پرنس ارفع

یکی از مهمترین افراد اثر گذار بر ایران و جهان که کمتر شناخته شده است، میرزا رضا خان ارفع می باشد.

پرنس ارفع

میرزا رضا دانش، ملقب به رضا خان ارفع یا پرنس ارفع، از رجال عهد ناصری، سرکنسول، وزیر مختار، سفیر، وزیر دادگستری و نامزد جایزه صلح نوبل بود.

میرزا رضا خان متخلص به دانش و ملقب به ارفع الدوله از رجال اواخر عهد ناصری یکی از معدود افراد ایرانی و یا شاید در جهان است که بدون آنکه هیچ نسبتی با هیچ پادشاه و ملکه‌ای داشته باشد به عنوان پرنس (شاهزاده) رسیده است. ضمناً او در سال‌های ۱۹۰۴، ۱۹۳۳، ۱۹۳۵، ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ نامزد جایزهٔ صلح نوبل شده است.

ميرزا رضا خان ارفع‏ الدوله در سال 1270 قمری (تقریبا معادل 1229 ه.ش) در تبريز متولد شد . او پس از به پايان بردن تحصيلات مکتب‏خانه‏ ای در زمينه فقه و اصول و تفسير علم‏ الرجال، خود را برای تحصيلات حوزوی در نجف آماده مي‏ ساخت که سيل بزرگی در تبريز جاری شد و حجره پدر او را نابود ساخت. ورشکستگی پدر مانع ادامه تحصيل شد و رضا برای کمک به امرار معاش خانواده به کار در يک صرافی مشغول شد. پس از چندی او از تبريز به اسلامبول رفت و در اين شهر به تحصيل در مدرسه يونانی ها پرداخت و زبان فرانسه و انگليسی را علاوه بر زبان مادری اش که ترکی بود، فراگرفت.

تفليس مقصد بعدی وی بود و در اين شهر نيز زبان و تاريخ روسی را آموخت. او با کنسولگری ايران در تفليس ارتباط برقرار کرد و در سال 1295ق ميرزا محمودخان کارپرداز کنسولگری از وی دعوت کرد که به عنوان مترجم سفارت در مراسم استقبال از ناصرالدين شاه او را از جلفا تا تفليس همراهی کند . او از همين سال به استخدام کنسولگری ايران درآمد و در ضمن تحت تاثير ميرزا فتحعلی خان آخوندزاده رساله‏ ای برای تغيير خط فارسی نوشت و آن را برای روزنامه اختر ارسال کرد که مورد استقبال قرار گرفت. خط پيشنهادی ترکيبی از حروف روسی و انگليسی بود و او بسيار به اين خط اختراعی خود افتخار مي‏کرد! ميرزا ملکم خان که خود از نظريه‏ پردازان تغيير خط فارسی بود به مناسبت اقدام ميرزا رضا او را ملقب به دانش کرد!

ارفع، دارای یک زن ایرانی به اسم “لیلی” و یک زن سوئدی به نام “السا لیندبرگ” بود که بعدها به “دولت خانم ارفع” تغییر نام داد.

دانستن زبان باعث پیشرفت او به سمت مترجمی کنسولگری ایران در تفلیس شده و در مأموریت تعیین سرحدات شرکت می‌کند.

حاصل فعالیت هایش موجب ترقیات بعدی وی به کاردار سفارت ایران در پترزبورگ و سپس مستشاری سفارت می‌گردد. در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ (۱۳۰۶ تا ۱۳۰۷ قمری) در زمره ملتزمین رکاب قرار می‌گیرد و در برگشت به سمت کنسول ایران در تفلیس (که درآمد بسیار بالایی هم داشته‌است) ترقی می‌کند.

در این منصب یکی از سوگلی‌های ناصرالدین شاه برای معالجه چشم راهی فرنگ می‌شود و ارفع الدوله موفق می‌شود با خوش‌خدمتی و چرب‌زبانی تعداد قابل توجهی از فرمانهای سفید مهردار شاه را از او دریافت کند. اعتماد السلطنه برآورد کرده‌است این فرمانها هریک به مبلغ ده هزار تومان ارزش داشته باشند.

در سال ۱۳۱۲ قمری وزیر مختار ایران در پترزبورگ شده و هم‌زمان سمت وزیر مختاری در دول سوئد و نروژ را نیز کسب می‌نماید. سه سال بعد نماینده ایران در انجمن صلح لاهه شده و در سال ۱۳۱۸ قمری لقب پرنس را از مظفرالدین شاه دریافت می‌کند. در سال ۱۳۱۹ قمری سفیر ایران در استانبول می‌گردد و به عنوان نماینده شاه ایران در جشن تاج‌گذاری آلفونس سیزدهم پادشاه اسپانیا شرکت می‌کند.

از اقدامات وی در مقام وزیر مختاری در روسیه، اقدام وساطت و دوندگی برای استقراض دو میلیون لیره‌ از روسیه بود که از این مبلغ مقداری بین او و دیگر دولتمردان دربار مظفری تقسیم شد و مقداری دیگر صرف هزینه سفر نخست شاه به فرنگستان گشت. معروف است که او نوک قلمی را که با آن این قرارداد را امضاء کرده بود طلا گرفته و در موزه معروف خود موسوم به دانشگاه در موناکو در معرض دید عموم قرار داده بود. او در همین ایام از سوی مظفرالدین شاه به پرنس ارفع‌الدوله ملقب شد. میرزا رضا پس از سفارت روسیه به سفارت ایران در اسلامبول منصوب شد و تا سال ۱۳۲۸ در این پست باقی بود و با مشروطه‌خواهان درگیری بسیار داشت و آنان برکناری او را خواهان بودند. پس از برکناری از سفارت به موناکو رفت و تا سال ۱۳۳۱ به دعوت علاء‌السلطنه به ایران دعوت شد و به وزارت عدلیه منصوب شد اما دوران وزارت او نیز طولی نکشید و مجدداً در سال ۱۳۳۲ ارفع‌الدوله راهی موناکو شد. آخرین پست دولتی وی نمایندگی ایران در جامعه ملل بود و پس از هشت سال از این سمت نیز کنار گذاشته شد و به تهران احضار شد. رضا شاه به وی پیشنهاد ریاست شورای دولتی را داد که ارفع‌الدوله نپذیرفت و در سال ۱۳۱۰ش به موناکو رفت و در نوروز سال ۱۳۱۶ در همین محل فوت کرد.

از خدمات پرنس ارفع الدوله دانش ساخت یک باب مدرسه در محله آب‌منگل تهران است که نزدیک به صد سال قدمت دارد و بیان شده که بعد از دارالفنون این مدرسه بنام پرنس دانش ساخته شده‌است و امروزه دبستان اثنی عشری نامیده می‌شود. لوح یادبود ایشان در دیواره مدرسه نصب است.

هر دو پسر او یعنی حسن ارفع و ابراهیم ارفع از نظامیان بلندپایه ایران شدند. حسن ارفع، اولین فرزند اوست که در اردیبهشت ماه ۱۲۷۴ ش در شهر تفلیس به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتی، در زمانی که پدرش، سفیر کبیر ایران در دربار عثمانی بود، علی رغم علاقه پدر و مادرش به تحصیل وی در فرانسه، در سال ۱۲۹۱ به دبیرستان نظام در استانبول ترکیه رفت، ولی پس از دو سال، به علت شروع جنگ به ایران آمد و با درجه افسری، به ارتش پیوست و پس از این ایام بود که به دانشکده افسری سویس اعزام شد و پس از آن در سال ۱۳۰۲ جزو محصلین اعزامی به فرانسه رفت و دوره تکمیلی‌دانشکده سواره نظام را طی کرد و به ایران بازگشت. در سال ۱۳۰۴ ش، به عنوان وابسته نظامی ایران در لندن منصوب شد و در همین دوران بود که ازدواج کرد. وی، در مدت خدمت ارتش، در رده‌های مختلف، دارای‌مشاغل و مناصب متعددی از جمله: آجودان رضاشاه، استاد دانشکده ستاد ارتش، فرمانده لشکر اول و ریاست ستاد ارتش بود و نشان‌های مختلفی نیز دریافت و آثاری نیز در رشته نظامی تألیف کرد. حسن ارفع در تاریخ ۷/ ۱۲/۱۳۲۵ بازنشسته شد و در سال ۱۳۲۶ گروهی را تشکیل داد که بر روی سربرگ‌های آن نوشته شده بود: «آسیا گروه». این گروه بعداً به نام حزب نهضت ملی درآمد و تا سال ۱۳۳۰ که وی وزیر راه در کابینه حسین علاء شد، فعالیت داشت. حسن ارفع، ضمنِ حضورِ فعال در صحنه‌های سیاسی، با عواملِ انگلیس، از جمله سیدضیاءالدین طباطبائی حشر و نشر داشت، از مریدان رضاخان محسوب می‌شد و حکومت سلطنتی را بهترین نوع حکومت و شاه را سایه خدا می‌دانست. حسن ارفع که باغ مسکونی خود در لارک (از نواحی نیاوران) را، تبدیل به محل اجتماع و رفت و آمد سیاسیون وقت کرده بود و با یکصد نفر خدم و حشم به رتق و فتق امور آن می‌پرداخت، در سال ۱۳۳۵ در حالیکه شایعه نخست وزیری او بر سرِ زبان‌ها افتاده بود، با نوری سعید (نخست وزیر عراق)، به اتفاق معاون وزارت خارجه انگلیس، در این محل ملاقات کرد. وی در سال ۱۳۳۶ مجدداً حزب نهضت ملی ایران را فعال کرد و در مهر ماه همین سال، به اتفاق همسرش به انگلستان رفت و در تاریخ ۲۵/ ۹/ ۳۶ به جای منصورالملک، به عنوان سفیر شاه، به ترکیه رفت. او که ضمن سفیر کبیری ایران در ترکیه، وزیرمختاری کشور یونان را نیز به عهده داشت، پس از ۴ سال حضور در ترکیه، به کراچی رفت و سفیر کبیر ایران در پاکستان شد. حسن ارفع که در سال ۱۳۴۹ همسر انگلیسی خود را از دست داده و پس از شغل سفارت، عضو ارشد بارزسی‌عالی مرزها شده بود، در سال ۱۳۵۱ با فرمان محمدرضا پهلوی، به عنوان نیابت ریاست انجمن ایران و پاکستان منصوب شد. او که از حمایت‌های انگلستان در همه حال بهره می‌برد و با سفرای کشورهای مختلف رابطه داشت و در لارک، مؤسسه شیرلارک را با شکل و شیوه‌ای کاملاً نظامی بوجود آورده بود، در سال ۱۳۵۲ طی عریضه‌ای از محمدرضا پهلوی تقاضا کرد، زمین‌های قریه لارک را تقسیم و به فروش برساند. او در این نامه نوشته است، این قریه متعلق به همسرم بوده که به فرزندانش رسیده است. حسن ارفع در اوج حرکت‌های انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۹/ ۱۰/ ۵۷ به بهانه معالجه به خارج از کشور گریخت.

دیگر فرزند میرزا رضا، ابراهیم ارفع بود که در سال ۱۲۸۰ش به دنیا آمد. او نیز در رشتهٔ نظامی تحصیل و در رده‌های مختلف نظامی فعالیت کرد. سعید نفیسی در بارهٔ وی نوشته است: «پسر دیگری به نام ابراهیم ارفع داشت، و او هم افسر بود و در آغاز جنگ دوم، پس از ورود متفقین به ایران که با جمعی از افسران دیگر، به دعوت ارتش انگلیس به مصر می‌رفت، در راه، هواپیمائی که آنها را می‌برد، واژگون شد و همه سرنشینانش کشته شدند.»۹ ابراهیم ارفع، پس از انجام تحصیلات مقدماتی و فراگیری زبان فرانسه و روسی، برای ادامه تحصیلات به فرانسه اعزام شد و پس از انجام تحصیلات متوسطه، وارد دانشکده پیاده‌نظام سن سیر شد و دورهٔ مزبور را با احراز رتبهٔ اولی پایان داد و به درجهٔ افسری رسید. چندی در یکی از هنگ‌های پیاده و ارتش فرانسه خدمت کرد و در ۱۳۰۱ ش با درجهٔ نایب دومی، در ارتش نوین ایران که با برنامه‌ریزی انگلیس و با دست رضاخان بازسازی شده بود، استخدام گردید. چندی در لشکر کردستان و زمانی در لشکر خراسان، فرمانده گروهان و گردان بود. در سال ۱۳۱۴ با درجهٔ سرگردی فرمانده گردان پیاده دانشکده افسری شد. در سال ۱۳۱۷ سرهنگ دوم و در سال ۱۳۱۹ به درجهٔ سرهنگی ارتقاء پیدا کرد. در سال ۱۳۲۰ به ریاست ستاد سپاه غرب (لشکرهای کردستان و کرمانشاه) منصوب گردید. بعد از شهریور ۱۳۲۰ به کفالت فرماندهی لشکر کرمانشاه و در اوایل ۱۳۲۱ به فرماندهی لشکر کردستان، که سرلشکر محمود امینی فرمانده آن کشته شده بود، منصوب شد. به پاس خدماتش در لشکر کردستان، درجهٔ سرتیپی گرفت و به تهران احضار و به فرماندهی لشکر ۲ پادگان مرکز برگزیده گردید. در دی ماه ۱۳۲۱ بنا به دعوت دولت انگلیس همراه هیئتی از افسران ایرانی و انگلیسی برای بازدید از جبهه جنگ، به وسیلهٔ هواپیما عازم بازدید گردید. در نزدیک خرقان به علت کولاک و نزول برف سنگین، هواپیما اعتدال خود را از دست داد و سرانجام سقوط کرد و کلیه سرنشینان هواپیما اعم از ایرانی و انگلیسی کشته شدند. افسران ایرانی در این هواپیما عبارت بودند از: سرتیپ ابراهیم ارفع، سرهنگ شرف‌الدین قهرمانی فرمانده نیروی هوائی ایران، سرهنگ غلامحسین شیبانی و سرگرد ابوالفتح مهاجر. این افسران در طی تشریفاتی در بقعه ظهیرالدوله، واقع در نیمه راه دربند، به خاک سپرده شدند.

تنها دخترِ میرزا رضاخان ارفع که نام او را فاطمه نوشته‌اند، همسر فردی به نام حیدر علی شده است که این حیدرعلی، نیز نام خانوادگی ارفع را برای خود انتخاب و در دوران پایانی حکومت پهلوی‌ها، چند دوره نماینده مجلس شورای ملی، ریاست دانشگاه شیراز، عضویت دورهٔ ششم مجلس سنا از همدان، ریاست سازمان جنگل و جنگلبانی و… عضویت در احزاب ایران نوین و مردم، از دیگر فعالیت‌های اوست. خاندان ارفع، نه تنها در تربیتِ محمدرضا پهلوی، که در تربیت محمدعلی شاه نیز در دوران ولیعهدی او، نقش ایفا کرده‌اند؛ و آن در سال ۱۳۱۸ ق می‌باشد که میرزا رضاخان از سوی دربار مأموریت یافت تا یک معلم روسی برای ولیعهد پیدا کند و او نیز، «مارکویچ شاپشال» را برای این منظور انتخاب و راهی ایران نمود.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733