روز 27 سپتامبر یا همان ششم مهر ماه خودمان در تقویم جهانی و میهنی به روز جهانگردی اختصاص داده شده و به عنوان حداقل یک علاقه مند به گردشگری لازم دیدم درد و دل هایی و توضیحاتی را برای خودم در ابتدا و بعد به دوستان عزیز اطلاع رسانی و منتقل کنم . گلایه هایم را در ابتدا خواهم گفت چون این گلایه ها همیشه دلسوانه تر و مهم تر از تعریف های صد من یک غازی است که تنها در جامعه خودمان پیدا می شود . خیلی دوست دارم از عدم حمایت دولتی ها و وزارت خانه ها از ترویج فرهنگ گردشگری یا جهانگردی بگویم اما باید خودم را اول نقد کنم . چند بار از کشور خودم خوب تعریف کرده ام ؟ چند بار سعی کرده ام در ترویج فرهنگ و رسوم کشورم بکوشم ؟و یا به زبانی ساده تر من برای زمینم چه کرده ام ؟
ما مدعی های تاریخ حداقل 2500 ساله و فضیلت های جاودانه زمینی و آسمانی امروز که در برابر یک تمدن غالبا غربی قرار گرفته ایم چه کاری کرده ایم تا حتی اگر شده یک خدمت کوچک برای بقای فرهنگی در آینده خود انجام داده باشیم؟ فارغ از بحث درامد ایجاد شده از گردشگری لحظه ای به تاثیر روحی سفر و تنقل فکر کنید . یک مزرعه ساده دور از آنتن های شهری و سر و صدای ماشین های صنعتی چقدر در ارامش شما نقش دارند؟ شنیدن صدای اب و دیدن چند کوه و دشت و دمن تا حالا به باز شدن قفل های زندگی تان کمک نکرده ؟

حالا بیایید به مقیاس جهانی فکر کنیم. سالانه چند ملیارد نفر مسافرت می کنند؟ سهم ما ایرانی ها به لطف اقتصاد کمر شکن بی ارزش و البته عدم اعتماد دنیا به اسم و هویت ما هزاران فرصت از ما را برای مهمان بودن می گیرد و این خود یک فاجعه پیش امده در طول تاریخ است که نمی توان با یک سال و دو سال سو تفاهم های پیش امده را خنثی کرد اما برای میزبان نبودن نمی توان دلیل تراشید!

چند درصد مردم ما به زبان مسلط هستند؟ اوج فاجعه برای من لحظه ای بود که در یک سکانس برنامه دورهمی، زنی که نماینده ملت ماست به یک گردشگر المانی که دنبال مقصدی است برای رسیدن می گوید (اگر فارسی بلد نیستی غلط کردی اومدی!) چقدر از فرهنگ خود که هیچ از فرهنگ انسانیت را در ملاقات با یک دوست چند ثانیه ای را حفظ می کنیم؟ چقدر برای قبول وجود تفاوت در فرهنگ ها باید بها بپردازیم و چقدر باید غیر منطقی عمل کنیم! دوستانی که در صنعت توریسم کار می کنند بهتر از هر کسی می دانند که وقتی به عنوان یک راهنما با یک توریست حتی متوسط صحبت می کنی او به نکته نکته صحبت های تو دقت می کند و بعد ها خود نیز منتشر کننده این حرف ها خواهد بود حالا چه می خواهد صحبت هایت در مورد یک قوری در موزه باشد چه در مورد یک مراسم مذهبی که 1400 سال است برگزار می شود. پس خواهشمندم در برخورد با یک توریست مهربان تر و محتاط تر باشید و به عنوان یک نماینده فرهنگ و اخلاق برخورد کنید. تعصبات دینی را کنار بگذارید و کمی انسان دوستانه برخورد کنید و یا حداقل اگر کمک نمی کنید با خنده و عربده و یا خرده گرفتن های بی مورد باعث ازار کسی که بعدا خود یک سکوی تبلیغاتی برای سرزمین و فرهنگ شماست نشوید.
ایران سرزمینی چهار فصل با اقوام مختلف و نژادهای مختلف تنها یک دهم درصد از سهم کل صنعت توریسم جهان را داراست و این یعنی یک فاجعه به معنای واقعی!

Leave a Reply