چگونه در جامعه مباحثه کنیم ؟

چگونه در گروه مباحثه کنیم ؟

مولفه های یک بحث بالغانه و سازنده و دوسوبرد win-win discussion در یک شبکه اجتماعی چیستند ؟

هیچ یک از شرکت کنندگان در بحث با خود فکر نمی کند که آن چه می گوید حقیقت و واقعیت مطلق است.

هیچ یک از شرکت کنندگان این حس را به دیگری نمی دهند که چون نظر تو با نظر من کمی یا خیلی متفاوت است  تو در مقابل من که مظهر همه حقیقت هستم، یاوه گویی بیش نیستی. هیچ یک از افراد برای خود یک رسالت زمینی یا آسمانی قائل نمی شود که همین جا و همین امروز دیدگاه طرف مقابلش را از پایه عوض کند و او را از ظلالت و گمراهی ابدی برهاند. کسی به دیگری این حس را نمی دهد که اگر عقیده ات را خیلی قبول ندارم، خودت و دوستی ات را هم خیلی قبول ندارم!

در بیشتر بحث های گروهی یکی از بزرگترین موانع ارتباط، نوعی مکانیسم نابالغ دفاعی دیده می شود به نام:
Projective identification

هر چه ساختار درون روانی یکی یا تعدادی از اعضای گروه ناپخته تر باشد، بیشتر از این دفاع استفاده می شود.
برای درک مفهوم این دفاع به طور خلاصه توضیح می دهم. در این دفاع که در متون ترجمه از آن به ” همانندسازی برون فکنانه ” یاد می شود ، وقتی فرد A در طی گفتگو از درون برآشفته می شود، به طور ناخوداگاه سعی می کند بخشی از آشفتگی درونی خود را به فضای ذهنی فرد B بیندازد. فرایندی که به آن پروجکشن گویند.
در نتیجه این پروجکشن، فرد B هم آشفته می شود . یعنی شبیه فرد A می شود. یعنی با او” همانند می گردد “. وقتی فرد B همانند فرد A برآشفته شد و واکنش تند نشان داد، اندکی از آشفتگی فرد A کاسته می شود؛ چرا که می بیند خوشبختانه فرد مقابلش را هم به حال و روز خودش درآورده و از طرفی توانسته بخشی از آشفتگی غیرقابل تحمل خود را به درون فرد دیگری بیندازد.

مثلا فرض کنید فرد A یک شهروند بلژیکی است و فرد B ایرانی است. آن ها دارند درباره حادثه تروریستی پاریس با هم مباحثه می کنند.

در طی بحث، در جایی فرد A از این که نمی تواند فرد B را درباره موضوع خاصی متقاعد کند احساس ناکامی می کند و آن گاه به طور ناخوداگاه سعی می کند این احساس ناکامی خود را به درون فرد مقابل بیندازد، به همین جهت می گوید ” البته حرف شما درست است ولی شما ایرانی ها هم متهم به تروریست بودن هستید!”
یعنی به جای ماندن روی بحث اصلی درباره حادثه پاریس، بحث را به وادی ای می کشد که در آن خشم طرف مقابلش را برانگیزد و او را به احساس ناکامی و عصبانیت برساند تا ضعف استدلال خود را در بحث اصلی بپوشاند.

☆ ☆ ☆

حیفم است حالا که راجع به همانندسازی برون فکنانه حرف زدم از نقش مخرب آن در روابط زن و شوهرها هم حرفی زده نشود، در فرهنگ شرقی که آدم با آدم ازدواج نمی کند بلکه ایل با ایل ازدواج می کند، یکی از رایج ترین دستاویزها برای همانندسازی برون فکنانه بردن بحث از موضوع فعلی به حوزه ایل و تبار همسر می باشد.

مرد به زن می گوید: چنگال یادت رفته بیاری سر سفره
زن از آشپزخانه جواب می دهد: خب میارم.
مرد می گوید: آخه دیشب هم یادت رفته بود چنگال رو بیاری سرسفره.
زن می گوید: تصادفی این طوری شده، حالا چی میشه خودت بیای از آشپزخانه چنگال برداری؟

مرد که در برابر این استدلال ساده کم می آورد می گوید : چرا تو فکر می کنی همه باید مثل بابات نوکر و برده مادرت باشن؟
و زن که در تله همانندسازی برون فکنانه مرد افتاده جواب می دهد: پدر من شرف داره به پدر تو که نزول خور و قماربازه!!

(یعنی به همین سادگی بحث می رود به صحرای کربلا و از این جا به بعد به جای چنگال وارد بحث باستانی و پرتنش خانواده طرفین می شود. بحثی که هرگز هیچ برنده ای نداشته است !)

در این جا زن می بایست به مرد یادآوری کند که اگر دوست داری می توانیم درباره موضوع آوردن یا نیاوردن چنگال با هم بحث کنیم اما با تو به چاه بحث درباره خانواده ها نمی افتم.

سامرند سلیمی، روان پزشک.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733