الماس

در این بخش چند مقاله در خصوص الماس از قسمتهای مختلف وب جمع آوری شده

وزن الماس

اگر چه قیراط به عنوان واحدی برای اندازه یک الماس شناخته شده است ولی در حقیقت قیراط یک واحد استاندارد برای اندازه گیری وزن الماس است.

یک قیراط معادل 200 میلی گرم است. قیراط را به point هم بیان می کنند یک قیراط معادل 100point است. یک الماس نیم قیراطي معادل 50point است.

الماس های بزرگتر کمیاب تر از الماس های كوچكتر هستند. در حقیقت صد ها تن صخره و کانی ها باید فراوری شوند تا یک الماس یک قیراطی با کیفیت جواهر بدست آید. و کمتر از یک درصد از خانم ها صاحب الماسی یک قیراطی یا سنگینتر ار آن هستند. با توجه به اینکه قیراط یک واحد استاندارد اندازه گیری برای الماس است و بیانگر اندازه آن نیست. دو الماس که از نظر قیراطی با هم برابر هستند ممکن است از نظر شکل و اندازه متفاوت باشند. که این بسته به برش آنها دارد. بعضی الماس ها در قسمت قاعده وزن بیشتری دارند بنابراین این جواهر کوچک تر به نظر می رسد. یک الماس با ارزش که با مهارت برش خورده باشد بزرگتر به نظر خواهد رسید. مراقب باشید اگر در خرید الماس فقط به اندازه آن توجه کنید به احتمال زیاد الماسی نصیب شما خواهد شد که در مقایسه با الماس های مشابه و هم وزن خود مانند شیشه به نظر می رسد. هر برش از الماس دارای درخششی دایره ای است و این همان چیزی است که الماس را به عنوان گوهری گرانبها مطرح کرده است. اختلاف درخشش بین یک برش ماهرانه و یک برش ضغیف می تواند حیرت انگیز باشد. بسیاری از جواهر فروشان که الماس را به صورت کلی خریداری می کنند قیمت پایین تری برای فروش دارند والی الماس آنها تاییدیه ندارند و این الماس ها دارای درز هایی از محل برش هستند. و زمانیکه یک الماس کیفیت پایین را با یک الماس با کیفیت که حرفه ای برش خورده و دارای گواهی است مقایسه کنید متوجه خواهید شد که تفاوت بین آنها چقدر زیاد است. اگر وزن قیراطی الماس مهمترین عامل در انتخاب الماس برای شماست ( چون برای بسیاری از مردم این فاکتور بسیار مهم است ) خوب این قابل قبول است ولی بدانید که عوامل دیگری هم در انتخاب الماس نقش دارند و بهتر است به آنها هم توجه داشته باشید.ترجمه: علي يزدي مقدم


الماس ها با كيفيتهاي متفاوت از طبيعت بدست مي آيند كه براي تعيين ارزش هر يك از آنها معيارهاي چهارگانهFour Cs (وزن Carat Weight-رنگ Color- پاكي Clarity- تراش Cut) مورد ارزيابي قرار ميگيرند.

علت ايجاد نظام ارزشيابي Four Cs :
براي آنكه متخصصان صنعت جواهر در سراسر دنيا بتوانند الماس هاي مختلف را مورد شناسايي و مقايسه كيفي قرار دهند Four Cs بعنوان يك سيستم بين المللي در ميانه قرن بيستم توسط مؤسسه GIA آمريكا به جهانيان ارائه گرديد. Four Cs مي تواند همه خصوصيات يك الماس را براي درك كيفيت و ارزش آن به ما بدهد اما نمي تواند زيبايي يك الماس را توصيف كند. براي اين لازم است كه زيبايي يك الماس را حتما با چشمان خود تجربه كنيد.

اندازه الماس (CARAT WEIGHT):
اندازه يك الماس تعين كننده ترين فاكتور درميان المانهاي Four Cs براي مشخص كردن ارزش يك قطعه الماس است.

وزن الماس ها و ديگر سنگ هاي قيمتي بر اساس واحد قيراط كه معادل 2/0 گرم ميباشد سنجيده مي شود. هر قيراط شامل 100 سوت (Point) مي باشد . بعنوان مثال يك الماس با وزن 50 سوت داراي وزن 5/0 قيراط مي باشد.
اما ممكن است دو الماس با اندازه يكسان بدليل تفاوت در ديگر خصوصيات (پاكي-رنگ-تراش) داراي ارزش قيمتي بسيار متفاوتي باشند.

شفافيت (CLARITY):
شفافيت الماس به نبود نا خالصي هاي دروني و يا سطح خارجي مربوط مي باشد.

بدليل اينكه الماس در نقاط عميق زمين بوجود مي آيد بسياري از آنها در بردارنده علائم ذاتي انحصاري در درون (Inclusions) و يا در سطح (Blemishes) مي باشند.
الماس ها داراي خصوصيات بسيار نادر و كمياب مي باشند كه البته همين كميابي باعث ارزشمندي الماس مي گردد. استفاده از سيستم بين المللي درجه بندي الماس باعث ايجاد يك محدوده وسيعي بين الماس بي عيب (Flawless:FL) تا الماس هايي با ميزان ناخالصي بالا (I3) مي شود.

هر الماسي يك شي بي نظيرمحسوب مي گردد اما الزاماً همه الماس ها بدون اشكال نيستند.

بايد دانست كه الماس هاي بي عيب استثناء محسوب مي شوند و بسيار نادرند و بيشتر سنگهاي قيمتي به اين صورت ديده نمي شوند.

محدوده سنجش پاكي سنگ را 11 درجه در بر مي گيرد كه هر يك از اين درجات بر اساس ميزان قابل رويت بودن ناخالصي تعريف شده است.قابل رويت بودن به عواملي نظير اندازه-نوع- موقعيت استقرار- رنگ و تعداد ناخالصي در بزرگنمايي 10 برابر (10X) بستگي دارد.

_(Flawless:FL): هيچ گونه ناخالصي داخلي و خارجي وقتی در بزرگنمايي 10 برابر باشد توسط كارشناس ماهر مشاهده نمي گردد.

_(Internally Flawless:IF): در اين درجه ناخالصي داخلي مشاهده نمي گردد. اما مقدار كمي ناخالصي سطحي(Blemish) در بزرگنمايي 10 برابر توسط كارشناس ماهر رويت مي گردد.

_(Very Very Slightly Included:VVS1 & VVS2): تحت بزرگنمايي 10 برابر مشاهده ناخالصي داخلي براي كارشناس ماهر بسيار مشكل است.

_(Very Slightly Included:VS1 & VS2): در اين سطح ناخالصي داخلي در بزرگنمايي 10 برابربا صرف زمان كوتاهتر نسبت به VVS توسط كارشناس ماهر قابل رويت است اما اين ميزان ناچيز است.

_(Slightly Included:SI1 & SI2): در بزرگنمايي 10 برابر ناخالصي داخلي براي كارشناس ماهردر همان لحظه اول قابل توجه مي باشد.

_(Imperfect:I1 & I2 & I3): در اين حالت ناخالصي حتي بدون استفاده از بزرگنمايي 10 برابر براي كارشناس حرفه اي قابل رويت ميباشد و ممكن است تاثير منفي بر روي شفافيت و درخشندگي الماس بگذارد.

رنگ الماس (COLOR):
قيمت الماس ها ارتباط مستقيم با رنگ آنها دارد . لذا بايد بررسي شود كه آيا آنها بي رنگ (سفيد) هستند يا اينكه اگر داراي رنگ هستند ميزان غلظت رنگ در آنها در چه حد است.

بيشترين الماس هايي كه در جواهر فروشي ها ارائه مي شوند بي رنگ يا رنگي با رنگ مايل به قهوه اي يا زرد مي باشند كه البته هر چه ميزان غلظت رنگ بيشتر باشد ارزش الماس كمتر مي شود. ضمنا ذكر اين توضيح ضروري است كه الماس هاي داراي رنگهاي فانتزي (Fancy-Color Diamonds) مانند سبز- قرمز- آبي بدليل كميابي از اين قانون مستثني بوده و حتي ارزشي بالاتر از الماس هاي بي رنگ دارند.

محدوده رنگ از حرف D (الماس كاملا بي رنگ) شروع و با افزايش رنگ ادامه يافته وبه حرف Z (الماس كاملا رنگي) ختم مي شود. هر الماس در شرايط خاص و نور كنترل شده با نمونه هايي كه رنگ آنها از قبل معلوم ميباشد (Master Stones) مقايسه تطبيقي شده و درجه رنگ آن تعيين مي شود.

انتخاب رنگها بسيار دقيق و ظريف و فاصله آنها انقدر نزديك است كه چشم فرد غير حرفه اي قادر به تشخيص تفاوت رنگهاي نزديك به هم نمي باشد. اما اين تفاوت رنگي باعث ايجاد يك تفاوت بسيار زياد در كيفيت و قيمت الماس مي شود.

تراش (CUT):
تراش باعث ايجاد درخشندگي الماس مي شود.
خارق العاده به نظر مي رسد كه الماسي با سطح بسيار كوچك و ريز تراشي دقيق بخورد . ممكن است كه ضخامت اين الماس به 2 ميلي متر هم برسد اما الماس بدون اين دقت و ظرافت نمي تواند زيبايي ذاتي خود را بنمايش بگذارد.
كيفيت تراش يك الماس در بين ساير خصوصيات Four Cs حائز اهميت بيشتري است.

تراش الماس دربردارنده 3 ويژگي مي باشد:
1- Brightness(درخشندگي) : تمام نور از الماس منعكس ميشود.

2-Fire : تجزيه نور در ميان رنگهاي طيف .

3-Spark (جرقه) : يك الماس هنگامي كه حركت مي كند يك تلالو نوري و يا به عبارت ديگر يك جرقه نوري ايجاد مي كند.

براي آگاهي از تراش يك الماس ابتدا با فرم تراش آن آشنا مي شويم . بيشتر الماس ها داراي تراش برليان با فرم گرد (Round) مي باشند و ساير فرمهاي ماركيز (Marquis)- اشك (Pear)- بيضي شكل (Oval)- باگت (Baget)- پرنسس (Prances)- تراش زمردي (Emerald)- قلب (Hearts) – مثلثي (Triangle) و گونه هاي زيادي از فرمهاي جديد را شامل مي گردد.

كيفيت تراش به تقارن و تناسب ابعاد سنگ و پوليش آن بستگي دارد.يك الماس تراش برليان داراي 57 يا 58 سطح (Facet) مي باشد. با مشاهده نماي جانبي يك الماس تراش برليان فرم گرد مي توانيد فاكتورهاي مهم را در تراش سنگ ملاحظه نماييد.

مهمترين شاخصهاي تراش يك الماس كه درخشندگي،تجزيه نور و انعكاس جرقه اي نور را باعث مي شوندعبارتند از:
نسبت عمق پاويليون به قطرميدان تاج سنگ- زاويه تاج –
نسبت سطح Table به قطرميدان تاج سنگ – ضخامت خط –
كمربندي (Girdle)- نسبت عمق تاج به قطر سنگ –

 

Leave a Reply