نمایشگاه مجازی فارس مطالب ادمین بلاکچین و کریپتوکارنسی، بلاهت یا ذکاوت؟

بلاکچین و کریپتوکارنسی، بلاهت یا ذکاوت؟

در سال اخیر (اواخر 2017 میلادی) اخیر که ابرقدرتهای جهان مانند آمریکا (که بورس شیکاگو بیت کوین را قبول کرده) و روسیه پیشتاز (شوروی و روسیه ای که در فضا و اتم پیشتاز بود، نخستین دولتی است که اتریوم را رسما قبول کرده) وارد کارزار بلاکچین و کریپتوکارنسی شده اند، آیا می توان گفت

بلاکچین و کریپتوکارنسی، بلاهت است یا ذکاوت؟

در ادامه بیشتر بخوانیم:

اشخاص متوسط به پائین هیچ اطلاعی از چیزهایی که واقعا اهمیت دارد، ندارند و اصلا متوجه نیاز به خیلی چیزها مانند حریم‌شخصی و امنیت نیستند، آنها تنها موقعی متوجه مسائل مهم می شوند که تحت شرایط وحشتناک قرار بگیرند. یکی از شرایط وحشتناک از بین رفتن زیر ساختهایی است که ما انسانهای امرزی به آنها عادت داریم. چند نمونه از اتفاقاتی که می توان زیر ساخت ها را از بین ببرد سیل، آتش فشان، زلزله و جنگ است! در یک جنگ دارایی های مردم به زور از آنها گرفته می شود. موقعیتی را در نظر بگیرید که از خطرات خیابان و فضای باز به خانه پناه برده اید ولی وقتی در منزل همراه با اهل خانواده نشسته اید سربازها به خانه‌ شما هجوم می‌آورند و هرچه در خانه به چشمشان بیاید را با خودشان می‌برند، این اتفاقی است که در سراسر جهان رخ میدهد، به هنگام زلزله و سیل هم همین اتفاق می افتد، همسایه شما، همان آقا و خانم محترم، همون دختر زیبا روی و همان پسر جوانمرد به منزل شما آمده و وسایلی که مورد نیازشان هست را می برند، مسلما شما هم اگر ببینید فرزندتان گریه می کند به خانه همسایه رفته و خوراکشان را می دزدید و دراین راه هم حاضرید از جانتان دفاع کنید و همسایه مدافع خانه را هم زخمی کنید.

اکثر مردم عادی چیزی درمورد حریم شخصی نمی‌دانند، یا حداقل اهمیتی به آن نمی‌دهند‍!‌ حریم شخصی فقط وقتی برایشان مهم می‌شود که عکسی بدون لباس از آنها داخل حمام همه‌جا منتشر شود یا اینکه سری که قرار نبوده فاش شود فاش شده باشد. هرگاه آسیبی به خودشان وارد شود یاد حق و احقاق حق می افتند.

اگر دولتی اعلام کند که به یک کریپتوکارنسی اعتماد یا علاقه دارد یا حتی بلاکچین خود را راه اندازی کند مردم بدون یک لحظه تردید، کریپتوهای دولتی را بدون شک و تردید قبول می کنند، یکی از دلایلی که اتریوم رشد شدیدی پیدا کرد همین بود.

در جهان دولت هایی هم هستند که بدجور کریپتوکارنسی‌ها را زیر سوال برده‌اند این حمله به چیزی که وجود ندارد واقعا خنده‌دار است، (جمله دارای ایهام است، یعنی منظور من این است که دولتهایی هستند که می گویند کریپتوکارنسی ها وجد ندارند و بی ارزش و بی اهمیت هستند، از همان سویی که این حرفها زده می شود شدیدا به آن حمله کرده و آنرا می کوبند، گاهی آنرا ممنوع هم می کنند! این دشمنی با چیزی که وجود ندارد یعنی چه؟)

اینکه کریپتو توسط فرمان‌روایان یا یک شرکت، یک نخبه یا گروهی از مردم کنترل شود، واقعا بی‌معنی است. زیرا ماهیت کریپتوکارنسی عدم تمرکز (عدم کنترل) و امنیت آ« است، بنابراین اگر قرار باشد کسی آنرا هدایت کند یا کنترل نماید، یا تمرکزی داشته باشد، دیگر آنگاه کریپتوکارنسی نیست.

بی‌معنی است چون هدف اصلی بلاک‌چین این بود که قدرت را در کل سیستم توزیع کند. به این صورت که به یک گروه خاص اجازه کنترل یا تغییر قوانین را ندهد. کریپتوهای غیرمتمرکز و اپلیکیشن‌های مربوط به آن نوعی نظارت و توازن قوا در مقابل عملیات مخرب درمورد سیستم دارند.

وقتی که ۵ بانک مختلف صاحب یک بلاک‌چین باشند، دیگر بلاک‌چین نیست،‌ دیتابیس است. فقط زمانی که بانک‌ها، حکمرانان،‌ سهامداران و مشتری‌های بانک کلید‌های بلاک‌چین را همزمان در دست داشته باشند و بتوانند قدرت یکدیگر را خنثی کنند، یک بلاک‌چین واقعی وجود دارد.

کریپتوی دولتی یک نسخه‌ای کاملا فاسد شده از این ایده را تحویل می‌دهد؛ اما اهمیتی ندارد، چون به هر حال این کار را خواهند کرد.

در واقع آنها به جای توزیع قدرت، تمام سعیشان را می‌کنند تا قدرت را حتی بیش از پیش متمرکز کنند، آنها این کار را با دادن این اختیار به خودشان انجام می‌دهند که بتوانند تمام پول‌هایی که شهرواندان خرج می‌کنند را پیگیری کنند و به طور اتوماتیک و بدون بخشودگی از حقوق‌های آنها و فروش محصولات و خدمات مالیات کم می‌کنند. (مالیات نفی کننده اصل تقسیم قدرت است) به همین خاطر است که دولت‌های اقتدارگرا برای ساختن کرپتوهای رسمی مسابقه گذاشته‌اند. آنها برای اینکه بتوانند پولی که توی جیب شماست را زیر نظر بگیرند لحظه‌ شماری می‌کنند.

دولتهایی که سعی دارند رمزارز های مخصوص به خودشان را بسازند قاعدتا باید با سه بهانه زیر پول‌های نقد فیزیکی را غیرقانونی اعلام کنند:

  1. جلوگیری از پولشویی؛

  2. جلوگیری از تروریسم؛

  3. جلوگیری از جرم و جنایت.

فقط به خاطر اینکه کریپتوهای متمرکز  پا به عرصه وجود می‌گذارند و اهمیت پیدا می‌کنند، به این معنی نیست که کریپتوهای غیرمتمرکز از بین می‌روند. البته خیلی از دولت‌ها سعیشان را می‌کنند، اما در نهایت موفق نمی‌شوند آنها را از گردونه خارج کنند. دلیلش ساده است.

همان دلایلی که رسیدن به توافق عمومی درمورد بلاک‌‌چین را مشکل می‌کند: توافق دولت‌های دنیا روی یک چیز واحد هم سخت است. قادر نخواهند بود چنین کاری کنند. بعضی از دولت‌ها از غیرمتمرکزها خوششان می‌آید و بعضی دیگر از دولت‌ها از آن منتنفر خواهند بود.

بعضی از کشورها بی‌پرده در مقابل آن صف می‌کشند و خیلی دیگر از کشورها بی‌پرده کریپتوکارنسی‌های غیرمتمرکز را می‌پذیرند، به‌ویژه کشورهایی که طی قرن اخیر به خاطر دلار آمریکا و اروپا رنج کشیده‌اند.

من کشورهایی آمریکای لاتین را می‌بینم، بدون هیچ محدودیتی و با اختیار خودشان، از جمله سنگاپور، بانک‌های تاریخی سوئیس و خیلی از کشورهای آسیایی و آفریقایی، با آغوش باز از کریپتوهای غیرمتمرکز استقبال می‌کنند، البته اگر بتوانند حاکمیت کنونی‌شان را حفظ کنند.

اگر تمام کشورها توافق نکنند، کریپتوهای غیرمتمرکز از بین نمی‌روند، حتی به اندازه کریپتوهای متمرکز قدرتمند می‌شوند.

اما کرپتوهای غیرمتمرکز برای اینکه از غافله جا نمانند، باید سریع‌تر حرکت کنند. آنها به اپلیکشن فوق‌العاده نیاز دارند. اپلیکیشن‌های موجود در مقابل حملات آسیب پذیر هستند. برای اینکه واقعا ریشه بدوانند چنان اپلیکشن فوق‌العاده‌ای باید به سرعت در تمام دنیا مانند ویروسها پخش شوند. باید آنقدر ضروری شود که مردم نتوانند زندگیشان را بدون آن تصور کنند. این موضوع بازیکنان قدرتمند کنونی را به بازی برمی‌گرداند و بعد از آن قدرت استفاده می‌کنند تا دربرابر حملات بیرونی از خودشان دفاع کنند.


اپلیکیشن، اپ، نرم افزار یا برنامه ای که قرار است کیف پول رمزارز (کریپتوکارنسی یا ارزهای رمزپایه) در نظر گرفته شود باید دارای مشخصات زیر باشد:

  1. در همه جا در دسترس بودن

  2. سهولت استفاده از آن

  3. بتوان از آن به پلت‌فرمی برای همه‌چیز از مبادله‌ پول گرفته تا گرفتن بلیت، تا محافظت از حریم شخصی و اطلاعات استفاده کرد

  4. متن باز باشد (تا بتوان از کارکرد آن اطمینان حاصل کرد)


همچنین یک احتمال قوی وجود دارد که هیچکدام از سیستم‌های بلاکچین توسط انسان‌ها طراحی نشوند، در عوض هوش‌ مصنوعی به سرعت تکثیر می‌شود و در نهایت به سیستم‌هایی می‌رسند که انسان‌ها طی ۱۰۰ سال هم با آن نمی‌رسند. آنها از طبیعت، حشرات یا ریشه‌ها یا سایر سیستم‌های بیولوژیکی مانند پروتئین‌ها برای ساختن بلاکچین های جدید الهام خواهند گرفت.

یک یا دو از این سیستم‌ها به تمام کوین‌ها تسلط خواهد یافت و به فرا سیستمی تبدیل می‌شود که به تمام آنها حکمرانی می‌کند، خیلی از کوین‌ها را با هم یکی می‌کند و کل سیستم را به مانند فراکتال عظیم اداره می‌کند که اجازه می‌دهد بی‌نهایت شبکه‌ فرزند درون آن شکل بگیرد!

امروزه تجربه‌ی کاربری با کریپتو وحشتناک است!

اگه اشتباه تایپی داشته باشم، یا اینکه چیزی را اشتباهی کپی و پیست کنم، پولم برای همیشه ناپدید می‌شود. اگر یک نرم‌افزار دچار نقص شود، من پولم را برای همیشه از دست می‌دهم. اگر کسی کامپیوتر یا تلفن همراهم را هک کند، پولم را برای همیشه از دست می‌دهم. یعنی هر اشتباهی که کنیم به فنا می‌رویم. مثل راندن یک موتور سیکلت در لبه‌ی ۲ سانتی کوه بدون هیچ‌ جاده‌ای است.

والت‌ها کُند هستند، استفاده از آنها مشکل و زشت هستند. فراموش کردن کلید خصوصی یا رمز باعث از دست دادن ثروت شما خواهد شد.

از سوی دیگر یک سئوال بزرگ و چالش برانگیز این است: وقتی که کامپیوترهای کوانتومی به بازار بیایند و مجبور شویم تمام پروتکل‌هایی را که سیستم را تعریف کرده‌اند عوض کنیم، چه اتفاقی می‌افتد‌؟‌

یک آدم معمولی هرگز نمی‌تواند این فرآیندهای معمول را انجام دهد. امکان ندارد. دو دهه بودن در آی‌تی به من یاد داد که افراد عادی طوری کامیپوترهایشان را خراب می‌کنند که برای آدم‌های اهل تکنولوژی کاملا غیرقابل تصور است. حتی بدتر از آن، امکان ندارد هیچ تراکنشی را معکوس کرد یا آن را در برابر اشتباهات محافظت کرد. اما پیش بینی می شود که احتمالا در آینده روش های علمی ای به وجود خواهد آمد که بتواند ایرادات را کشف کرده و از بروز آنها جلوگیری کند، مثلا پولی را که بر اثر اشتباه برباد داده‌ایم یا پول دزدیده شده را به ما بازگرداند.

فقط سیستم‌هایی که تمام ویژگی‌های سیستم‌های قدیمی را دارا باشند و ویژگی‌هایی جدیدی هم به آنها اضافه شده باشد، مورد قبول همه قرار می‌گیرند.

به این فکر کنید که به ارث رسیدن بیت‌کوین‌هایتان به افرادی که دوستشان دارید چقدر سخت خواهد بود. اگر همین فردا مردید چه؟ یا اینکه سرتان به جایی خورد و پسوردهایتان را فراموش کردید چه؟ حتی اگر از قبل برای این نوع اتفاقات برنامه ریزی کرده باشید، باز هم چندان آسان نخواهد بود.

باید یک وصیت‌نامه بنویسید، یک نسخه از کلیدهای خصوصی و والت‌تان را درون یک گاوصندوق بگذارید، رمز آن را به یک وکیل معتمد بدهید و امیدوار باشید که با آن فرار نمی‌کند،‌ یا اینکه اطلاعات روی فلش یا والت نانو از بین نمی‌رود. می‌توانید یک والت چند امضایی با دوستانتان یا اعضای خانواده‌تان بسازید.

به هر حال، اگر به فکر راه‌ انداختن کسب‌وکاری درمورد کریپتو هستید که هرکسی در آینده به آن نیاز داشته باشد، مشکلات ارث‌بری را حل کنید. اینطوری همه با رضایت به شما پول پرداخت خواهند کرد.

من ظهور قردادهای هوشمند که با دراگ و دراپ کار می‌کنند و وصیت‌نامه‌های ساخته شده توسط هوش مصنوعی را پیش‌بینی می‌کنم.


اگر ۷ میلیارد نفر وجود داشته باشند که فقط دو تراکنش در روز انجام دهند، به پروتوکلی با این مقادیر احتیاج داریم:‌

  • بلوک ۲۴ گیگابایت

  • ۵ ترابایت در روز

  • ۱.۲۷ پتابایت در سال

باید متفاوت به قضیه نگاه کنیم و فراتر از این مقادیر رقت‌انگیز، به طراحی راه‌حل واقعی فکر کنیم. برای اینکه بیت‌کوین و کریپتو جان سالم به در ببرند باید تغییر کنند. وقت که کامپیوترهای کوانتومی، سرعت‌ها و اختراعات بهتر پا به عرصه‌ی وجود بگذارند، جایگذاری سیستم‌های دفاعی جدید و الگوریتم‌های رمزنگاری جدید باید کار آسانی باشد.

سازنده بیت کوین، پروژه را رها کرده و به بقیه ما سپرده تا مشکلات آن را حل کنیم، پس بیایید شروع کنیم، چون سیستم فعلی دوام نمی‌آورد یا اینکه تحت سلطه‌ پردازشگرهای فرا پرداختی که همین حالا هم وجود دارند قرار می‌گیرد. یک راه این است که همه‌ی پروتکل‌ها را جدا کنیم و همه‌ی کوین‌های قدیمی‌تر را به شکل چیزی معادل یک فضا یا ماشین مجازی اداره کنیم. بنابراین قوانین از خود کوین‌‌ها جدا می‌شوند.

این فقط یکی از راه‌هاست، اما برای اینکه واقعا به یک تکنولوژی پیشتاز تبدیل شویم، بلاک‌چین به نوآوری‌های واقعی نیاز دارد. به هر حال، افراد باید سریع فکر کنند، در غیر این صورت، همچنان در حال بحث و جدل درمورد اینکه ۱ مگابایتی بهتر است یا ۲ مگابایتی باقی می‌مانیم و CryptoRuble  و CryptoYuan  به سرعت باد از کنارمان می‌گذرند.

در حال حاضر فکر می‌کنم فقط به ۴ نوع کوین نیاز است، که یک بلاک‌چین از بلاک‌چین‌ها (یا یک تکنولوژی پسابلاک‌چین) آنها را به صورت یکپارچه مبادله کنند:

  1. کوین ذخیره‌سازی با تورم منفی؛

  2. کوین مصرفی با تورم منفی؛

  3. توکن عملیاتی؛

  4. توکن اهدایی.

کوین‌های تورم منفی برای ذخیره‌کردن و سرمایه‌گذاری هستند. قیمت آنها با گذشت زمان بیشتر می‌شود و به کسی که آنها را ذخیره کرده سود می‌رساند. همه به چنین سرمایه‌ای نیاز دارند و بیت‌کوین از اول به همین دلیل بود که به وجود آمد.

کوین تورم منفی مشابه دلار امروزی عمل خواهد کرد. هیچکس دوست ندارد بیت‌کوینش را برای خرید تلویزیون صفحه تخت خرج کند و بعد که چند سال بعد قیمت بیت‌کوین سر به فلک کشید متوجه شود، تلویزیون ۱۷۵ هزار دلار برای او آب خورده است. ما به کوین‌های ثابت و قابل خرج کردن هم نیاز داریم. باید به چشم یک ذخیره ارزش معمولی به آن نگاه کنیم و بدانیم که برای خرید و فروش‌های روزمره می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

توکن عملیاتی برای عملیاتی است که روی شبکه انجام می‌شود و همیشه رایگان خواهد بود. اینها میکروتراکنش (خرید محصولات یا خدمات مجازی مانند بازی‌های کوچک و…)  نیستند. عوض کردن رمزعبورم روی چیزی نباید هزینه داشته باشد. اگر هر بار که هر صفحه از آمازون را بازمی‌کردید، مجبور بودید ۳ سنت می‌پرداختید، هیچکس آمازون را باز نمی‌کرد.

توکن‌های اهدایی برای این طراحی شده‌اند که مانند یک نوع کارمای دیجیتالی در سیستم در گردش باشند، رفتارهای خوب را تشویق کنند و رفتارهای بد را تنبیه. شما می‌توانید فقط با همین ۴ نوع کوین، یک سیستم جهانی نهایی بسازید. هرکوین دیگری می‌تواند به سادگی به عنوان زیرمجموعه‌ای یکی از این کوین‌ها با فراداده‌ی متفاوت عمل کند.


بزودی خواهید فهمید که هیچ چیز درمورد اقتصاد نمی‌دانید

آیا شما یک برنامه ریز کینزی هستید، یا یک فریلنسر اتریشی؟‌

پاسخ این است که واقعا اهمیتی ندارد.

تمام نظریه‌های اقتصاد ما بر اساس مطالعاتی هستند که با استفاده از داده‌ی محدود در عصر آنالوگ با قلم و کاغذ انجام شده‌اند. وقتی که در سال‌های آینده با سیستم‌های جدید آزمایشات را انجام دهیم متوجه می‌شویم که تمام نظریه‌های اقتصاد کنونی به اندازه نقاشی‌های غار اجدادمان پیشرفته‌ هستند.

این کوین‌ها جدید همین هستند: سیستم‌های اقتصاد خرد در حال جنگ.

به این می‌گویند اقتصاد داروینی!

چند تا از قوانین اصلی اقتصاد به قوت خود باقی می‌مانند اما خیلی از آنها به سادگی از سر راه کنار گذاشته می‌شوند. به این خاطر که با سیستم‌هایی بر پایه‌ی بلاک‌چین داده‌های اقتصادی در لحظه‌ را در مقیاس جهانی خواهیم داشت، نه فقط یک سری حدس و گمان که صد سال پیش با کاغذ و قلم انجام شده است.

وقتی که هوش مصنوعی آمارها را در لحظه در همه‌ی دنیا پیگری کند، می‌توانیم اثرات واقعی تصویب تعرفه فولاد در یک کشور را همزمان با افزایش شدید قیمت خانه در یک کشور دیگر که به آن فولاد وابسته بوده را ببینیم. قادر خواهیم بود که تولید و ساخت جهانی را با دقت غیرقابل‌باوری پیگیری کنم و چیزهایی که از این داده‌ها کشف می‌کنیم به دلایل مختلفی ما را شگفت زده خواهد کرد.


به احتمال زیادی DAOیی به این نقطه عطف می‌رسد که مانند یک نسخه رایگان از ویزا کارت باشد، که به احتمال زیاد از تراکنش‌ها و از میانبرهای غالب‌ترین شبکه‌ها سهم برمی‌دارد و روی توسعه‌‌های آینده و تسلط یافتن بیشتر آن شبکه سرمایه گذاری می‌کند. تمام پول ذخیره‌ نمی‌شود،‌ بلکه به عنوان سلسله‌ای عمل می‌کند که پول را به جریان می‌اندازد تا طبق یک قرداد هوشمند به کسب‌و‌کارها و DAOهای دیگر و همچنین دولت‌های محلی و واحدهای غیردولتی دیگر که از آن شبکه سود می‌برند منتقل شود.

برای انجام این کار DAO‌ باید تکامل پیدا کند. در حال حاضر ما  DAO را به عنوان یک قرارداد هوشمند درنظر می‌گیریم. اما واقعا کوچک‌ترین شباهتی ندارد. DAO به هوش مصنوعی نیاز دارد تا به آن در مدیریت و کاهش مقرراتش کمک کند و باید بتواند تا قالب‌های مدل دولتی را به صورت خودکار تولید کند. DAO های اولیه به خاطر چیزی شکست خوردند که من اسمش را مشکل شجاعت دنیای امروز گذاشته‌ام.

همه تصور می‌کند که رئیس است و هیچکس دلش نمی‌خواهد آشغال‌ها را دم در بگذارد. وقتی که همه در یک DAO پادشاه هستند، سفارش دادن گیره‌ی کاغذ سخت است.

برای اینکه یک تیم بتواند به طور موثر کار کند باید هم بازیکن و هم ستاره داشته باشد. همچنین افراد باید نقش خود را بفهمند و آن را به خوبی ایفا کنند، حتی اگر در آینده قرار باشد در سیستم تجربه و شایستگی کسب کنند و آن نقش‌ها عوض شود.

مدیریت در یک محیط شرکتی هم واقعا سخت است. چطور در یک DAO‌ یک نفر را به خاطر عدم عملکرد اخراج می‌کنید؟ چطور ثابت می‌کنید که شخصی که مسئول امنیت ICO‌ است واقعا شایستگی آن را دارد و فقط از روی پارتی بازی انتخاب نشده است؟‌ نمی‌توانید ریسک کنید و مدیریت ۴۵ میلیون دلار را دست کسی بسپرید که فقط پسرخاله‌ی شماست.

شرکت اتوماتیک و معمارهای خیریه‌ای آینده باید ابزارهای حیرت‌انگیزی برای مدیریت و تصمیم گیری مداوم بسازند، همچنین توافقات عملیاتی‌ای را خلق کنند که مانند کد عمل کنند و به واقعیت تبدیل شوند.


اقتصاد گیگی

اقتصاد گیگ محیطی است که شغل‌های موقتی در آن متداول است و شرکت‌ها با کارگران و کارمندان به صورت مستقل و کوتاه‌مدت قرارداد می‌بنند.

آدم‌های نسل جنگ جهانی دوم،‌ در تمام طول زندگی‌شان یک یا دو شغل داشته‌اند. این روزها ما در طول عمرمان پنج یا شش شغل داریم و آدم‌های آینده ۵ یا ۶ شغل را به طور همزمان خواهند داشت. نصف جریان درآمد آنها اتوماتیک و منفعل خواهد بود، احتمالا چیزی شبیه به درآمد پایه جهانی کریپتو.

احتمالا شاهد شغل‌های بیشتری بر پایه‌ی هوش مصنوعی هم خواهیم بود. ماشین‌ها قابلیت‌ها و استعدادهای شما را می‌دانند و گیگ‌های موقت برای شما جور می‌کنند تا مجبور نباشید دنبال کار بگردید.

یک پروژه‌ای نرم‌افزاری را تصور کنید که به میزان دیوانه‌ کننده‌ای کد نیاز دارد، چیزی حدود ۱۰ تریلیون خط. پروژه‌های نرم‌افزاری پیچیده‌تر می‌شوند و به رشدشان ادامه می‌دهند. هوش مصنوعی نیمی از آن را می‌نویسد و تست می‌کند اما لازم است که افراد آن نیمه دیگر را بنویسند. پروژه به یک سیستم توزیع‌شده‌ غیرمتمرکز تغذیه می‌شود که کار را تجزیه و تقسیم‌بندی می‌کند،  در واقع همانند یک مدیر پروژه عمل می‌کند و کار را براساس سابقه و استعداد کدنویس‌ها در شبکه‌ی جهانی به آنها محول می‌کند.

این سیستم می‌تواند برای ساخت و ساز به کار رود و همه نوع کارگری هم به کارشان ادامه دهند، که می‌تواند در چیزهایی که امروز داریم و نداریم تغییرات بزرگی به وجود آورد. هوش مصنوعی مترو هنگ‌کنگ احتمالا اولین گونه از این نوع شبکه است، هرچند که مقایسه خیلی خوبی نیست. این سیستم پیش‌بینی می‌کند که چه چیزی قرار است در مترو با مشکل مواجه شود و زودتر از اینکه اتفاق بیفتد به مهندس‌ها خبر می‌دهد. این سیستم باعث می‌شود شلوغ ترین متروی جهان ۹۹ درصد مواقع در حال کار باشد.

قسمت اعظم این کار توسط بانک‌های اعتباری بیرونی (جایی که به هر شخص بر اساس فاکتورهای بیولوژیکی او یک رمزعبور تعریف می‌شود و به او بر اساس رفتارهایش امتیاز داده می‌شود، چیزی شبیه به نظراتی که سایت‌های خربد کالا از سمت کاربران به آن محصول داده می‌شود و در واقع امتیاز بیشتر محصول برای آن به معنی اعتبار بیشتر آن محصول است)، هدایت می‌شوند که با استفاده از بلاک‌چینی کار می‌کنند در آینده مانند کارت شناسایی اجتماعی افراد خواهد بود.

این می‌تواند هم خیلی خوب  و هم خیلی خیلی بد باشد. بدترین بخش آن چیزی مانند کارت اعتبار اجتماعی چینی‌ها است (کارتی که به هر شهروند امتیاز می‌دهد و براساس آن تعیین می‌شود هر شهروند چقدر می‌تواند قابل اعتماد باشد و چه شغل‌هایی را می‌توان به او سپرد)، که دقیقا مثل سریال آینه سیاه (Black Mirror) است و شاید این روزها چیزی بدتر از آن نداشته باشیم. وقتی این ماجرا بدتر می‌شود که دولت‌ها از بانک‌های اعتباری برای فشار دادن گلوی مردم استفاده کنند.

 اما بانک‌های اعتباری آزاد که به صورت عمومی مدیریت می‌شوند، می‌توانند به ما کمک‌ کننند که رابطه یا کار پیدا کنیم و بفهمیم که در زندگی و کسب‌وکارمان به چه کسی اعتماد کنیم. مانند یک شمشیر دو لبه خواهد بود.

چالش اصلی این است که تعداد بسیار کمی از افراد می‌توانند درمورد اینکه چه چیزی در یک سیستم خوب است و چه چیزی بد به توافق برسند و پای ایدئولوژی‌ها وسط می‌آید که می‌خواهند آن مفاهیم را توی ظرف‌های غیرقابل تشخیص دیگری بریزند. اگر حواسمان را جمع نکنیم خیلی راحت ممکن است قوانیتی وضع شود که همه‌ی ما را به برده تبدیل می‌کند.


پیش‌گویی‌های جنجال برانگیز

بلاک‌چین امکان همه نوع شرارتی را مهیا می‌کند

    اگر نتوانید تمام راه‌هایی که یک گروه مخرب می‌تواند از قدرت بلاک‌چین استفاده کند را تصور کنید یا حرکات اشخاصی که نظرشان درمورد آزادی و همکاری با شما فرق دارد را پیش‌بینی کنید، پس بسیار ساده‌لوح هستید. شخصی گفته بود «اگر هیتلر بلاک‌چین داشت چه اتفاقی می‌افتاد؟» همین حالا هم ذهن‌های فاسد آنها در حال رویا‌پردازی درمورد استفاده از بلاک‌چین به عنوان وسیله کنترل و سرکوب هست.

 تصور کنید که ردگیری دیجیتال، تمام جنبه‌های زندگی شما را در بگیرد، از این که کجا می‌روید و چه می‌کنید تا پیش‌بینی‌ آماری رفتار شما در آینده، و همچنین الگوریتم‌های رفتاری که طراحی شده‌اند برای اینکه به شما انگیزه‌ بدهند که یک ایدئولوژی را بپذیرید، و در آخر به مدیریت حقوق دیجیتالی غیرقابل نقض و قتل عام فکر کنید.

قتل عام؟‌ بله! فراموش نکنید که شرکت IBM در هولوکاست به نازی‌ها کمک کرد از کارت‌های شناسایی استفاده کنند که قربانی‌ها را ردگیری کنند.

اگر بلاک‌چین داشتند چه می‌کردند؟ پاسخ: جنایات خیلی بیشتر وحشتناکی انجام می‌دادند.

اگر یک چیز از اینترنت یاد گرفته باشیم این است که سیستم‌های آزاد به سمت متمرکز شدن میل می‌کنند و بعد از گذشت مدت زمان لازم قدرت‌های مرکزی می‌توانند هر سیستمی را از سمت خودشان دستکاری کنند یا از بین ببرند و این کار را خواهند کرد.

اگر در زمینه‌ی کریپتو مشغول به کار هستید و به همه‌ روش‌هایی که می‌شود از کریپتو سواستفاده کرد فکر نمی‌کند، به احتمال زیاد به جای ساختن سیستمی که دنیا را نجات دهد، یک زندان برای آن طراحی خواهید کرد.

 شانس بیت‌کوین برای زنده ماندن ۵۰-۵۰ است

 اول از همه، من تا روزی که زنده باشم، از بیت‌کوین حمایت می‌کنم، اما بیایید برای چند دقیقه هم که شده بی طرفانه به این موضوع نگاه کنیم تا ببنیم چه چیزی ممکن است بیت‌کوین را از پا دربیاورد. بیت‌کوین این شانس را داشته که اولین باشد. به طور مطلق اولینی است که در نوع خودش وجود دارد و هنوز به سهم بازار جهانی تسلط دارد اما هنوز هم نقص‌های زیادی دارد که می‌تواند باعث مرگش شود.

در اصل،‌ بیت‌کوین در سیر تکاملی بلاک‌چین،‌ مانند فورد مدل تی است. این روزها چندتا فورد مدل تی در خیابان‌ها می‌بینید؟‌ آیا می‌توانید چیزی به مدل تی اضافه کند که به سرعت لامبورگینی برسد؟‌ آیا می‌توانید یک قطعه الکترونیکی پیشرفته به آن اضافه کنید که به یک تسلای با رانندگی خودکار تبدیل شود؟‌ خیر!

برای شروع، بیت‌کوین مدیریت داخلی ندارد. این یک نقص بزرگ است. فقط چند راه برای تغییر این موضوع وجود دارد. اولین راه این است که یک پروپوزال بنویسیم که تقریبا همه با آن موافق باشند و همانطور که درمورد SegWit  دیدیم، این کار فوق‌العاده مشکل است، ۴ سال طول کشید تا تغییر مورد پذیرش قرار بگیرد.

دومین راه این است که یک پروژه جدید شروع شود و آن را هارد فورک کرد. در آخر این تنها راهی است که جواب خواهد داد. یک تیم ممکن است آن را هارد فورک کند و یک مدیریت داخلی اضافه کند، اما هنوز تیری در تاریکی است. کوینی که به خوبی طراحی شده باشد، متداول باشد و مدیریت داخلی داشته باشد برتری بسیار زیادی نسبت به بیت‌کوین خواهد داشت و می‌تواند همانطور که به آرامی و متداول آپگرید می‌شود، به آسانی جایگزین آن شود.

آپگرید و پاسخ به حمله‌های نیروهای مخربی که روی آنها سرمایه‌گذاری خوبی شده، به حرکت سریع و نفوذ به شبکه طی چند ساعت یا چند روز دارد، نه چند سال.

اگر دولت‌ها خیلی ساده تصمیم گرفتند که یک میلیارد دلار هزینه کنند که یک دیتاسنتر بسازند و مخفیانه مدارهای مجتمع  (ASIC) بسازند که سیستم را هدایت کند چه؟ آیا هیچ شخصی می‌تواند با آنها رقابت کند؟

اگر نیرو‌های مخرب تصمیم گرفتند که همه‌ برنامه‌نویس‌های اصلی را به تیم‌ خود اضافه کنند چه؟ با وجود کمبود استعدادها در دنیای کریپتو، جایگزین کردن آنها چقدر امکان پذیر خواهد بود؟‌

اینها فقط چند نمونه از مشکلات غیرقابل حل کریپتوی مورد علاقه‌ من بودند. اینها را نمی‌گویم چون دوست دارم بیت‌کوین از بین برود، بلکه می‌خواهم مردم را به فکر وادارم. وقتی که مشکل را ببینید، می‌توانید راهی هم برای حل آن پیدا کنید. اما اگر بخواهیم با مشکلات غیرواقعی مانند محدودیت اندازه بلاک دست‌وپنجه نرم کنیم، به هیچ جا نخواهیم رسید.

بیت‌کوین زیبا، یک ایده‌ نبوغ آمیز و تا اینجای کار دنیا را تغییر داده است. به این دلیل که کلاه‌برداری یا متقلبانه است شکست نمی‌خورد، به خاطر قوانین غیرقابل تغییر خودش، درمورد جنگیدن و نداشتن مدیریت شکست خواهد خود.

بدون شک، نیازی نیست که حتما شکست بخورد. می‌توانیم شروع کنیم به فکر کردن به اینکه چگونه همین‌جا و در همین لحظه نجاتش دهیم.

همانطور که قبلا اشاره کردم، نوعی از مجازی سازی یا بسته‌بندی که به بیت‌کوین اجازه دهد تا با استفاده از مهاجرت به یک سری پروتکل و ابزارهای دفاعی جدید انتراعی خودش را  با شرایط تطبیق دهد، می‌تواند کمک کند که بیت‌کوین نه تنها نجات پیدا کند بلکه رشد هم بیابد.

من به بیت‌کوین وفادار می‌مانم. شرط می‌بندم اگر مشغول خواندن این مقاله هستید، شما هم وفادار خواهید ماند.

بهترین راه برای اینکه مطمئن باشیم نجات پیدا می‌کند این است که تمام راه‌هایی واقعی که امکان دارد بیت‌کوین از طریق آنها شکست بخورد را درک کنیم و همین امروز شروع کنیم به پیدا کردن راه‌حل‌های واقعی برای آن مشکلات، تا وقتی مشکلات پدیدار شدند، برای آنها راه‌حل داشته باشیم.

آخرین مورد

کریپتوکارنسی‌ها نمایانگر یک آپگرید اساسی برای سیستم‌های اقتصادی امروزی هستند. وقتی که به طور کامل آماده شدید و با شبکه‌های جهانی و بین‌سیاره‌ای در آینده متحد شدید، دنیا به جای خیلی خیلی متفاوتی تبدیل خواهد شد.

 

Leave a Reply