ابوبکر محمّد بن زَکَریای رازی

محمد، فرزند زکریا، متخلص به رازی، دانشمند شیمیدان، فیلسوف و پزشک ایرانی است که در شهر “ری” از شهرهای باستانی بزرگ و از شهرهای امروزی استان تهران به دنیا آمد. زمان تولد او را شعبان 251 هجری، معادل 865 میلادی توسط ابوریحان بیرونی گزارش شده. محمد سیر تکاملی خود را از عود زدن شروع کرد، گاهی هم شعر می سرود، اینگونه درآمدی را که مایل بود نداشت، برای همین به  زرگری روی آورد، سودای ثروت بی شمار او را از زرگری به کیمیاگری کشاند و در این مورد چنان غرق در کار شد که بر اثر بیماری به چشم پزشک رجوع کرد، وقتی دید بابت درمان چشمش هزینه ای گزاف پرداخته، به این نتیجه رسید که کیمیای واقعی “علم” است، بنابراین در سنین بالا به آموختن علم پزشکی در دانشگاه بغداد، بزرگترین دانشگاه آن زمان روی آورد. چندی بعد ریاست بیمارستان “معتضدی” را به دست گرفت. پس از مرگ معتضد، خلیفه عباسی، رازی به ری بازگشت و رئیس بیمارستان ری شد. در این شهر و این بیمارستان به درمان بیماران پرداخت و در اثر در مجاورت مواد شیمیایی همچون بخار جیوه قرار گرفتن در اواخر عمر کور شد و تقریبا در 5 شعبان 313 قمری ( تقریبا 60 سالگی) در ری وفات نمود. آرامگاه او نامعلوم می باشد.

رازی کتابهایی را در تقبیح مذاهب و در باب روشهای شیادی پیامبران نوشت که اگر چه امروز خودشان موجود نیستند اما بخش هایی از آن ها در آثار دیگران بحث و بررسی شده اند. به گفته بیرونی، رازی نه تنها اسلام که تمامی مذاهب را تقبیح کرد. او تمامی کسانی که از ابتدا ادعای پیغمبری کردند را شیادانی می دانست که در بهترین حالت بیماری روانی داشتند. وی همچنین قرآن را مجموعه ای از افسانه های سراسر تناقض می خواند که هیچ اطلاعات مفید و بدردبخوری ندارد.

سه نمونه کتاب و مشخصات کتاب، متن نوشته شده در کتاب در زیر آمده:

Bullivant, Stephen and Michael Ruse. The Oxford Handbook of Atheism. OUP Oxford, 2016-12-20. ISBN ‎9780199644650.

“Razi produced a number of highly controversial philosophical critiques of prophecy and revelation. None of them is extant except in citations, but their titles alone make his programme clear:

Book on the Prophets’ Fraudulent Tricks;

Book on the Ploys of the Impostors of Prophecy;

and Book on the Refutation of Religions.

The Qur ’an, according to Razi, is ‘full of contradictions and does not contain any useful information or explanation’ […] How come do you deem it necessary that God would single out some for prophecsy and some not, and give them privilege over the people as their guides, and make people dependent on them? And how come do you deem it fitting the wisdom of the All-wise [God] to choose this for them, inciting one against another, enforcing enmities among them, increasing war among them, and thus bringing death upon the people?”

Stroumsa, Sarah. Freethinkers of Medieval Islam: Ibn Al-Rawāndī, Abū Bakr Al-Rāzī and Their Impact on Islamic Thought. BRILL, 1999-01-01. ISBN ‎9004113746.

“By these worthless stupidities he intended to butteres his claims and to expose the fradulent tricks and senseless myth. […] You are talking about a work which recounts ancient myths, and which at the same time is full of contradictions.”

Starr, S. Frederick. Lost Enlightenment: Central Asia’s Golden Age from the Arab Conquest to Tamerlane. Princeton University Press, 2013-10-06. ISBN ‎9781400848805.

“By God what you say astonishes us! You are talking about a work which recounts ancient myths, and which at the same time is full of contradictions and does not contain any useful information or explanation.”

 هانری کربن (فیلسوف، ایرانشناس، شیعه شناس، اسلام شناس فرانسوی) در مقدمه‌ای که بر جامع‌الحکمتینِ ناصرخسرو نوشته (بخشی از آن با نامِ «نقد آراء محمد زکریای رازی در جامع‌الحکمتین» به فارسی ترجمه شده است)، می‌گوید وی نبوت و وحی را نفی می‌کرد و ضرورت آن را نمی‌پذیرفت. در تفکر رازی همهٔ انسان‌ها قدرت و توانایی رسیدن به معرفت و دانایی را دارند، و لذا از لحاظ توانایی کسب معرفت با هم برابرند و بر یکدیگر هیچ برتری ندارند. از دیدگاه او مقتضای حکمت و رحمت الهی این است که انسان‌ها همگی به منافع و مضار خود صاحب علم باشند و اگر خدا قومی را به نبوت اختصاص دهد به این معناست که آنها را بر دیگر انسانها برتری داده و این برتری باعث جنگ و دشمنی و در نهایت هلاکت انسانها می‌شود که این با حکمت و رحمت الهی سازگاری ندارد. کتب زیر به این اعتقاد وی اشاره دارند:

  • «فی‌النبوات» که دیگران به طعن و استهزاء، نام آن را «نقض‌الادیان» نهاده‌اند.

  • «فی حیل المتنبین» دیگران به طعن نام او را «مخارق‌الانبیاء» گذاشته‌اند.

  • تاریخ فلسفهٔ اسلامی، هنری کوربن

  • معارف اسلامی در جهان اسلام، سیدحسین نصر

دو کتاب نخست نام برده شده در  بالا اکنون در دست نیستند. اما جنیفر مایکل در کتابش نقل قول‌هایی از کتب بالا می‌آورد.

Jennifer Michael Hecht, “Doubt: A History: The Great Doubters and Their Legacy of Innovation from Socrates and Jesus to Thomas Jefferson and Emily Dickinson”, pg. 227-230

همچنین احمد بیرشک می‌نویسد: «از تعلیمات او این بود که همهٔ آدمیان سهمی از خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح دربارهٔ مطالب عملی و نظری به‌دست آورند، آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی نیاز ندارند؛ درحقیقت دین زیان‌آورد است و مسبب کینه و جنگ. نسبت به همهٔ مقامات همهٔ سرزمین‌ها شک داشت».

گروهی معتقدند این تفکرات رازی موجب خشم علمای اسلامی علیه او شد و او را ملحد خواندند و آثار او را رد کردند و دست به نابودی آنها زدند. کسانی چون ناصرخسرو، ابن حزم و موسی بن میمون او را نادان و مهوس بی‌باک و سخنان او را دعاوی و خرافات بی‌دلیل، هوس و هذیانات خوانده‌اند.ابن قیم الجوزیه میگوید: «رازی از هر دینی بدترین چیزهای آن را برگزید و کتابی در ابطال نبوات و رساله ای در ابطال معاد تألیف کرد و مذهبی ساخت که از مجموع عقائد زندیقان عالم ترکیب یافته بود».


مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کرده‌اند:

ابن ربن طبری: زکریا در طب شاگرد وی بوده است

ابوزید بلخی: حکیم زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده است

ابوالعباس محمد بن نیشابوری: استاد محمد بن زکریا رازی در حکمت مادی (ماتریالیسم) یا گیتی شناسی

رازی مردی خوش‌خو و در تحصیل کوشا بود. وی به بیماران توجه خاصی داشت و تا زمان تشخیص بیماری دست از آن‌ها برنمی‌داشت و نسبت به فقرا و بینوایان بسیار رئوف بود. رازی، برخلاف بسیاری از پزشکان، که بیشتر مایل به درمان پادشاهان و امرا و بزرگان بودند، با مردم عادی بیشتر سروکار داشته‌است. ابن‌الندیم در کتاب الفهرست خود می‌گوید: «تفقد و مهربانی به همه کس، به‌ویژه فقرا و بیماران داشته، از حالشان جویا، و به عیادتشان می‌رفت و مقرری‌های کلانی برای آن‌ها گذاشته‌بود.» رازی، در کتابی به نام صفات بیمارستان، این عقیده را ابراز می‌دارد که هر کسی لایق طبابت نیست و طبیب باید دارای صفات و مشخصه‌های ویژه‌ای باشد. رازی دربارهٔ جاهل عالم‌نما افشاگری‌های متعددی صورت داده‌است و با افراد کم‌سواد که خود را طبیب می‌نامیدند و اطرافیان بیمار که در طبابت دخالت می‌کردند به‌شدت مخالفت می‌کرد و به‌همین‌سبب مخالفانی داشت.

درمورد آثار رازی در لغت‌نامهٔ دهخدا آمده‌است:

“ابن‌الندیم در کتاب «الفهرست» خود تعداد آثار رازی را یک‌صدوشصت‌وهفت و ابوریحان بیرونی در کتاب فهرست کتب کتاب در ریاضیات و نجوم، ۷ کتاب در تفسیر و تلخیص و اختصار کتب فلسفی یا طبی دیگران، ۱۷ کتاب در علوم فلسفی و تخمینی، ۶ کتاب در در مافوق الطبیعه، ۱۴ کتاب در الهیات، ۲۲ کتاب در کیمیا، ۲ کتاب در کفریات، ۱۰ کتاب در فنون مختلف که جمعاً بالغ بر یک‌صدوهشتادوچهار مجلد می‌شود و ابن اصیبعه در عیون الانباء فی طبقات الاطباء دویست‌وسی‌وهشت کتاب از برای رازی برمی‌شمارد.”

محمود نجم‌آبادی استاد دانشگاه تهران کتابی به عنوان «مولفات و مصنفات ابوبکر محمدبن زکریای رازی» نوشته است که در سال ۱۳۳۹ به‌وسیله انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است در این کتاب فهرست‌های ارائه شده توسط ابن الندیم و ابوریحان بیرونی و قفطی و ابن اصیبعه با یک‌دیگر تطبیق داده شده‌است و در مجموع دویست‌وهفتادویک کتاب و رساله و مقاله فهرست شده‌است.

این نوشتار، در سایت نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده مقالات فاخر فارسی پدیدار گشته.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733