مهارتهاي ارتباطي-4

مهارتهاي ارتباطي-4

مهارت گوش دادن
آيا مي‌دانيد كه شنيدن با گوش دادن از زمين تا آسمان فاصله دارد؟ يك فرد عادي ، بيش از هركار ديگري در طول روز گوش مي‌دهد. مطالعات نشان داده كه 45% از ارتباطات شامل گوش دادن است برخلاف تصور عامه به جز عدة معدودي ، كسي بر آن احاطه ندارد. اصطلاح يك گوش در و يك گوش دروازه از همين ناتواني به فرهنگ ما وارد شده است. شاهد اين مدعا هم اين است كه آزمايشات نشان داده به فاصلة كوتاهي ( هشت ساعت )كه از يك گفتگو، يك سخنراني، ديدن يك فيلم و غيره مي‌گذرد، تقريبا هيچ چيز شنيداري از آن بياد ما نمي‌آيد. يكي از دلايل عمدة اين نقيصه هم اين است كه بيشتر ما هيچ آموزش مقدماتي براي گوش دادن دريافت نمي‌كنيم. به علاوه فرانكلين ارنست روان درمانگر مي‌گويد در خانواده‌ها به كودكان بيشتر آموزش گوش ندادن مي‌دهند: “ـ محلش نگذار! به حرفهايش گوش نكن. به رويت نيار! اصلا وانمود كن اين حرف را نشنيده‌اي!”
والدين نه تنها اين توصيه‌را به خيال خود براي تربيت كودك به كار مي‌برند بلكه خود الگوي عملي آنها هم هستند. آنها تقريبا هرگز وقتي را براي گفتگو با كودك اختصاص نمي‌دهند، هنگامي كه كودك با آنها حرف مي‌زند، به او نگاه نمي‌كنند و خوب به حرفش گوش نمي‌دهند و بارها حرفش را قطع كرده و چيز ديگري مي‌گويند.
در مدرسه هم وضع همين‌طور است. پنج سال به ما ياد مي‌دهند كه بخوانيم و بنويسيم ولي پنج ساعت هم به ما آموزش گوش دادن موثر ارائه نمي‌شود. در حالي كه فعاليت گوش دادن در زندگي ما سه برابر بيشتر از فعاليت خواندن و نوشتن كاربرد دارد. معلمان هم تقريبا هرگز با شاگردان خود گفتگوي موثري نمي‌كنند، به آنها خوب گوش نمي‌كنند و مدام حرفشان را قطع مي‌كنند. از سوي ديگر عليرغم عدم پرورش توانايي گوش دادن، شيوة تدريس در مدارس ما به گونه‌اي است كه بيشتر وقت دانش‌آموزان بايد ساكت باشند و گوش كنند و چون اين كار را نياموخته‌اند، به جايش يك كار ديگر مي‌كنند. ساكت مي‌نشينند اما گوش نمي‌دهند و در عوض به خيالات خود فرورفته و در آنها سير مي‌كنند.
گفته شد كه شنيدن با گوش دادن تفاوت دارد. شنيدن در واقع فقط تحريك حس شنوايي است. ولي گوش دادن به قول دكتر دريكفورد يك فعاليت روانشناختي پيچيده است كه شامل درك ، تعبير و تفسير مي‌باشد.بسیاری از نوجوانان مي‌گويند، دوستانم به حرفهاي من گوش مي‌دهند ولي والدينم تنها آنها را مي‌شنوند. قبل از توضيح بيشتر بهتر است نخست موانع گوش دادن را بررسي نماييم. براستی چه چیزهایی باعث میشود که ما نتوانیم به دقت گوش کنیم؟

موانع گوش دادن:
1ـ مقايسه: هنگام گوش دادن ما عادت داريم مدام خود را با گوينده مقايسه كنيم. او باهوش تر است يا من؟ اينكه دارد تعريف مي‌كند براي من اتفاق نيفتاده ؟ مال من بدتر بوده يا او؟ من بهتر عمل كردم يا او؟ بچة من بهتر است يا بچة او؟ به اين ترتيب نمي‌توانيم خوب گوش كنيم چون به شدت با ذهن خود درگير هستيم.

2ـ خواندن ذهن: كسي كه سعي مي‌كند ذهن افراد را بخواند نمي‌تواند خوب به حرفهايشان گوش كند. در حقيقت اين فرد نسبت به گفته‌هاي طرف بي‌اعتماداست. مدام فکر میکند: میگوید دلش براي پروانه مي‌سوزد ولي دروغ مي‌گويد خيلي هم خوشحال است چون پروانه دوست من است اين حرف را مي‌زند. چه كسي دلش براي خواهر شوهر سوخته كه اين دومي باشد؟و….

3ـ تمرين كردن: بيشتر ما هنگام گوش دادن به حرفهاي طرف مقابل ، داريم جواب او را در ذهن مي‌پروريم تا به محض اينكه يك لحظه ساكت شد بمبارانش كنيم. اينكار مانع گوش دادن است.

4ـ پالايش كردن: بسياري از ما عادت داريم كه هنگام صحبت ديگران ، تنها بدنبال يك نكتة كليدي در حرفهايشان هستيم و به بقية مطالب كاري نداريم. مثلا فقط مي‌خواهيم بدانيم شوهرمان عصباني است يا نه. وقتي ديديم عصباني نيست ديگر به حرفش گوش نمي‌دهيم. يا پسرمان دارد در مورد مدرسه‌اش حرف مي‌زند. آنقدر گوش مي‌دهيم تا مطمئن شويم در مدرسه مشكلي ندارد بعد اقلام خريد روزانه را در ذهن مرور مي‌كنيم.

5ـ قضاوت: انگ زدن تاثير بسيار زيادي دارد. اگر ما كسي را احمق بدانيم به آنچه مي‌گويد هيچ اعتنايي نمي‌كنيم چون به زعم ما مسلما حرف احمقانه‌اي مي‌زند.

6ـ رويا پردازي: در حال گوش كردن به سخنان افراد ، ناگهان كلام آنها خاطره‌اي را در ذهنتان تداعي مي‌كند و به سالهاي دور مي‌رويد. صحبت طرف تمام مي‌شود و شما به جز چند جملة اول هيچ نفهميده‌ايد.

7ـ همخوان سازي: در اين مانع ، شنونده تمام مطالبي را كه مي‌شنود به زندگي خودش ربط مي‌دهد. او حرف از دندانش مي‌زند و شما به ياد دندان درد خود مي‌افتيد. حرف از آشپزي مي‌زند شما به ياد شام امشب مي‌افتيد. حرف از كارش مي‌زند شما به ياد مشكلات كاري خودتان مي‌افتيد. به اين ترتيب به جز كلمات كليدي ، باقي حرفهاي طرف را نمي‌شنويد.

8ـ نصيحت كردن: شنونده خود را حلال بزرگ مشكلات مي‌داند. او سرشار از پند واندرزهاي مختلف است. فقط كافي است چند جمله از مخاطب بشنود آنگاه به اندازة يك كتاب نصيحت و پند و اندرز و بكن و نكن برايش در ذهن آماده میکند. در حاليكه مخاطب فقط مي‌خواهد احساس او را درك كنيد. نيازي به نصيحت كردن ندارد.

9ـ مجادله: در اين حالت شنونده اصلا فرصت حرف زدن به گوينده نمي‌دهد چون هر يك جمله‌اي كه مي‌شنود بايد حداقل چند جمله جواب بدهد. شنونده در كلام گوينده مدام به دنبال نكاتي است كه با آنها مخالفت كند.

10ـ حق به جانب بودن: كسي كه هميشه و در همه وقت حق را به جانب خودش مي‌داند، مجال صحبت كردن در مورد احساسات كسي كه از دست او ناراحت شده را به وي نميد‌هد. چنين آدمي معمولا به حرف كسي گوش نمي‌دهد.
در مطلب بعدی به جز دو مهارت انعکاس معانی و انعکاس تلخیصی که تخصصی است و کاربرد چندانی در ارتباطات روزمره ندارد، بقیه مهارتها را یکی یکی با ذکر مثال بررسی میکنیم.

خورشيدي
مشاور خانواده و ازدواج
ادامه دارد..

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733