26 Feb 2015

شوهر خواهر ناصرالدین شاه قاجار

قتل میرزا محمد تقی خان امیر کبیر روز 17 ربیع الاول 1268 هجری قمری روی داد. شش روز بعد روزنامه وقایع اتفاقیه در تاریخ 23 ربیع الاول 1268 خبر از وخامت حال امیر و «ناخوشی» او به دلیل «ورم پا و صورت» داد و نهایتا، 20 روز بعد از قتل او به صورت کوتاه نوشت که میرزا تقی خان هیجدهم ربیع الاول در کاشان، وفات یافته است.

  (more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

كسب و كار با اسانس هاي گياهي

كسب و كار با اسانس هاي گياهي

ذخاير گياهان دارويي کشور منبع درآمدي مطمئن براي مردم است

بيشتر مردم دنبال كار مي گردند چه آنها كه اصلاشغلي ندارند و چه آنها كه به فكر كسب و كار بهتر و پردرآمدتري هستند، اما هر دو گروه اغلب پشت ميز نشستن و داشتن شغل دولتي را مطمئن و مطلوب مي دانند، براي همين شايد حتي به فكر كارآفريني و توليد شغل آن هم با سرمايه اي نه چندان كلان نيفتند.

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

خطر برگشت تورمی وجود دارد

خطر برگشت تورمی وجود دارد

قائم مقام بانک مرکزی ضمن بیان اینکه مهار تورم همچنان اولویت بانک مرکزی است، عنوان داشت: در زمینه تورم باید مراقب تلاش و زحمتی که دولت کشیده و از سوی مجلس حمایتی شده و بانک مرکزی آن را مدیریت کرده باشیم.
قائم مقام بانک مرکزی گفت: بانک‌ها نه‌تنها منابع خود را تسهیلات داده‌اند که به منابع بانک مرکزی هم دست درازی کرده‌اند و این خطر برگشت تورمی ایجاد می‌کند.

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

داد زدن ارتباط را قطع می‌کند

داد زدن ارتباط را قطع می‌کند
راشل استفورد| برگردان: یاسمن طاهریان

یادداشت‌هایی که بچه‌هایم برای من می‌نویسند خیلی عزیزند. چه زمانی که خرچنگ‌قورباغه با یک ماژیک روی کاغذهای یادداشت می‌نویسند و چه زمانی که روی کاغذهای خط‌دار خوشنویسی کرده باشند. اما بهار گذشته شعری که از دختر بزرگم در روز مادر گرفتم مرا عمیقاً تحت‌تأثیر قرار داد. خط اول نفسم را گرفت و اشک‌های گرم روی گونه‌هایم غلتید: «مهم‌ترین چیز درباره‌ی مامانم اینه که … همیشه پشت من وایساده، حتی وقتی دردسر درست می‌کنم.» می‌دانید؟ هیچ‌وقت این‌طور نبوده.
من در جریان زندگی شلوغ‌پلوغم روال جدیدی را شروع کردم که کاملاً با شیوه‌ای که تا الآن داشتم متفاوت بود. من همه‌اش داد می‌زدم. نه زیاد، ولی شدتش بالا بود، مثل بادکنکی که با باد کردن بیش‌ازحد یک‌هو می‌ترکد و همه‌ی اطرافیانت را از جا می‌پراند.

(more…)

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail