیم جان به خیابان ها ریخته بودند و تن شان می لرزید که مبادا زمین لرزه ای شدیدتر از راه برسد و هستی شان را فنا کند.

رنگ آسمان را می توان معدلی از عملکرد ملی کشور دانست؛ سوخت غیراستاندارد، خودروهای فرسوده و فقدان زیرساخت های حمل و نقل عمومی، هر چند عوامل این آلودگی اند اما خود، معلول یک جریان ناکارآمد، غیرعقلانی یا حتی خیانت بار مدیریتی هستند.

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

خصوصیات افرادی که نباید به آنها اعتماد کرد

خصوصیات افرادی که نباید به آنها اعتماد کرد

در دوره و زمانه ما، شرایط و موقعیت تقریبا برای خیلی ها ایجاد شده است که با انسان های بیشتری در طول زندگی آشنا شوند. علاقه پیدا کنند و حتی اعتماد … ولی متاسفانه این شرایط با سرشت و طبع بعضی ها از آدمها که خوش قلب تر و زودباورتر هستند نمی سازد.

هر چقدر شانس تماس و آشنایی بین افراد بیشتر می شود بر تعداد قلب های شکسته و سواستفاده ها نیز افزوده می شود. حتی بازتاب گسترده نامرادی ها در رسانه ها و شبکه های اجتماعی نیز کمکی به قربانیان مهربان این اتفاقات نمی کند. چون آدم های ناجور پیچیده تر می شوند.

اجازه دهید به نقل از مجله « روانشناسی معاصر» بخشی از خصوصیات افرادی که نباید به آنها اعتماد کرد را مرور کنیم:

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

فرهنگ و ادب عمومی مردم

«تمدن»

 قبلا شنیده اید که: ﻳﻚ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺧﻮﺩ، ﺳﻴﻤﯽ ﺑﻪ ﺿﺨﺎﻣﺖ ﻳﻚﻫﺰﺍﺭﻡ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ تولید و ﺑﺮﺍﯼ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺭﻗﻴﺒﺶ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ. ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻴﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻓﻮﺍﺻﻞ ﻣﻨﻈﻢ ﺳﻮﺭﺍﺥ و سه سیم نازک تر از داخل آن رد ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ!
شگفت انگیز بود، نه؟!!!

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

ویروسهای نابودگر کلامی

ویروسهای نابودگر کلامی:
1. نصیحت تکراری
2. تذکر مداوم
3. سرزنش
4. منت گذاشتن
5. مقایسه کردن
6. جرو بحث کردن
7. برچسب منفی زدن
8. پیش بینی منفی(نفوس بد)
9. گله و شکایت مداوم
10. متهم کردن

مراقب باشیم که ویروسی نشیم و کسی رو ویروسی نکنیم.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail