ارزش پول ملی ایران ۱۰ برابر انگلیس

روزگاری ارزش پول ملی ایران ۱۰ برابر انگلیس بود

در حال حاضر هیچ کالایی در پهنه ایران زمین یافت نمی‌شود که بتوان با سکه یک ریالی معامله کرد. این به لحاظ اقتصادی به چه معناست؟ آیا ارزش پول ملی مهم است؟ برای تقویت آن چه باید کرد؟

در ماده ۱۰ قانون پولی و بانکی کشور بند «ب» آمده است: «هدف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران حفظ ارزش پول و موازنه پرداخت‌ها و تسهیل مبادلات بازرگانی و کمک به رشد اقتصادی کشور است». پس حفظ ارزش پول ملی یکی از وظایف مهم بانک مرکزی و ماموریت اصلی رئیس کل آن است اما چه کالایی در جغرافیای ایران می‌توان با سکه یک ریالی خرید کرد؟

در حالی که براساس قانون پولی و بانکی کشور واحد پول ملی ایران ریال است و هر ریال برابر صد دینار و یک ریال برابر یکصد و هشت هزار و پنجاه و پنج ده میلیونیم (۰٫۰۱۰۸۰۵۵) گرم طلای خالص است، اما با بروز تورم‌های پیاپی در سالهای اخیر قیمت کوچکترین کالای قابل معامله که یک آدامس یا کبریت باشد که کمتر از ۳۰۰۰ ریال نیست و در حال حاضر هیچ کالایی در پهنه ایران زمین یافت نمی‌شود که بتوان با سکه یک ریالی معامله کرد. این به لحاظ اقتصادی به چه معناست؟ آیا ارزش پول ملی مهم است؟ برای تقویت آن چه باید کرد؟

ارزش پول ملی چگونه تعیین می شود؟
ارزش پول ملی در دو معنا به کار می رود: یکی به معنای نرخ برابری با ارزهای خارجی و دیگری به معنای ارزش دارایی های بانک مرکزی. عمده مردم ارزش پول ملی را به معنای نخست به کار می برند. نرخ برابری ریال با ارز، برآیند کنش‌ها و واکنش‌های متقابل عرضه و تقاضای ارز است. منبع اصلی فروش ارز صادرات کالاها و خدمات و هدف اصلی از خرید آن، واردات کالاها و خدمات است.

 علاوه‌ بر صادرکنندگان و واردکنندگان، سفته‌بازان و کسانی که برای حفظ ارزش دارایی‌های خود ارز نگهداری می‌کنند نیز در میان خریداران و فروشندگان آن هستند.

جدا از مباحث تئوریک، دو روش ساده برای تعیین ارزش پول ملی وجود دارد. یکی تخمین نوسانات پول ملی کشور در مقایسه با سبد ارزی شامل دلار آمریکا، یورو و ین ژاپن در یک بازه زمانی مشخص است.

 روش دیگر هم قدرت خرید پول ملی در بازارهای جهانی است. هر چند مردم کوچه و بازار بیش از هر کس دیگری درک می‌کنند که تا چه اندازه پول‌ ملی‌شان ارزش دارد. در دو سال پیش با هزار تومان چند واحد کالا می‌شد خریداری کرد، اما الان با همان هزار تومان شاید یک واحد کالا بتوان تهیه کرد. اتفاقی که نشان‌دهنده کاهش ارزش ریال است.

اوضاع ارزش پول ملی قبلا چگونه بوده است؟
طبق مندرجات سفرنامه جنکینسون، در زمان شاه طهماسب صفوی، یعنی در سده شانزدهم میلادی، هر شاهی با یک شیلینگ انگلیس برابر بود. هر پوند استرلینگ برابر با ۲۰ شیلینگ است. بنابراین، یک تومان ایران برابر بود با ۱۰ پوند انگلیس. یعنی، ارزش پول ایران ده برابر پول انگلیس بود.

در نیمه اوّل سده نوزدهم میلادی، یعنی در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان ایران شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند، یعنی، یک تومان ایران برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همین زمان، یک تومان ایران با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.

در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بیستم میلادی، تا جنگ اوّل جهانی، یک پوند انگلیس تقریباً برابر با ۵ دلار آمریکا بود. بنابراین، در دوران مظفرالدین‌شاه ارزش دلار آمریکا و تومان ایران تقریباً یکسان بود. در زمان سقوط رضا شاه و ورود ارتش‌های متفقین به ایران (۱۳۲۰ ش.) دلار آمریکا تقریباً یک و نیم تومان ایران بود؛

 یعنی با ۱۵ ریال می‌شد یک دلار خریداری کرد اما طی حاکمیت بیست و هشت ماهه محمد مصق ارزش پول ملی به شدت کاهش یافت و در پایان دولت او یک دلار آمریکا معادل ۹۰ ریال ایران و یک پوند استرلینگ برابر با ۲۳ تومان بود. در پایان سلطنت محمدرضا پهلوی و در دوره ای که صادرات نفت خام در قله تارخی قرار داشت، یک دلار آمریکا تقریباً ۷ تومان ایران و یک پوند انگلیس تقریباً ده تومان ایران ارزش داشت.

در سال های گذشته چه به سر ارزش پول ملی آمد؟
هنوز پیامدهای افت ناگهانی ارزش پول ملی در سال ۹۱ و نصف شدن سرمایه مردم از یادها نرفته و سایه سنگین آن بر سیستم پولی کشور دیده می‌شود. نخستین اقدام پلیسی کردن بازار ارز و سفته باز و سوداگر خواندن مردمی بود که برای از دست ندادن سرمایه شان به بازار ارز پناه برده بودند.

بسیاری معتقدند که کاهش ارزش پول ملی ضربه های سختی به اقتصاد ایران زده است. بسیاری دیگر نیز به عکس معتقدند که کاهش ارزش پولی باعث رشد صادرات خواهد شد چرا که هزینه تولید داخلی پایین و درآمد ارزی برای کالای تولید داخل بالا خواهد بود. عزت‌الله یوسفیان‌ملا، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با تاکید بر اینکه کاهش ارزش پول ملی برای کشورهایی نظیر چین که رونق صادراتی دارند، فرصت مناسبی است، می‌گوید: «ما هم می‌توانستیم از این فرصت استفاده کنیم، اما چنین اتفاقی نیفتاد و تنها مشکل برای مردمی باقی ماند که ارزش دارایی‌شان کاهش یافت.»

در سال‌های گذشته، دولت تورم را در قیمت ارز لحاظ نکرد و به صورت مصنوعی قیمت ارز را پایین نگاه داشت که بتواند پول ملی‌مان را در مقایسه با ارزهای دیگر قدرتمند نشان دهد. اما به ناگاه دیدیم که سال گذشته به صورت غیرکارشناسی و غیرعلمی ارزش پول کشور را نصف کردیم و دلار ۱۲۲۶ را به حدود ۲۵۰۰ تومان رساندیم. سوزاندن اعتماد عمومی نسبت به پول ملی نتیجه نصف شدن ارزش پول ملی بود که ریشه در تصمیمات غلط و سوء مدیریت دولت و سیستم بانکی کشور داشت.

محمدعلی عبدالله‌زاده عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به ریشه‌های کاهش ارزش پول ملی در سال گذشته می‌گوید: «اقتصاد برخلاف حوزه‌های دیگر از فرمول‌های جبری تشکیل شده است. یعنی تصمیم‌های سطحی، غیرکارشناسی و سیاسی در حوزه اقتصاد برخلاف حوزه‌های دیگر به سرعت خودش را نشان می‌دهد. یعنی اگر در حوزه اجتماعی ممکن است تصمیمی اشتباه چندین سال طول بکشد تا خودش را نشان بدهد، در حوزه اقتصاد گاه طی چند روز و چند هفته نتیجه تصمیمی خلق‌الساعه خودش را نشان می‌دهد.»

با ارزش پول ملی چه باید کرد؟
واقعیت آن است که پایین آمدن ارزش پول ملی لزوما به معنای ضربه زدن به اقتصاد نیست. اگر بالا بودن ارزش پول ملی تا این اندازه در اقتصاد کشورها موثر است، چرا کشورهایی نظیر چین به شکل مصنوعی آن را پایین نگاه می‌دارند. دلیلش در مزیت صادراتی کشورهایی نظیر چین است. چین با این اقدام، محصول نهایی خود را در بازار جهانی با قیمتی پایین‌تر عرضه می‌کند و قدرت رقابت را از کشورهای دیگر می‌گیرد.

 اما واقعیت آن است که کاهش ارزش پول ملی ما از چند جهت به معنای شرایط خوب برای تولید داخلی و صادرات نیست.

 یک دلیل این موضوع آن است که بخش عمده صادرات ما وابستگی مستقیم به واردات مواد اولیه ای دارد که با کاهش ارزش پول ملی افزایش قیمت چشمگیر خواهند داشت و به این ترتیب هزینه تمام شده محصول داخلی با کاهش ارزش پول ملی پایین که نخواهد آمد هیچ، بالاتر هم خواهد رفت. ما جز نفت مزیت صادراتی چندانی نداریم که آن هم قیمتش به صورت جهانی تعیین می‌شود و به همین دلیل کاهش ارزش پول ملی چندان به کار ما نخواهد آمد.

در واقع تنها حوزه ای که کاهش ارزش پول ملی می توانست برای کشور فرصت محسوب شود نفت و کانی های معدنی و مانند آن بود که دولت احمدی نژاد هیچ برنامه ای برای آن نداشت و تنها قصد داشت از طریق بالا بردن قیمت ارزهای خارجی یا به عبارت ساده‌تر کاهش ارزش ریال، با عرضه ارزهای خارجی برای خود درآمد بیشتری کسب کند.

ارزش پول ملی چگونه بالا می رود؟
با تعاملات در روابط بین‌المللی، تنش تحریم و فشارها کاهش پیدا می‌کند. کشوری که ثروت ملی فراوان نفت، گاز و معادن دارد، قطعا باید پول ملی‌اش ارزش بالاتری داشته باشد. با تصمیمات اقتصادی درست این بی‌ارزشی که پول ملی با آن مواجه شده و حتی ارزش آن از پول افغانی هم بیشتر سقوط کرده، جبران خواهد شد و شرایط رو به بهبود پیش خواهد رفت تا پول ملی به ارزشی که جایگاه خودش است، برسد.

با این حال در کشور ما چندان هم نباید به بالا رفتن ارزش پول ملی دل خوش کرد. نیم نگاهی به ترکیب پرتفوی صادرات ایران نشانگر تمرکز نزدیک به صد در صدی به نفت و گاز و فرآورده های آن است. به عبارت دیگر، تامین ارز مورد نیاز واردات کشور که طیف وسیعی از کالاهای مصرفی، واسطه‌ای و سرمایه‌ای را شامل می‌شود وابستگی تقریبا کاملی به ارز حاصل از صادرات نفت، گاز و فرآورده‌های نفتی دارد.

 با این توضیح چنین می‌توان نتیجه گرفت که کاهش ارزش پول ملی که هر از چند گاهی در برابر پول‌های خارجی‌ روی می‌دهد، غالبا نتیجه تمرکز شدید در پرتفوی صادرات کشور است. اقتصاد ایران حداقل طی نیم قرن گذشته، معتاد به نفت و ارز حاصل از آن بوده و ارزش موجود ریال در برابر ارزهای مختلف، نتیجه دوپینگ اقتصاد ایران با دلارهای نفتی برای دهه‌های متمادی است و چنین ارزشی، مصنوعی بوده و دوام و قوام و طبعا افتخار ندارد.

 پول ملی زمانی ارزش می‌یابد که واردات کشور به‌جای نفت با تولید کالاها و خدمات گوناگون پاسخ داده شود. اینکه گفته می‌شود ارزش پول ملی به قدرت اقتصادی کشورها بسته است، دقیقا به همین معنی است.

علاوه‌ بر زمینه‌سازی ایجاد حباب در ارزش خارجی پول ملی، دلارهای نفتی این امکان را فراهم کرده که بتوان فعالیت‌های گسترده‌ای را در قالب بخش‌ دولتی به‌راه انداخت بدون اینکه تقاضای موثری برای آن وجود داشته باشد. روشن است در زمان‌هایی که جریان دلارهای نفتی دچار مشکل می‌شود، نمی‌توان این‌گونه فعالیت‌ها را تعطیل کرد. در این زمان‌ها، دولت برای تامین هزینه‌های خود به‌ناچار دست به دامن بانک مرکزی می‌شود و از طریق افزایش پایه پولی مشکل را حل می‌کند؛ اما این اقدام مترادف با کاهش ارزش پول ملی در داخل است. پس دلارهای نفتی در زمینه ارزش پول ملی از منظر داخلی نیز بسیار تعیین‌کننده است.

جامعه ما برای حفظ یا افزایش ارزش پول ملی دو گزینه کاملا متفاوت پیش‌ رو دارد. یکی دوپینگ و تداوم مصرف مواد نیروزا (یا همان دلارهای نفتی) است و دیگری ترک اعتیاد به نفت و کار و تلاش و تولید مستمر و مسوولانه و تسخیر بازارهای داخلی و خارجی توسط کالاها و خدمات ایرانی به‌منظور از بین بردن تمرکز ویرانگر موجود در پرتفوی بخش صادرات تجارت خارجی کشور. آنان‌که به حق خواستار حفظ ارزش پول ملی هستند باید روشن کنند که دغدغه آنها صرفا حفظ ارزش پول ملی است یا اینکه نحوه تحقق این هدف نیز از نظر آنان اهمیت دارد.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733