صدیقه پهلوی

صدیقه پهلوی تصویر: شناسنامه “صدیقه پهلوی”، فرزند (خودخوانده) رضاشاه پهلوی”

در سده اخیر ودر جریان مواجهه جامعه ایران با دنیای مدرن، هر پدیده نوظهور و تازه وارد ابتدا با مقاومت ها و واکنش های منفی رو به رو می شده و سپس به مرور جامعه آن را می پذیرفت.

(گردآوری شده از سراسر وب) توسط نمایشگاه مجازی فارس


یکی از این موارد «سجل» یا همان شناسنامه است که دراوایل قرن جاری خورشیدی در برخی شهرها علیه آن فتوا هم صادر شد. در برخی جاها نیز مردم مایل به ذکر نام زنان و دختران خود در شناسنامه یا همان « سجل » نبودند و این کار را ورود به عرصه « محارم» خود می دانستند.
“سید هادی خسروشاهی” نویسنده تبریزی در این باره گفته بود:

« در همان ایام (سال 1304 شمسی)حادثه جالبی در خمین اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که فردی به نام “حسینعلی بنی آدم” – که شخص متدینی هم بود – و رییس اداره سجلات یا ثبت احوال بود اعلام کرد که مردم باید نام همسران خود را نیز بگویند و بنویسند ولی مردم خمین بر ضد “بنی آدم” تظاهرات به راه انداختند و به مرکز، تلگراف شکایت فرستادند که بنی آدم می خواهد نام محارم و دخترهای ما را بنویسد و ثبت کند و ما نام آنها را به نامحرمان نمی دهیم! البته این موضوع بعدها و به تدریج حل شد. من شنیدم که در تبریز هم مرحوم “آقا میرزا صادق آقا” فتوایی داده بود که گرفتن سجل حرام است و اگر بدون آن اجازه ندادند به حج بروند مردم هم نباید به حج بروند! البته در آن اوایل از این قبیل فتواها در بلاد زیاد بود و شاید نوعی مبارزه منفی با حکومت رضا شاه هم به حساب می آمد.»

شایان ذکر است که نخستین شناسنامه ایرانی در دوران قاجار و در تاریخ ۳ دی ۱۲۹۷ برای دختری به نام “فاطمه ایرانی” صادر شد

ادعا میشود که “صدیقه پهلوی” فرزند “رضاشاه پهلوی” و “مریم سوادکوهی” بود.
“صدیقه” مادر خود را در شیرخوارگی به علت بیماری سل از دست داد و “رضاخان” سرپرستی او را به فردی به نام “علی اکبر کدویی” سپرد.
“علی اکبر”، “صدیقه” را به عنوان فرزند خویش بزرگ کرد و راز هویت واقعی اش را تا جوانی از او پنهان داشت. “صدیقه” پس از اطلاع از هویت حقیقی خویش با همسر و فرزندانش به تهران آمد و در صدد اعاده هویت برآمد، ولی دادگستری و دربار او را به عنوان فرزند “رضاخان” به رسمیت نشناختند.
او تا زمان انقلاب ایران با نام خانوادگی پدرخوانده اش، “کدویی”، شناخته می شد و به خاندان سلطنتی راه نیافت.

نامه دختر رضا خان به خمینیدر نامه صدیقه که روزنامه اطلاعات متن آن را منتشر کرده، آمده است: «اینجانب صدیقه دختر رضاخان (رضاشاه سابق) و زهرا سوادکوهی می باشم که با انگیزه تلفن مورخه سه شنبه اول اسفند ۵۷ خانمی که خود را از کمیته آن امام به من معرفی کرد و گویا من بی نام و نشان را که از مردم طبقه سوم اجتماع نیز محروم ترم با شاهزاده خانم‌های معروف پهلوی اشتباه گرفتند و به کمیته احضارم کردند. لذا مصدع اوقات گرانبهای شما شدم در حالی که اکنون مجال رسیدگی به این امور نیست.»

در ادامه این نامه آمده است: «اینجانب بنا به وظیفه شرعی خود در روز ششم تشریف فرمایی آن حضرت موفق به زیارت شدم ولی حال که احضار گردیدم چه بهتر که این سعادت از نزدیک دست دهد تا جریان ۲۰ سال مبارزه حق طلبانه از دستگاه بی عدالت دربار و طبقه حاکمه است نخست وزیری هویدا را به عرض برسانم. پرونده دادخواهی در مورد اثبات نسب و احقاق حق خود را که بنا بر امر مرجع تقلید شیعیان آن زمان مرحوم حضرت آیت الله بروجردی به جریان انداخته ام در تمام مراجع صلاحیت دار کشور نظیر اداره معاضدت قضایی شعبه اول دادگاه‌های شهرستان تهران، شعبه ۶ دادگاه استان مرکزی و شعبه هفتم دیوان عالی کشور و دادگاههای کرمانشاه، همدان، مازندران، وزارت دربار، کمیسیون عرایض دربار، سازمان امنیت و… سابقه طولانی دارد.

ضمنا چون مرحوم آیت الله بروجردی به من فرمودند در نهایت سیدی شما را یاری خواهد کرد من ابتدا فکر کردم منظورشان امام جمعه سابق تهران است. پس از ملاحظه منزل و دم و دستگاه درباری و بریز و بپاش ایشان متوجه شدم او نیست و با تلفن پریروز دستگیرم شد آن سید یاری کننده زعیم و مرجع عالیقدر شیعیان فعلی می‌باشد. علی هذا من فاقد شناسنامه هستم به جهت اینکه وزارت دربار گفتند که شوهرش مصدقی است و اشرف پهلوی هم گفت ما این خواهر بیسواد که با لهجه صحبت می‌نماید را نمی توانیم شناسنامه پهلوی دهیم ناچار تقاضا کردم شناسنامه پهلوی نمی خواهم با شناسنامه مادرم که سوادکوه است به من شناسنامه بدهید آن هم پس از تشریفات اداری از دربار به وزارت دادگستری سپس به اداره ثبت احوال ارسال کردم که آنها هم اظهار داشتند باید یک مقام صلاحیت دار دستور بدهد.»

در بخش پایانی از این نامه آمده است: «به علت پیگیری ۲۰ ساله نه تنها چیزی دست مرا نگرفت بلکه بیش از ۴۰ هزار تومان قرض و از دست دادن درآمد روزانه شوهرم نصیبم گردید و فقط نزدیک به ۷۰۰ متر زمین از ارثیه مادری که در مازندران است. بنابراین پس از تحقیق کافی از ادارات فوق و محل های سکونت من استدعای رسیدگی و احضارم را می‌نمایم تا با مدارک موجود بتوان حق مظلومی را از ظالمان اخذ و ضمنا به وصیت مرحوم آیت الله بروجردی نیز عمل شود.»

قبر (آرامگاه) صدیقه پهلویصدیقه در روز ۲۲ دی ۱۳۶۸ در سن ۷۲ سالگی در تهران درگذشت و در قطعه ۱۱۲ ردیف ۶۲ شماره۳۰ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
صحت ادعای “صدیقه” هرگز تایید و اثبات نشد!

 جستجو، جمع آوری، ویرایش و بازپخش: نمایشگاه مجازی فارس

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733