کلینیک مثلثی

مطلب خواندنی تاریخی جالب زیر در مورد چگونگی بنیانگذاری کلینیک مثلثی و سرنوشت بنیانگذارانش

کلینیک مثلثی نوعی درمانگاه است که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران راه اندازی شده و برای آموزش، مشاوره، پیشگیری پزشکی و درمان در سه محور زیر فعالیت می‌کند:

*) مشاوره و درمان اعتیاد،
*) مشاوره و درمان ایدز،
*) مشاوره و درمان بیماری‌های آمیزشی (به غیر از ایدز)

خدمات این کلینیک‌ها به صورت رایگان و بدون دریافت هزینه‌است و در صورت تمایل مراجعه کننده، خدمات دهی به صورت هویت مخفی و یا ناشناس انجام می‌شود. بنابراین بیماران و مراجعه کنندگان برای دادن آزمایش و بهره‌گیری از مشاوره نیازی به معرفی خود نداشته و مجبور به افشای نام و هویت خود نیستند.

به گفتهٔ مینو محرز، متخصص بیماری‌های عفونی، «اولین کلینیک مثلثی در کرمانشاه تأسیس شد که بعدها بهترین مرکز مشاوره شناخته شد. بیماران به مکان‌هایی احتیاج دارند که پاسخگوی آنها باشد. کلینیک‌ها ابتدا در سه نقطهٔ کشور تأسیس شدند، به همین علت به آنها کلینیک‌های مثلثی گفته می‌شد. درحال حاضر این کلینیک‌ها در اکثر نقاط کشور تأسیس شده‌اند. پزشکانی که در این کلینیک‌ها فعالیت می‌کنند بیماران را معاینه می‌کنند و کارهای اولیه مانند واکسیناسیون و آزمایش‌های تشخیصی را برای آنان انجام می‌دهند. همچنین به آنها مشاوره می‌دهند.»

کامیار و آرش علایی دو برادر پزشک ایرانی، از بنیان‌گذاران کلینیک‌های مثلثی برای درمان ایدز و اعتیاد در ایران هستند. به گفتهٔ آرش علایی، «طبق برنامه کشوری ایدز، خدمات بهداشتی-درمانی برای کنترل بیماری در ایران، رایگان است و حق بیمار است که از آنها بهره مند شود، کلینیک‌های مثلثی هم قسمتی از همین مراکز خدماتی هستند که برای اولین بار در استان کرمانشاه راه اندازی شدند و پس از آنکه از سوی سازمان جهانی بهداشت به‌عنوان بهترین الگوی عملیاتی شناخته شد، توسط وزارت بهداشت در سراسر کشور، به وسیله معاونت‌های بهداشتی دانشگاه‌ها به آن پرداخته شد که در حال حاضر این کلینیک‌ها در بسیاری از شهرها و استان‌ها وجود دارند.»

کلینیک‌های مثلثی در زندانها و مراکز مراقبت پس از خروج از زندانیانی که سابقهٔ رفتارهای پرخطر همچون، اعتیاد تزریقی، خالکوبی و رفتار جنسی پر خطر دارند، آزمایش ایدز گرفته و آگاهی‌رسانی دربارهٔ زندگی با بیماری به آنها انجام شود. در آذر ۱۳۹۰، مدیر کل بهداشت و درمان سازمان زندان‌ها تعداد کلینیکهای مثلثی در ایران را ۱۲۸ مرکز عنوان کرد.


کامیار و آرش علایی از بنیان‌گذاران کلینیک‌های مثلثی برای مشاوره و درمان ایدز و اعتیاد در ایران هستند.

آرش علایی پیش‌تر مدیرامور بین‌المللی آموزش و پژوهش در مرکز ملی آموزشی پژوهشی و درمانی سل و بیماری‌های ریوی در ایران بود. کامیار علایی پیش از دستگیری در ایران، پس از تحصیل در رشته پزشکی وسپس بهداشت در حوزه اپیدمیولوژی در ایران وتحصیلات تکمیلی دررشته بهداشت جهانی در دانشگاه هاروارد در حال گذراندن دوره دکترای سیاستگذاری بهداشت در دانشگاه ایالتی نیویورک بود.

برادران علائی که از سیزده سال پیش در برنامه‌ای برای مقابله با گسترش بیماری ایدز در ایران با تمرکز بر معتادان تزریقی در استان کرمانشاه شرکت داشتند، برای فعالیت در زمینهٔ کنترل ایدز به ایران بازگشته بودند. آنها همچنین در تلاش بودند مقدمات همکاری‌های منطقه‌ای در زمینهٔ بهداشت را میان دوازده کشور خاورمیانه و آسیای مرکزی فراهم کنند. برای همین فعالیت ها، دولت وقت به توهم توطئه و فوبیای خارجی ترسی، برادران علایی در ۳ تیر ۱۳۸۷ دستگیر کردند و سیستم عدل و قضا هم آنها را از داشتن وکیل مدافع منع کرده و محروم نمودند. گفته می‌شود در بازجویی به اتهام براندازی نظام، ارتباط با احزاب اپوزیسیون و تشکیل سازمان‌های غیردولتی که آمریکا در تشکیل آنها نقش داشته‌است، متهم گشته‌اند.

دکتر علایی در مصاحبه با رادیو زمانه گفته بود: «برخی آمارها از وجود صد هزار نفر بیمار مبتلا به ایدز در ایران حکایت دارد اما می‌توانیم مانع از گسترش این بیماری شویم» چنین جملاتی باعث گرفتاریشان شده بود!!

 مادر برادران علایی ۲ بهمن ۱۳۸۷ اعلام کرد در ملاقاتی که ۳۰ دی با پسرانش داشته متوجه شده‌است آنها از صدور حکم خود بی‌اطلاع‌اند، ۶۳ روز در زندان انفرادی هستند و نگران است با شکنجه از پسرانش فیلم اعتراف تلویزیونی گرفته شود.

سرانجام کامیار علایی به سه سال زندان محکوم و پس از طی کامل آن آزاد شد. آرش نیز که به شش سال زندان محکوم شده بود، سه ماه بعد از آزادی برادرش به مناسبت عید فطر، عفو و آزاد گردید. بعد از آزادی آنها اقدام به راه اندازی انستیتوی جهانی بهداشت و حقوق انسانی در دانشگاه ایالتی نیویورک نمودند و هم اکنون در انجا بعنوان استاد دانشگاه مشغول تدریس می باشند.

برادران علایی چهار جایزه جهانی به پاس تلاش‌هایشان برای کنترل بیماری ایدز دریافت کرده‌اند، از جمله:

1) جایزه سالانه بهداشت جهانی توسط شورای بهداشت جهانی، به دلیل آنکه «آرش و کامیار علایی سمبل مبارزه جهانی برای کمک به افراد حامل ویروس اچ آی وی بوده‌اند.»

2) شورای بهداشت جهانی جایزه ویژه‌ی خود را به خاطر تلاش‌های بی‌دریغ برادران علایی در مبارزه با ایدز و درمان آن به این دو پزشک ایرانی اهدا کرد.

3) «جایزه بهداشت جهانی و حقوق بشر جاناتان من» (Jonathan Mann Award for Global Health and Human Rights) به خاطر فعالیت ارزشمند برادران علایی در رسیدگی به اشخاص مبتلا به اچ آی وی در ایران به آنها اعطا شده است.

4) «جایزه بهداشت جهانی و حقوق بشر جاناتان من» به کسانی تعلق می‌گیرد که در مبارزه علیه فقر، بیماری و بی‌عدالتی در جهان کار درخور توجهی انجام داده باشند. دکتر جاناتان من که جایزه به نام اوست، مدیر موسس برنامه ویژه ایدز سازمان بهداشت جهانی و مدافع فعال بهداشت و حقوق بشر بود. وی در سال ۱۹۹۸ در سانحه‌ی سقوط هواپیما جان خود را از دست داد.

*) جایزهالیزابت تیلور را که به طور مشترک به وسیله انجمن بین‌المللی ایدز و بنیاد تحقیقات ایدز اهدا می‌شود، در نوزدهمین کنفرانس بین‌المللی ایدز در سال ۲۰۱۲.
*) جایزه حقوق بشر و بهداشت به دو برادر ایرانی اهدا شد.

آرش و کامیار علایی، دو برادر فعال در زمینه پیشگیری از ایدز، از طرف نهاد نماینده سازمان بهداشت جهانی در منطقه آمریکای شمالی مورد تقدیر قرار گرفتند. در این مراسم که به مناسبت روز جهانی حقوق بشر (دهم دسامبر) در آمریکا برگزار شد، برادران علایی به خاطر آنچه “تلاش در زمینه بهداشت و حقوق بشر” عنوان شده لوح تقدیر دریافت کردند.

ایدز در ایران، سوغات سیاست غربی ها:

نخستین مورد گزارش و ثبت شده ابتلا به ایدز در ایران مربوط به سال ۱۳۶۶ و در مورد یک کودک شش ساله مبتلا به بیماری هموفیلی است که فراورده‌های خونی آلوده دریافت کرده بود. در سال‌های اولیهٔ شیوع بیماری، وجود ایدز در ایران اساساً انکار می‌شد. در ارتباط با این بیماری دو پروندهٔ قضایی عمده وجود دارد. پروندهٔ بیماران هموفیلی، که به موجب آن سازمان انتقال خون ایران مقصر شناخته شد و همان برادران علایی که در بالا نوشته شده.

در سال ۱۳۶۴ فراورده‌های خونی شرکت فرانسوی مریو که آلوده به ویروس اچ‌آی‌وی بود، به بیماران هموفیلی، که نیاز دائم به دریافت انواع فاکتورهای انعقادی خون دارند داده شد. هنگامی که این موضوع در میان بیماران هموفیلی افشا شد، وزارت بهداشت آلودگی فراورده‌های خونی وارداتی به ایران را تکذیب کرد در حالی که نمایندهٔ شرکت فرانسوی پس از بازگشت به کشورش در نامه‌ای به وزیر بهداشتِ آن زمان، آلوده بودن فراورده‌های شرکت مریو را تایید کرد.

در سال ۱۳۶۶ اولین مورد از بیماران هموفیلی که از طریق فراورده‌های خونی آلوده به بیماری ایدز مبتلا شدند شناسایی شد. پس از افشای این موضوع در دهه هفتاد پرونده‌ای در این مورد تشکیل شد و در خرداد ۱۳۸۳، دادگاه حکم به پرداخت خسارت از طرف سازمان انتقال خون ایران به ۹۷۴ شاکی پرونده، درمان بیماران مبتلا و عذرخواهی وزارت بهداشت داد. ولی تنها خسارت پرداخت شد و درمان بیماران و عذر خواهی وزارت بهداشت مسکوت ماند. همچنین آمار واقعی بیماران هموفیلی و نزدیکان آنان اعلام نشد.

مریو (به فرانسوی: Mérieux) شرکتی فرانسوی است که که در خلال سالهای جنگ ایران و عراق (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴) با صادر کردن خونهای آلوده به ایران منجر به انتقال ویروس بیماری ایدز (HIV) و ابتلای عده‌ای از بیماران هموفیلی به بیماری ایدز شد. این شرکت پس از چندی توسط شرکت سانوفی آونتی خریداری شد.

فرانسه از حامیان اصلی عراق در جنگ با ایران بود. این کشور همچنین از حامیان بسیاری از گروههای تروریستی ضد ایرانی همچون سازمان مجاهدین خلق بود. این حمایت ها در دوران نخست وزیری فابیوس نیز ادامه داشت.

ایدز در جهان، سوغات استعمار غربیها:

مطالعات ژنتیکی ویروسی نشان می‌دهد که اجداد گروه اچ‌آی‌وی-۱ M به سال ۱۹۱۰ بر می‌گردد. افرادی که مدعی هستند که HIV در این تاریخ شیوع یافته، آن را به ظهور و رشد استعمار و شهرهای مستعمره آفریقایی ارتباط می‌دهند که منجر به تغییرات اجتماعی شامل بی بند و باری جنسی، گسترش تن‌فروشی، و بیماری‌های زخم تناسلی (مانند سیفیلیس) در شهرهای مستعمره شده است.  در حالی که میزان انتقال HIV در رابطه جنسی واژینال در حالت عادی کم است، اما اگر یکی از طرفین مبتلا به یک بیماری آمیزشی عفونی باشد، احتمال انتقال هم افزایش خواهد یافت. در اوایل دهه ۱۹۰۰ شهرهای مستعمره به دلیل شیوع بالای تن‌فروشی و بیماری‌های زخم تناسلی معروف بودند و به نظر می‌رسید که در سال ۱۹۲۸ به اندازه ۴۵٪ زنان ساکن کینشاسا شرقی تن‌فروشی می‌کردند و در سال ۱۹۳۳ در حدود ۱۵٪ ساکنان همان شهر به یکی به بیماری سیفیلیس مبتلا شده بودند.

از نگاهی دیگر مشاهده می‌شود که اعمال خطرناک پزشکی در آفریقا در طول جنگ جهانی دوم، مانند استریل نبودن، استفاده مجدد از سرنگ‌ها در واکسن‌های عمومی، آنتی‌بیوتیک و آنتی‌مالاریا از عواملی بوده‌اند که باعث پخش ویروس و سازگاری آن با انسان‌ها شده است.

بررسی نمونه‌های خونی به جا مانده از گذشته نشان می‌دهد که اولین انسانی که مبتلا به ایدز شده در سال ۱۹۵۹ در کنگو جان خود از دست داده‌است. این نخستین و قدیمی‌ترین مورد مرگ شناخته شده در اثر ابتلاء به این بیماری محسوب می‌شود. همچنین ممکن است ویروس اچ‌آی‌وی نخستین بار در سال ۱۹۶۶ به آمریکا رسیده باشد، ولی عمده شیوع HIV مربوط به خارج از صحرای آفریقا (و همچنین آمریکا) می‌شود و می‌توان آن را به فردی ناشناس و مبتلا به ایدز نسبت داد که در هائیتی زندگی می‌کرده‌است و با ورود به آمریکا در سال ۱۹۶۹ به آن شیوع بخشیده‌است.

پس از آن به سرعت بین گروه‌های پرخطر (در ابتدا در بین مردان همجنس‌گرا) پخش شد. در سال ۱۹۷۸ شیوع ویروس HIV-1 در بین مردان همجنس‌گرای ساکن نیویورک و سان فرانسیسکو، ۵ درصد تخمین زده شد که بیانگر این است که هزاران نفر در کشور مبتلاً به ایدز بوده‌اند.

در سال ۱۹۹۶ فردی اهل اوگاندا با نام جانسون آزیگا که به کانادا مهاجرت کرده بود، حامل ویروس HIV تشخیص داده شد و علی‌رغم آگاهی از بیمار بودن خود، با ۱۱ زن نزدیکی داشت بدون آنکه از کاندوم استفاده کند و یا اینکه آنها را از بیماری خود آگاه سازد. این کار وی منجر به مبتلا شدن هفت نفر از آنها به HIV و همچنین کشته شدن دو نفر از آنان بر اثر ایدز شد که این موضوع در سال ۲۰۰۳ فاش شد. پس از برگزاری دادگاه‌های متوالی، در نهایت آزیگا در سال ۲۰۰۹ به قتل عمد متهم شده و به حبس ابد محکوم شد

حرف زدن از بیماری ایدز در ایران با محدودیت‌های اخلاقی و عرفی همراه‌است. بحث و گفتگو درباره بلوغ، بهداشت جنسی و بیماری‌های آمیزشی در خانواده‌ها هم چنان محدود است و ابراز ابتلا به این بیماری موجب انگ اخلاقی در خانواده، اطرافیان و جامعه می‌شود و باعث پنهان‌کاری می‌گردد، بنابراین این بیماری در خفا گسترش می‌یابد و همین امر کنترل را مشکل می‌کند. در منظر بسیاری از مردم، بیمار اچ‌آی‌وی مثبت لزوماً دست به عملی غیراخلاقی زده‌است. مبتلایان در صورت اعلام بیماری خود ممکن است با طرد از خانواده، اخراج از محل کار، و دریافت نکردن یا تبعیض در مورد دریافت خدمات بهداشتی و اجتماعی روبرو شوند. بسیاری از معتادان تزریقی به دلیل ترس از تحقیر و تبعیض، در اولین سالی که اچ‌آی‌وی در آنها تشخیص داده می‌شود دست به خودکشی می‌زنند، که به نظر نگارنده، یکی از معدود خودکشی های شرافتبار است.

نمایشگاه مجازی فارس، پدرام حقیقی

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733