کیفیت زندگی با یک مثال

 یک شهر را در دوره ساسانیان تجسم کنید که وسط بیابان واقع شده.

این شهر یک چاه آب، یک باغ انار و یک مزرعه گندم دارد.

تاجران این شهر تنبل هستند و تمایلی به برقراری رابطه با شهرهای دیگر ندارند. برای همین مردم فقط به گندم و انار دسترسی دارند و ماده خوراکی دیگری وارد شهر نمی‌شود.

در این میان خیلی‌ها به شغل اغذیه‌فروشی روی می‌آورند و دکان‌های بزرگ و کوچک و سیار باز می‌کنند.

نان ساده، گندم دودی، شیرینی انار، گندم بو داده، انار دانه شده، آب انار، خمیر با طعم انار، انار خشک شده، انار دودی و معجون انارگندم تنها خواراکی‌هایی است که در این شهر سرو می‌شود.

ولی انار تازه در همه فصل‌های سال در دسترس‌شان نیست و بیشتر گندم می‌خورند و همیشه هم برای آن اشتیاق دارند.

آنها خبر ندارند چند فرسخ دورتر از شهرشان انواع میوه‌ها و گوشت‌ها و خوراکی‌ها و ادویه‌های لذیذ وجود دارد.

اما با این حال در خیابان‌ها و کوچه‌های این شهر هزاران دکان اغذیه‌فروشی وجود دارد که با همان ترکیب گندم و انار خوراکی‌های تکراری و یک‌نواخت و بدون تنوع دست مشتری می‌دهند.

یک روز تعداد این مغازه‌ها آن‌قدر زیاد می‌شود که دیگر گندم و انار کافی پیدا نمی‌شود، پس مغازه‌دارها از گندم فاسد و انار گندیده استفاده می‌کنند.

کم‌کم بیماری در شهر زیاد می‌شود تا جایی که حتی اغذیه‌فروشی‌های قدیمی شهر هم گندم و انار مسموم تولید می‌کنند تا در رقابت با از اغذیه‌فروش‌های ارزان شکست نخورند.

کمی می‌گذرد و کار به جایی می‌کشد که ذائقه مردم شهر تغییر می‌کند و آنها به طعم گندم و انار گندیده عادت می‌کنند.

وقتی فصل انار می‌رسد، کشاورزان نمی‌توانند انار تازه بفروشند چون دیگر کسی در شهر آن را دوست ندارد.

وقتی انارها روی زمین می‌ماند و می‌گندد و متعفن می‌شود، آن هنگام اغذیه‌فروش‌ها آن را می‌خرند و به مردم می‌فروشند.

یک شب گروهی از فروشندگان گند، همه باغ‌های انار را آتش می‌زنند به طوری که حتی یک درخت هم باقی نماند.

پس از آن تقاضای گندم در بازار بیشتر می‌شود و گندم‌کاران و فروشندگان آن به ثروت می‌رسند و حتی انارکاران نیز به کاشتن کندم روی می‌آورند.

آیا می‌توانید تجسم کنید که خودتان در این شهر زندگی می‌کنید؟

برایتان سخت است؟

بدتان می‌آید؟

باید بدانید که شما همین حالا هم واقعا در چنین شهری زندگی می‌کنید.

در شهری که تاجران آن هر چیزی که خودشان دلشان بخواهد را وارد آن می‌کنند.

به وب‌سایت تولیدکنندگان خارجی نگاه کنید. آنها محصولاتی دارند که نه تنها در بازار کشور ما وجود ندارد، حتی نمی‌دانستیم چنین چیزهای در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

خیلی از تاجرها به بهانه تحریم‌ها بازار را در دست گرفتندو پس از مدتی هم اجناس تقلبی را سفارش دادند و از راه‌های قانونی وارد کردند و با خبال آسوده به مشتری فروختند و مردم هم همیشه راضی و خوشحال هستند،‌ چون به قیمت أن نگاه می‌کنند.

حتی در زمینه فرهنگ و هنر هم سال‌هاست مشغول خوردن انار و گندم هستیم و طعم سیب و آناناس و پنیر و قهوه را فراموش کرده‌ایم.

کسانی که می‌توانستند متفاوت از بقیه بنویسند و بگویند و ‌بازی کنند، در خانه نشسته‌اند و در عوض چند چهره اندک سینما و تلویزیون و رادیو و بازار کتاب و نشریات را در دست گرفته‌اند و انار و گندم تحویل مخاطبان خود می‌دهند و مردم هم همیشه از آن استقبال می‌کنند.

در شرایطی که محتوای باارزش به ندرت تولید می‌شود، میلیون‌ها کانال تلگرام و پیج اینستاگرام وجود دارد که در طول شبانه‌روز انار و گندم را در گلوی کاربران فرو می‌کنند، نه بیشتر از آن و همه هم خوشحال هستند و لایک می‌کنند و کامنت می‌گذارند.

حتی سایت‌هایی که ناشر محتوا هستند نیز به تولید انار و گندم روی آورده‌اند و همان خرف‌های تکراری و رفتار تکراری و اتفاقات تکراری را تحویل ملت می‌دهند و هر روز ثروتمندتر از قبل می‌شوند.

حتی در زمینه طنز هم تلویزیون ذائقه مردم را تغییر داد تا معنای طنز را از یاد ببرند و به فکاهی و هزل و هجو روی بیاروند و به آن معتاد شوند، چون هزینه ساختن آن بسیار بسیار ارزان‌تر از طنز تمام می‌شود.

ما مشغول خوردن انار و گندم هستیم، هر روز چهره‌های تکراری و ماجراهای تکراری را می‌بینیم و راضی هستیم.

راضی هستیم، چون تصور می‌کنیم چیزی جز انار و گندم در دنیا وجود ندارد.

کسی که عاشق است، گوش‌هایش انتقادات را نمی‌شنوند، چشم‌هایش حقیقت را نمی‌بیند و دهانش نیز برای اعتراض باز نمی‌شود و شیفته خودباخته عشق خود است.

ما هم عاشق انار و گندم هستیم و جز آن هم چیزی نمی‌خواهیم.

از کانال تلگرامی خبرنگار و روزنامه نگار: فرورتیش رضوانیه

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733