22 Jun 2016

نسخه 3 بندی برای سیستم بانکی کشور

توسط دکترای اقتصاد دانشگاه تیلبرگ هلند ارائه شد:
نسخه 3 بندی برای سیستم بانکی کشور

یک اقتصاددان با تجویز نسخه سه بندی برای سیستم بانکی کشور توصیه کرد: در کوتاه مدت از کاهش ناگهانی و شوک آور نرخ سود خودداری شود زیرا این عمل علاوه بر ورشکستگی بانک ها و مؤسسات پولی موجب افزایش انحرافات در سیستم بانکی می شود.

‌ابوالقاسم جمشیدی دارای دکترای اقتصاد در زمینه سیستمهای مالی و سیستمهای پولی از دانشگاه تیلبرگ هلند، فوق لیسانس علوم اداری اقتصاد از دانشکده علوم اداری تهران، لیسانس اقتصاد از دانشگاه ملی ایران و دارنده کتابهایی همچون «سیستمهای مالی و سیاستهای پولی در ایران»، «بهسازی سازمانی»، «بهسازی سازمان» و «بازار سرمایه» است.

وی یادداشتی در خصوص تحلیل وضعیت سیستم بانکی و نیز مباحث مطروحه در خصوص کاهش نرخ سود بانکی نوشته که در آن به ارائه یک نسخه سه بندی برای سیستم بانکی اقدام کرده است .

مشروح یادداشت جمشیدی را در ادامه می خوانید:

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

استادِ هنرِ زندگی بودن

تصور کنید ظرفی زغال‌اخته‌ تازه در برابرتان است. شما مقداری از آن را به آرامی بر می‌دارید، در دهان می‌گذارید و سعی می‌کنید با همه‌ وجود طعمش را حس کنید. پیش‌تر هم می‌دانستیم که زغال‌اخته چه طعمی داشته و حالا که طعم این‌ها که خورده‌ایم، به مذاق‌مان خوش نیامده، چهره در هم می کشیم و آن را به زور و نفرت می‌بلعیم. شاید هم همان طعمی را داد که ما بیش از همه‌ انواعش می‌پسندیم. فرقی ندارد. می‌بلعیمش و زندگی و روز، مانند قبل جریان دارد. در حالت اول، طعم زغال‌اخته ناامید کننده‌بود، چرا که انتظارات را برآورده نکرده بود. در حالت دوم، کسالت‌بار بود، چون مزه‌اش معمولی بود، مثل همیشه!

حالا بیایید فکر کنیم اصلاً تجربه‌ خوردن زغال‌اخته نداشته‌ایم. اولین بارمان است. نمی‌دانیم چه در انتظارمان خواهد بود، چون که پیش‌تر امتحانش نکرده‌ایم. کنجکاویم بدانیم چه طعمی خواهد داشت و آماده‌ پذیرش هر طعمی هستیم. آن را می‌چشیم و واقعاً توجه مان را جلب می کند. به مزه‌ تندش، نرمی پوسته‌اش، قست مرکزی شیرینش، و طعم منحصر به‌فردش توجه خواهیم کرد، چرا که پیش‌تر هرگز چیزی با این مزه نخورده‌ایم.

برخی این را ذهنیت مبتدیانه می نامند، اما شاید بهتر است بگوییم که این ذهنیت فردی است که هیچ تجربه‌ای نداشته‌است. به‌جای زغال‌اخته هم، هر چیزی را در زندگی می‌توان جایگزین کرد. هر تجربه، هر فردی که ملاقات می‌کنیم، هر فنجان چای، هر وظیفه‌ای که باید انجام دهیم، هر عکس‌العمل‌مان در برابر کسی که دوستش داریم، هر ایده‌ای که به ذهن‌مان می‌رسد، هر لحظه‌ روز.

اگر از هر یک از این‌ها، پیش‌تر انتظاری داشته‌ایم و همه چیز مطابق همان انتظار پیش رفته، اغلب گذراندن این تجربه‌ها منجر به ناامیدی‌مان می‌شوند. طبق معمول، همه‌چیز مثل همیشه می‌شود. از این تجربه‌ معمولی و ناامیدکننده، سراغ تجربه‌ ناامیدکننده و معمولی بعدی می‌رویم و ماجرا همین‌طور ادامه دارد. این‌طور است که زندگی می‌شود دسته‌ای از وقایع معمولی و بی هیجان، مثل همیشه و عادی.

اما اگر با تک‌تک لحظات، افراد تازه و وظایف، چنان روبرو شویم که پیش‌زمینه‌ای درباره‌شان در ذهن نداشته‌باشیم، چطور؟ هر لحظه و هر فرد را چنان ببینیم که هست، کاملاً منحصر به‌فرد. آن وقت است که واقعاً ارزش آن لحظه را درک می کنیم و حقیقتاً قدردانش خواهیم بود. چیزی را تجربه می‌کنیم که قبلاً هرگز با نظیرش مواجه نشده‌ایم. این می‌شود «هنر زندگی».

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail
نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733