نکاتی از رسم الخط و دستور زبان فارسی

به دلایل زیادی از بعد از انقلاب، دولت ها همیشه درگیر مشکلات بزرگی بوده اند که اگر دقیقا در همان لحظه به آنها رسیدگی نمی شد، تبعات و مضرات بزرگتر و فجیع تری به بار می آمد، برای همین از رسیدگی به اتفاقات و مشکلات دیگر باز می ماندند.

به عنوان مثال، جنگ هشت ساله، سازندگی های بعد از جنگ، گروگانگیری آمریکایی ها، جنگ اول و دوم خلیج فارس (امریکا و عراق) ظهور طالبان، مشکلات سیاسی داخلی، احمدی نژاد، اعتیاد، تروریزم، یورش فرهنگی، تحریم ها و …

به یک سری از دلایلی که الان به یاد نمی آورم و گفته های بالا، اینترنت “بی صاحاب” (بدون متولی نظارتی و تولید نندگان شایسته محتوا) رها شده و مانند یک بچه خیابانی در ایران بزرگ شد.

نسل اول تولید کنندگان محتوا در اینترنت فارسی زبان، خارج نشینان غرب زده بودند که هر یکصد مَن محتوای آنها یک غاز می ارزید اما این نسل خیلی بهتر از نسلهای بعدی بود.

نسل دوم تولید کنندگان محتوا، دل شکستگان عشقی، شکست خوردگان مالی عاطفی از زندگی و نظام اجتماعی، بی کاران و سوء استفاده چی های داخل نشین بودند که دغدغه اصلی آنها هک، کارت اینترنت، چت و مخ زنی بود.

نسل سوم، نسل پوچ پرست، خرافه پرداز و مهمل نویس است که هر صد من مطلب آنها نه تنها یک غاز نمی ارزد بلکه یک ارزن هم اگر خریداری شود، ضرر کرده ایم. با این توضیحات و مقدمه طولانی، باید بگویم که همه از نسل اول و دوم آسیب خوردند، دلیل اصلی فیلتر شدن اینترنت در واقع نبودن همین محتوای ارزشمند به زبان فارسی است که در ذهن نسل های قبل از من چنین شکل گرفته، که اینترنت جایی است که در آن می توان وب سکسی داد و گرفت، مطالب مستهجن دید و زندگی را تباه کرد. در صورتی که اگر اینترنت درست و صحیح مورد استفاده قرار گیرد، می توان بنزین کمتر سوزاند، آب و هوای بهتر داشت، صادرات بیشتری انجام داد و سطح کیفی زندی را بیشتر بالا برد.

اما

بزرگترین آسیبی که نسل سوم تولید کنندگان محتوای فارسی به اینترنت فارسی زدند، نابود کردن فرهنگ فارسی زبانان بود.

افتضاحی بس عظیم.

دیده شده که غلط نویسی یک فرهنگ رایج شده و اگر کسی صحیح بنویسد مورد تمسخر قرار می گیرد، مثلا جمله زیر را بنگرید:

“نوشتن صحیح کلمات زبان فارسی باید از کودکی به جوانان آموخته شود که مسلما همه این آموزشها باید همراه با دلایل پاسداری از این میراث وسرمایه گرانبها باشد.”

در مهمل نویسی نسل جدید اینگونه نوشته می شود:

نوشتنه صحیحه کلماته زبانه فارسی باید از کودکی ب جوانان آموخته شود ک مسلمن همه ی این آموزشها باید همراه با دلایله پاسداری ازین میراث و سرمایه ی گرانبها باشد.”

برخی کمیاز افراد تحصیل کرده تر (تحصیلکردهتر به قول جدیدی ها :-)) ) می گویند این شیوه “شاملویی” است! من می گویم، زبانی که ده هزار سال سابقه دارد، عطار، ناصرخسرو، نظامی، سعدی، حافظ، فردوسی!!! بدان سخن گفته اند و قوانین آنرا اجرا نموده اند، شاملو دیگر چه کسی است که بخواهد قوانینی در عرض بیست سال برای دگرگونی آن بسازد؟؟؟

در ادامه، نقبی به فرهنگستان زبان حداد عادلی زده ام و نوشته های آن ارگان دولتی و رسمی را به عنوان یک منبع و سند خدمت شما ارایه می دهم تا در صورتی که پاسداری از زبان فارسی، درست نویسی، بی عقل و بی سواد جلوه ننمودن و … برایتان مهم باشد، اگر سئوالی برایتان پیش آمد آنرا مطالعه بفرمائید.

در صورتی که سئوالی از شما بزرگان و عزیزان از خود من موجود باشد، خوشحال خواهم شد دقیق و کامل بپرسید تا جواب بدهم.

بابک راستی

واژه‌ها و ترکیبات و عبارات مأخوذ از عربى
 
«ة» در واژه‌ها و ترکیبات و عبارات مأخوذ از عربى به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
    1. اگر در آخرِ کلمه تلفّظ شود، به‌صورت «ت» نوشته مى‌شود:
          رحمت، جهت، قضات، نظارت، مراقبت، برائت
          استثنا: صلوة، مشکوة، زکوة، رحمةالله‌علیه (در جایى که مراعات رسم‌الخطّ قرآنى این کلمات در نظر باشد).
    2. اگر در آخرِ کلمه تلفّظ نشود، به‌صورت «ـه/ ه» (هاى غیرملفوظ) نوشته مى‌شود:
          علاقه، معاینه، نظاره، مراقبه، آتیه
    و در این حالت از قواعد مربوط به «هاى غیرملفوظ» تبعیت مى‌کند:
          علاقه‌مند، نظارگان، معاینهٔ بیمار، مراقبه‌اى
    3. در ترکیبات عربى رایج در فارسى، مانند کاملةالوداد، لیلةالقدر، ثقةالاسلام، خاتمةالامر، دایرةالمعارف، معمولاً به‌صورت «ـة/ ة» نوشته مى‌شود، اما گاهى در بعضى از ترکیبات، مانند حجّت‌الاسلام و آیت‌الله، به‌صورت «ت» مى‌آید که آن هم درست است.
    «و» که در برخى از کلمه‌هاى عربى، مانند زکوة، حیوة، مشکوة، صلوة به‌صورت «آ» تلفّظ مى‌شود، در فارسى (جز در مواردى که رعایت رسم‌الخطّ قرآنى این‌گونه کلمات مورد نظر باشد) به‌صورت «الف» نوشته مى‌شود.1
          زکات، حیات، مشکات، صلات
    تبصره: کلمه‌هایى مانند زکوة، مشکوة، صلوة (اگر به این صورت نوشته شده باشد)، در اضافه به «ى» نسبت یا وحدت، با «ا» و «ت» نوشته مى‌شود:
          زکاتى، مشکاتى، صلاتى، حیاتى 
«الف کوتاه» همیشه به‌صورت «الف» نوشته مى‌شود، مگر در موارد زیر:
    1. الى، على، حتّى، اولى، اوُلى؛
    2. اسم‌هاى خاص:
          عیسى، یحیى، مرتضى، مصطفى، موسى، مجتبى
   تبصره: واژه‌هایى مانند اسمعیل، هرون، رحمن که در رسم‌الخطّ قرآنى به این صورت نوشته مى‌شود در فارسى با «الف» نوشته مى‌شود: اسماعیل، هارون، رحمان. بعضى کلمات از قاعدهٔ فوق مستثناست: الهى، اعلیحضرت… .
    3. ترکیباتى که عیناً از عربى گرفته شده ‌‌است:
          اعلام‌الهدى، بدرالدُّجى، طوبى‌لک، لاتُعَدُّولاتُحْصى، سِدرَةُالمُنتَهى، لاتُحصى (صیغه‌هاى فعلى) 
    ــ اسامى سوره‌هاى قرآن (مانند یس، طه، و…) به ‌شکل مضبوط در قرآن نوشته مى‌شود، اما در کلماتى مانند یاسین، آل طاها و… قاعدهٔ تطابق مکتوب و ملفوظ رعایت مى‌شود. 
 
 
تنوین، تشدید، حرکت‌گذارى
هجاى میانى «ـ ووـ»
 
آوردن تنوین (درصورتى‌که تلفّظ شود) در نوشته‌هاى رسمى و نیز در متون آموزشى الزامى است. تنوین به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
    1. تنوین نصب: در همه‌جا به‌صورت «اً/ ـاً» نوشته مى‌شود:
          واقعاً، جزئاً، موقتاً، عجالتاً، نتیجتاً، مقدمتاً، طبیعتاً، عمداً، ابداً2
    تبصرهٔ 1: کلمه‌هاى مختوم به همزه، مانند جزء، استثناء، ابتداء، هرگاه با تنوین نصب همراه باشد، همزهٔ آن‌ها روى کرسى «ى» مى‌آید و تنوین روى «الف» بعداز آن قرار مى‌گیرد: جزئاً، استثنائاً، ابتدائاً.
    تبصرهٔ 2: تاء عربى «ة/ ـة»، اعم از آنکه در فارسى به‌صورت «ت» یا «ه/ ـه» (هاى غیرملفوظ) نوشته یا تلفّظ شود، در تنوین نصب، بدل به «ت» کشیده مى‌شود و علامت تنوین روى الفى قرار مى‌گیرد که پس از «ت» مى‌آید، مانند نتیجتاً، موقتاً، نسبتاً، مقدمتاً، حقیقتاً؛
    2. تنوین رفع و تنوین جرّ: در همه جا به‌صورت ــٌـ و ـــٍــ نوشته مى‌شود و فقط در ترکیبات مأخوذ از عربى که در زبان فارسى رایج است به کار مى‌رود:
          مشارٌ‌الیه، مضاف‌ٌالیه، منقولٌ‌عنه، مختلفٌ‌فیه، متفق‌ٌعلیه، بعبارةٍاُخرى، اباًعن‌جدٍ، اىّ‌نحوٍکان.
 گذاشتن تشدید همیشه ضرورت ندارد مگر در جایى که موجب ابهام و التباس شود که یکى از مصادیق آن هم‌نگاشت‌هاست:3
          معین/ معین؛ على/ عِلّى؛ دوار/دوّار؛ کره/کرّه؛ بنا/ بنّا
    تبصره: در متون آموزشى براى نوآموزان و غیرفارسى‌زبانان و نیز در اسناد و متون رسمى دولتى، گذاشتنِ تشدید در همهٔ موارد ضرورى است.
     حرکت‌گذارى تنها در حدّى لازم است که احتمال بدخوانى داده شود:
          عُرضه/ عَرضه؛ حَرف/حِرَف؛ بُرْد/ بُرَد؛ سرْچشمه/سرِچشمه 
واژه‌هاى داراى هجاى میانى «ـ وو ـ» با دو واو نوشته مى‌شود:
          طاووس، لهاوور، کیکاووس، داوود
    تبصرهٔ 1: نوشتن «داود» با یک واو به‌تبعیت از رسم‌الخطّ قرآنى بلامانع است.
    تبصرهٔ 2: در مورد نام شخص، ضبط نهادى‌شده (مطابق شناسنامه) اختیار مى‌شود:
          کاوس، کاوسى

مجموعهٔ ام، اى، است،…
 
صورت‌هاى متّصل فعل «بودن» در زمان حال (ام، اى، است، ایم، اید، اند)، به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
 
کلمات مختوم به
صامت میانجى
مثال
صامت منفصل
ــ
خشنودم
خشنودى
خشنود است
 
 
خشنودیم
خشنودید
خشنودند
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رهرو»
 
رهروم
رهروى
رهرو است
به کار رفته‌است
ــ
رهرویم
رهروید
رهروند
‌صامت متّصل
ــ
پاکم
پاکى
پاک است
 
 
پاکیم
پاکید
پاک‌اند
«آ»
«ى»
دانایم
دانایى
داناست*
 
 
داناییم
دانایید1
دانایند
«و» با صدایى نظیر آنچه در «دانشجو»
«ى»
دانشجویم
دانشجویى
دانشجوست*
به­کار رفته­است
 
دانشجوییم
دانشجویید
دانشجویند
«و» با صدایى نظیر آنچه در «تو»
همزه
توام
تواى/ تویى
توست*
به­کار رفته­ است
 
توایم
(شماکارمند) مترواید2
تواند
«ـــِــ» (هاى
غیرملفوظ)
همزه
خسته‌ام
خسته‌اى
خسته ‌است
 
 
خسته‌ایم
خسته‌اید
خسته‌اند
«اِى»
همزه
تیزپى‌ام
تیز‌پى‌اى
تیزپى ‌است
 
 
تیزپى‌ایم
تیزپى‌اید
تیزپى‌اند
«اى»
همزه
کارى‌ام
کارى‌ای
کارى ‌است
 
 
کارى‌ایم
کارى‌اید
کارى‌اند
 
ضمایر ملکى و مفعولى
ضمایر ملکى و مفعولى3 [ــَ­م، ــَـت، ــَـش، ــِـمان (مان)، ــِـتان (تان)، ــِـشان (شان)[،‌ در حالات شش‌گانه، همراه با واژه‌هاى پیش از خود به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
 
کلمات مختوم به
صامت میانجى
مثال
صامت منفصل
ــ
برادرم
برادرت
برادرش
 
 
برادرمان
برادرتان
برادرشان
صامت متّصل
ــ
کتابم
کتابت
کتابش
 
 
کتابمان
کتابتان
کتابشان
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رهرو»
ــ
رهروم
رهروت
رهروش
به‌ کار رفته است
 
رهرومان
رهروتان
رهروشان
«آ»
«ى»4
پایم
پایت
پایش
 
 
پایمان
پایتان
پایشان
«و» با صدایى نظیر آنچه
«ى»
عمویم
عمویت
عمویش
در«عمو» به کار رفته است
 
عمویمان
عمویتان
عمویشان
«ــِـ» (های غیرملفوظ)
همزه
خانه‌ام
خانه‌ات
خانه‌اش
پیش از ضمایر ملکى مفرد
 
خانه‌مان
خانه‌تان
خانه‌شان
«اِى» پیش از ضمایر ملکى مفرد
همزه
پى‌ام
پى‌ات
پى‌اش
 
 
پى‌‌مان
پى‌‌تان
پى‌شان
«اى» پیش از ضمایر ملکى مفرد
همزه
کشتى‌ام
کشتى‌ات
کشتى‌اش
 
کشتى‌مان
کشتى‌تان
کشتى‌شان
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رادیو»
به کار رفته است
همزه5
رادیوام
رادیوات
رادیواش
پیش­از ضمایر ملکى مفرد
 
رادیومان
رادیوتان
رادیوشان
 
یاى نکره و مصدرى و نسبى
یاى نکره (همچنین یاى مصدرى و نسبى) در حالات گوناگون به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
 
کلمات مختوم به
صامت میانجى
مثال
صامت منفصل
صامت متّصل
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رهرو» به ­کار رفته است.
ـــ
ـــ
 
ـــ
برادرى
کتابى
 
رهروى
«ـــِــ» (هاى غیرملفوظ)6
«اِى»
«اى»
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رادیو» به کار رفته است
«آ»
«و» با صدایى نظیر آنچه در «دانشجو» به ­کار رفته است 
همزه
همزه
همزه
 
«ى»
«ى»
 
«ى»
خانه‌اى
تیزپى‌اى
کشتى‌اى
 
رادیویى
دانایى
 
دانشجویى
 
کسرهٔ اضافه
 
نشانهٔ کسرهٔ اضافه در خط آورده نمى‌شود، مگر براى رفع ابهام در کلماتى که دشوارى ایجاد مى‌کند:
          اسبِ سوارى/ اسب‌ْسواری
    ـ کلماتى مانند رهرو، پرتو، جلو، در حالت مضاف، گاهى با صامت میانجى «ى» مى‌آید، مانند «پرتوى آفتاب» و گاهى بدون آن، مانند «پرتو آفتاب». آوردن یا نیاوردن صامت میانجى «ى» تابع تلفّظ خواهد بود.
    ـ براى کلمات مختوم به هاى غیرملفوظ، در حالت مضاف، از علامت «ء»7 استفاده مى‌شود:
          خانهٔ من، نامهٔ او
    ـ «ى»، در کلمه‌هاى عربى مختوم به «ى» (که «آ» تلفّظ مى‌شود)، در اضافه به کلمهٔ بعد از خود، به «الف» تبدیل مى‌شود:
          عیساى مسیح، موساى کلیم، هواى نَفْس، کبْراى قیاس
 
   
نشانهٔ همزه*
 
همزهٔ میانى
    الف) اگر حرف پیش‌از آن مفتوح باشد، روى کرسى «ا» نوشته مى‌شود، مگر آنکه پس ­از آن مصوّت «اى» و «او» و «ــِـ» باشد که دراین­صورت روى کرسى «یـ» نوشته مى‌شود:
          رأفت، تأسّف، تلألؤ، مأنوس، شأن
          رئیس، لئیم، رئوف، مئونت، مطمئن، مشمئز
    تبصره: در کلمات عربى بر وزن «مُتَفَعِّل» نظیر متأثّر، متأخّر، متألّم که در تداول، اولین فتحهٔ آنها به کسره تبدیل شده، همان صورت عربى آن ملاک قرار گرفته است.
    ب) اگر حرف پیش از آن مضموم باشد، روى کرسى «و» نوشته مى‌شود، مگر آنکه پس از آن مصوّت «او» باشد که دراین­صورت روى کرسى «ى» نوشته مى‌شود:
          رؤیا، رؤسا، مؤسّسه، مؤذّن، مؤثّر، مؤانست
          شئون، رئوس
    ج) اگر حرف پیش از آن مفتوح یا ساکن و پس از آن حرف «آ» باشد، به­صورت ـآ/ آ نوشته مى‌شود:
          مآخذ، لآلى، قرآن، مرآت
    در بقیهٔ موارد و در کلّیهٔ کلمات دخیل فرنگى با کرسى «ى » نوشته مى‌شود:
          لئام، رئالیست، قرائات، استثنائات، مسئول، مسئله، جرئت، هیئت
          لئون، سئول، تئاتر، نئون8
          استثنا: توأم
 
همزهٔ پایانی
    الف) اگر حرف پیش از آن مفتوح باشد (مانند همزهٔ میانى ماقبل­مفتوح)، روى کرسى «ا» نوشته مى‌شود:
           خلأ، ملأ، مبدأ، منشأ، ملجأ
    ب) اگر حرف پیش از آن مضموم باشد (مانند همزهٔ میانى ماقبل­مضموم)، روى کرسى «و» نوشته مى‌شود:
          لؤلؤ، تلألؤ
    ج) اگر حرف پیش از آن مکسور باشد، روى کرسى «ى» نوشته مى‌شود:
          متلألئ9
    د) اگر حرف پیش از آن ساکن یا یکى از مصوّت‌هاى بلند «آ» و «او» و «اى» باشد، بدون کرسى نوشته مى‌شود:
          جزء، سوء، شیء، بُطء، بطیء، سماء، ماء، املاء، انشاء10
 
    تبصرهٔ 1: کلماتى مانند انشاء، املاء، اعضاء در فارسى بدون همزهٔ پایانى هم نوشته مى‌شود که صحیح است. 
    تبصرهٔ 2: هرگاه همزهٔ پایانى ماقبل ­ساکن (بدون کرسى) یا همزهٔ پایانى ماقبل مفتوح (با کرسى «ا») و یا همزهٔ پایانى ماقبل مضموم (با کرسى «و») به یاى وحدت یا نکره متّصل شود، کرسى «ى» مى‌گیرد و کرسى قبلى آن نیز حفظ مى‌شود.
          جزئى، شیئى، منشائى، مائى، لؤلوئی
    راهنماى کتابت همزه، در صفحات بعد، در جدول شمارهٔ 3، ارائه شده است.
جدول 3. راهنماى کتابت همزه
 
کرسى «ا»
کرسى «و»
کرسى «ی‍»
بدون کرسى
«أ، ـأ»
«آ، ـآ»
«ؤ، ـؤ»
«ئ‍، ـئ‍»
«ء»
بأس
قرآن
تلألؤ
ائتلاف
بُطء
تأثیر
لآلى
رؤسا
ارائه
بَطىء
تأخّر
مآل
رؤیا
اسائه
جزء
تأخیر
مرآت
رؤیت
استثنائات
سوء
تأدیب
مآخذ
سؤال
استثنائی
شىء
تأذّی
مآثر
فؤاد
القائات
ضوء
تأسّف
منشآت
لؤلؤ
اورلئان
فىء
تأسیس
مآب
لؤم
ایدئالیسم
ماء
تأکید
مآرب
مؤالفت
بئاتریس
 
تألّف
 
مؤانست
بئر
 
تألیف
 
مؤتلف
پرومتئوس
 
تأمّل
 
مؤتمن
پنگوئن
 
تأمین
 
مؤثّر
تبرئه
 
تأنّی
 
مؤدّب
تخطئه
 
تأنیث
 
مؤدّی
تئاتر
 
تأویل
 
مؤذّن
تئودور
 
تفأّل
 
مؤسّس
توطئه
 
تلألؤ
 
مؤسّسه
جزئى
 
توأم
 
مؤکد
سوئى
 
 
 
بدون کرسى
کرسى «ى»
کرسى «و»
کرسى «ا»
«ء»
«ئ‍، ـئ‍»
«ؤ، ـؤ»
«آ، ـآ»
« أ، ـأ»
 
جرئت
مؤلّف
 
خلأ
 
دنائت
مؤمن
 
رأس
 
دوئل
مؤنّث
 
رأى
 
رافائل
مؤوّل
 
سبأ (قرآنى)
 
رئالیست
مؤید
 
شأن
 
رئالیسم
 
 
مأثور
 
رئوس
 
 
مأجور
 
رئوف
 
 
مأخذ
 
رئیس
 
 
مأخوذ
 
ژوئن
 
 
مأذون
 
ژئوفیزیک
 
 
مأکول
 
سئانس
 
 
مألوف
 
سئول
 
 
مأمن
 
سوئد
 
 
مأمور
 
سیئات
 
 
مأنوس
 
شائول
 
 
مأوا
 
شئون
 
 
مأیوس
 
قرائت
 
 
مبدأ
 
قرائات
 
 
متأثّر
 
کاکائو
 
 
متأخّر
 
کلئوپاترا
 
 
متأذّى
 
لائوس
 
 
متألّم
 
 
بدون کرسى
کرسى «ى»
کرسى «و»
کرسى «ا»
«ء»
«ئ‍، ـئ‍»
«ؤ، ـؤ»
«آ، ـآ»
« أ، ـأ»
 
لئام، لئیم
 
 
متأمّل
 
لئون
 
 
متأهّل
 
لوئى
 
 
متلألئ
 
مائومائو
 
 
مستأصل
 
مسائل
 
 
ملأ
 
مسئول
 
 
ملجأ
 
مئونت
 
 
منشأ
 
مرئوس
 
 
نبأ (قرآنى)
 
مرئى
 
 
یأس
 
مشمئز
 
 
 
 
ناپلئون
 
 
 
 
نشئه
 
 
 
 
نشئت
 
 
 
 
نوئل
 
 
 
 
نئون
 
 
 
 
ویدئو
 
 
 
 
هیئت
 
 
 
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* کلمه‌هاى ستاره‌دار در این جدول از قاعده مستثنا هستند.
1. چنانچه کلمه‌اى مختوم به مصوّت باشد و جزء پس از آن نیز با مصوّت آغاز شده باشد، مى‌توان در فاصلهٔ میان دو مصوّت از دو نوع صامت میانجى (با ارزش یکسان) استفاده کرد: یکى صامت «ى» و دیگرى صامت «همزه»؛ نظیر دانایید/ دانائید؛ زیبایى/ زیبائى؛ تنهایى/ تنهائى، که در بعضى همزه غلبه دارد و در بعضى دیگر «ى» و از کلمه‌اى به کلمهٔ دیگر فرق مى‌کند. در اینجا، براى حفظ یکدستى و سهولت آموزش، صامت میانجى «ى» انتخاب شده است.
2. چون «تواید» معنا ندارد، «مترواید» آورده شد.
3. در دستورهاى اخیر زبان فارسى، به‌جاى اصطلاحاتى نظیر «ضمیر ملکى» یا «ضمیر مفعولى»، اصطلاح «ضمیر شخصى متّصل» به ‌کار مى‌رود.
4. این «ى» ممکن است در مواردى حذف شود. در تداول عامّه «بابام» به‌جاى «بابایم» گفته مى‌شود. در ادبیات داستانى هم، زمانى که نویسنده زبان گفتار را ضبط مى‌کند، وضع به همین منوال است. در شعر به‌ضرورت شعرى این حذف صورت مى‌گیرد، مثلاً استعمال «بازوت» به‌جاى «بازویت» در این مصراع: «آفرین بر دست و بر بازوت باد».
5. در محاوره، اصولاً همزه و مصوّت آغازى حذف مى‌شود، مثلاً گفته مى‌شود «رادیوم خراب شد» و نه «رادیوام خراب شد».
6. هاى غیرملفوظ، در الحاق به «یاى مصدرى»، حذف مى‌شود و «گ» میانجى به‌جاى آن مى‌آید: بندگى. در چند کلمه، هاى غیرملفوظ در الحاق به «یاى نسبت» افتاده و «گ» میانجى اضافه شده است: «خانگى»، «همیشگى»، «هفتگى».
7. این علامت کوتاه‌شدهٔ «ى» است.
* گاهى، خصوصاً در خوشنویسى، در زیر همزهٔ پایانى «ء»، بدون اینکه به کلمهٔ دیگرى اضافه شده باشد، علامتى شبیه کسره مى‌گذارند که صحیح نیست.
8. کلمهٔ هیدروژن گاهى ئیدورژن نوشته مى‌شود که صحیح نیست.
9. کلمهٔ منشى در اصل مُنشِئ بوده‌است که در فارسى «ء» به «ى» بدل شده است.
10. همزهٔ پایانى بدون کرسى در کلمات انشاء، املاء، اعضاء، در فارسى، در اضافه به کلمهٔ بعداز خود، غالباً حذف مى‌شود و به‌جاى آن «ى» میانجى مى‌آید، مانند انشاى خوب، اعضاى بدن، ولى حفظ همزهٔ آن هم صحیح است: انشاءِ خوب، اعضاءِ بدن.

 

املاى بعضى از واژه‌ها و پیشوندها و پسوندها
 
اى (حرف ندا) همیشه جدا از منادا نوشته مى‌شود:
          اى خدا، اى که
این، آن جدا از جزء و کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود:
          استثنا: آنچه، آنکه، اینکه، اینجا، آنجا، وانگهى
همین، همان همواره جدا از کلمهٔ پس­از خود نوشته‌ مى‌شود:
      همین خانه، همین‌جا، همان کتاب، همان‌جا
هیچ همواره جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود:
      هیچ‌یک، هیچ‌کدام، هیچ‌کس
چه جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود، مگر در:
      چرا، چگونه، چقدر، چطور، چسان
چه همواره به کلمهٔ پیش از خود مى‌چسبد:
      آنچه، چنانچه، خوانچه، کتابچه، ماهیچه، کمانچه، قباله‌نا‌مچه
را در همه جا جدا از کلمهٔ پیش از خود نوشته مى‌شود، مگر در موارد زیر:
      چرا در معناى «براى چه؟» و در معناى «آرى»، در پاسخ به پرسش منفى.
که جدا از کلمهٔ پیش از خود نوشته مى‌شود:
      چنان‌که، آن‌که (= آن‌کسى‌که)
      استثناء: بلکه، آنکه، اینکه
ابن، حذف یا حفظ همزهٔ این کلمه، وقتى که بین دو عَلَم (اسم خاص اشخاص) واقع شود، هر دو صحیح است:
      حسین‌بن‌على/ حسین‌ابن‌على؛ محمّدبن‌زکریاى رازى/ محمّدابن زکریاى رازى؛ حسین‌بن‌عبدالله‌بن‌سینا/ حسین‌ابن‌عبدالله‌ابن‌سینا
به در موارد زیر پیوسته نوشته مى‌شود:
    1. هنگامى که بر سر فعل یا مصدر بیاید (همان‌که اصطلاحاً «باى زینت» یا «باى تأکید» خوانده مى‌شود):
          بگفتم، بروم، بنماید، بگفتن (= گفتن)
    2. به‌صورت بدین، ‌بدان، بدو، بدیشان1 به کار رود.
    3. هرگاه صفت بسازد:
          بخرد، بشکوه، بهنجار، بنام
به در سایر موارد جدا نوشته مى‌شود:
به برادرت گفتم، به سر بردن، به آواز بلنـد، به‌سختى، منـزل‌به‌منـزل، به نام خدا
    تبصره: حرف «به» که در آغاز بعضى از ترکیب‌هاى عربى مى‌آید از نوع حرف اضافهٔ فارسى نیست و پیوسته به کلمهٔ بعد نوشته مى‌شود:
          بعینه، بنفسه، برأی‌العین، بشخصه، مابازاء، بذاته
ـ هرگاه «باى زینت»، «نون نفى»، «میم نهى» بر سر افعالى که با الف مفتوح یا مضموم آغاز مى‌شوند (مانند انداختن، افتادن، افکندن) بیاید، «الف» در نوشتن حذف مى‌شود:
          بینداز، نیفتاد، میفکن
بى ‌همیشه جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود، مگر آنکه کلمه بسیط‌گونه باشد، یعنى معناى آن دقیقاً مرکب از معانى اجزاى آن نباشد:
          بیهوده، بیخود، بیراه، بیچاره، بینوا، بیجا
مى و همى همواره جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته‌ مى‌شود:
         مى‌رود، مى‌افکند، همى‌گوید
هم ‌همواره جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود، مگر در موارد زیر:
    1. کلمه بسیط‌گونه باشد:
          همشهرى، همشیره، همدیگر، همسایه، همین، همان، همچنین، همچنان
    2. جزء دوم تک‌هجایى باشد:
          همدرس، همسنگ، همکار، همراه
    در صورتى که پیوسته‌نویسى «هم» با کلمهٔ بعد از خود موجب دشوارخوانى شود، مانند همصنف، همصوت، همتیم جدانویسى آن مرجّح است.
    3. جزء دوم با مصوت «آ» شروع شود:
           همایش، هماورد، هماهنگ
    در صورتى که قبل­از حرف «آ» همزه در تلفّظ ظاهر شود، هم جدا نوشته مى‌شود:
           هم‌آرزو، هم‌آرمان
    تبصره: هم، بر سر کلماتى که با «الف» یا «م» آغاز مى‌شود، جدا نوشته مى‌شود:
           هم‌اسم، هم‌مرز، هم‌مسلک
تر و ترین همواره جدا از کلمهٔ پیش از خود نوشته مى‌شود، مگر در:
           بهتر، مهتر، کهتر، بیشتر، کمتر
ها (نشانهٔ جمع) در ترکیب با کلمات به هر دو صورت (پیوسته و جدا) صحیح مى‌باشد:
           کتابها/ کتاب‌ها، باغها/ باغ‌ها، چاهها /چاه‌ها، کوهها/ کوه‌ها، گرهها/ گره‌ها
    اما در موارد زیر جدانویسى الزامى است:
    1. هرگاه ها بعداز کلمه‌هاى بیگانهٔ نامأنوس به کار رود:
           مرکانتیلیست‌‌ها، پزیتیویست‌ها، فرمالیست‌‌ها
    2. هنگامى که بخواهیم اصل کلمه را براى آموزش یا براى برجسته‌سازى مشخص کنیم:
           کتاب‌ها، باغ‌‌ها، متمدن‌ها، ایرانى‌ها
    3. هرگاه کلمه پردندانه (بیش­از سه دندانه) شود و یا به «ط» و «ظ» ختم شود:
          پیش‌بینى‌ها، حساسیت‌‌ها، استنباط‌ها، تلفّظ‌ها
    4. هرگاه جمع اسامى خاص مدّ نظر باشد:
          سعدى‌ها، فردوسى‌ها، مولوى‌ها، هدایت‌ها
    5. کلمه به هاى غیرملفوظ ختم شود:
          میوه‌ها، خانه‌ها
    یا به هاى ملفوظى ختم شود که حرف قبل از آن حرف متّصل باشد:
          سفیه‌ها، فقیه‌ها، پیه‌ها، به‌ها

 
منابع:
Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733