صفات شخصیتی بر حافظه هیجانی تأثیر می‌گذارد.

ما همیشه تأثیر محیط را بر شکل دادن خاطرات هیجانی دیده‌ایم. برخی از خاطرات مثبت هستند و ما آن‌ها را به یاد داریم؛ اما برخی از خاطره‌ها به علت دردناک بودنشان کاملاً فراموش شده‌‌اند.
یک بررسی جدید نشان داده عواملی که بر روش به خاطر سپردن تأثیر می‌گذارند، از جنس، شخصیت و روش‌های مورد استفاده در تعدیل احساسات ما نیز تأثیر می‌پذیرند.
پژوهشگران می‌گویند: «ما رگه‌ها و صفاتی را بررسی کردیم که با روش پردازش موارد هیجانی و روش پاسخ به آن مرتبط است. ما نه تنها تأثیر رگه‌ها و صفات شخصیت را بر روش و چگونگی به خاطر سپردن بلکه تأثیر آن بر حالات هیجانی (پیامد) را نیز بررسی کردیم.»


بررسی‌های پیشین در مورد شخصیت و رابطه آن با ثبت خاطرات، اکثراً بر زنان و تنها بر جنبه منفی خاطرات تمرکز داشت. پژوهشگران تمرکز بررسی‌ها را روی زنان متمرکز کرده بودند زیرا آن‌ها با احتمال بیشتری دچار اختلالات هیجانی نظیر افسردگی و اضطراب تشخیص داده شده و مشکلات آن‌ها با هیجان‌های منفی رابطه داشت.
محققان دریافتند افراد مبتلا به مشکلات رفتاری (عصبی) شدید که به ویژه در زمان تنیدگی و استرس بر هیجان‌های منفی تمرکز دارند، نیز بیشتر در معرض بیماری‌های خلقی مانند افسردگی و مشکلات مرتبط با اضطراب قرار می‌گیرند.
باوجوداین، تلاش‌های پژوهشی پیشین تفاوت‌های بین مردان و زنان، رابطه بین خاطرات مثبت و منفی، تعداد مواردی که فرد خاطره خاصی را به یاد می‌آورد و میزان زنده بودن خاطرات را مورد بررسی قرار نداده بودند. همچنین اکثر این بررسی‌ها راهبردهای تنظیم هیجانی را در به یادآوردن خاطرات مثبت و منفی مورد بررسی قرار نداده بودند.
چنین راهبردهایی عبارتند از سرکوبی (سعی در لفافه کردن و پنهان‌سازی خاطرات منفی) و ارزیابی مجدد (سعی در ایجاد یک چشم انداز جدید از یک خاطره ناخوشایند).
در یک بررسی جدید، پژوهشگران همه این متغیرها را با یافته‌های نشان‌دهنده پیچیدگی تعامل عواملی که در خلق مردان و زنان جوان سالم دخالت داشت، بررسی کردند.
این پژوهش از راهنماهای پرسش‌نامه‌ای و کلامی برای بررسی شخصیت و برای استخراج بیش از 100 خاطره از هر 71 مشارکت‌کننده (38 نفر زن) استفاده کردند. محققان فهمیدند که مردان و زنان بیشتر برون‌گرا (اجتماعی و گروه دوست، باجرأت، محرک خواه stimulus-seeking) بیشتر از این که خاطرات منفی زندگی را به یاد آورند، از خاطرات مثبت حرف می‌زنند.
مردان روان‌آزرده‌خو neuroticism نسبت به مردان روان‌آزرده‌خوی پایین‌تر، بیشتر بخش‌های منفی خاطرات را به یاد می‌آوردند، درحالی که زنان روان‌آزرده‌خو یک خاطره منفی را بارها تکرار می‌کردند، فرایندی که به آن نشخوار ذهنی rumination گفته می‌شود. نشخوار‌‌ذهنی یکی از مشخصات افراد مبتلا به افسردگی است.
افراد افسرده خاطرات منفی را دوباره به یاد می‌آورند و همین مسئله آن‌ها را غمگین می‌کند، نتیجه این احساس غم تمایل بیشتری برای به یاد آوردن خاطرات منفی‌تر است. به این فرایند چرخه معیوب vicious circle گفته می‌شود.
اگرچه هیچ‌کدام از مشارکت کننده‌های این بررسی تشخیص افسردگی یا اختلال هیجانی دیگری نگرفتند، اما زنان و مردان مشارکت کننده بعد از به یادآوردن خاطرات منفی خلق منفی بیشتری را تجربه کردند.
به طور مشخص، خاطرات مثبت، خلق مثبت‌تر را پیش‌بینی می‌کرد، اگرچه رابطه غیرمستقیم و تحت تأثیر برون‌گرایی بود.
اکثر تفاوت‌های جدی بین مردان و زنان، با تأثیر از راهبردهای هیجانی به خاطر آوردن خاطرات منفی درگیر بود.
مردانی که می‌خواستند و مایل بودند به خاطرات خود به طور متفاوتی فکر کنند نسبت به همتایان خود خاطرات مثبت‌تری را به یادآوردند؛ برعکس، مردانی که پاسخ‌های هیجانی منفی را سرکوب می‌کردند هیچ تأثیر جدی بر به خاطر آوردن خاطرات مثبت یا منفی نداشت.
باوجوداین، سرکوبی در زنان به طور معناداری با به یادآوردن خاطرات منفی و خلق منفی بعد از آن رابطه داشت.
پژوهشگر اصلی این مقاله می گوید: « فکر می‌کنم که مهمترین مسئله در این جا آن است که ما باید به طور پیوسته مسئله جنس و نیز شحصیت را با این تفاوت‌ها در نظر گرفته و توجه کنیم که این عوامل تأثیر متفاوتی بر روش به یادآوردن خاطرات، کاری که با خاطرات می‌کنیم و بعداً کاری که با خاطرات کرده‌ایم و تأثیر آن را بر سلامت و بهزیستی هیجانی در نظر بگیریم.»
یافته‌ها در مورد زنان و مردان آموزنده است. تغییر موضع بیشتر، کنار گذاشتن نشخوار ذهنی و استفاده از ارزیابی مجدد به عنوان راهبردی برای مواجه با خاطرات منفی و پیدا کردن خاطرات مثبت برای مردان و زنان نتیجه بخش است.

 
منبع

psychcentral.com/news/2012/04/11/personality-traits-influence-emotional-memories/37198.html

Leave a Reply