سن مناسب براي ازدواج

سن مناسب براي ازدواج

شايد قديم ترها وقتي يک دختر خانم بدون کمک مادرش مي توانست يک قوري چاي خوش طعم و خوشرنگ دم کند و يک سيني چاي لب سوز و لب دوز و قند پهلو را جلوي مهمان ها بگذارد، قريب به اتفاق فاميل رسيدن اين دختر به «سن ازدواج» را تأييد مي کردند و مي گفتند: «ماشاءا… ديگه عروسي شده…».

تخمين «سن ازدواج» آقا پسرهاي شاخ شمشاد هم مراحل خاص خود را داشت. قبل از هر چيز شرط «لازم» براي دريافت تأييديه رسيدن به سن ازدواج از سوي والدين و اقوام درجه يک، «سبز شدن پشت لبِ کاکل پسر» بود. البته کسي منتظر روييدن سي بيل نمي ماند و همين که ۲۹ بيل و اندي در پشت لب آقازاده سبز مي شد اولين شرط رسيدن به سن ازدواج وي مورد تأييد قرار مي گرفت و والدين آستين هاي خود را کمي بالا مي زدند، سپس همين که مي ديدند پسرشان ماه هاي آخر خدمت سربازي را سپري مي کند، کمي دست به آچار است و از تاريکي هم نمي ترسد، ديگر صددرصد مطمئن مي شدند که «ماشاءا… هزار ماشاءا… دامادي شده» و براي سر و سامان دادن به زندگي وي، زنگ خانه عموجان يا خاله جان را مي زدند تا دختر عمو يا دختر خاله اش را به عقد وي دربياورند.

اما

امروزه شرايط “خیلی” تغيير کرده است. حالا اگر دختر خانمي بتواند در کسري از ثانيه نه تنها يک قوري چاي بلکه يک گالن کاپوچينو هم درست کند و در اين فاصله بتواند به همسايگان سه تا کوچه بالاتر و دو تا کوچه پايين تر آش نذري برساند، باز هم نمي توان مطمئن شد که وي آمادگي لازم و کافي براي شروع يک زندگي مشترک را دارد و به اصطلاح به سن ازدواج رسيده است يا خير؟ از سوي ديگر داشتن ۲۹ بيل که هيچ حتي داشتن سبيل چخماقي و سر کار رفتن براي آقاپسرها هم نمي تواند به تنهايي مهر تأييدي براي اين مهم باشد که آنان توانايي تشکيل يک خانواده را دارند!

پس از کجا بايد بفهميم کي به سن ازدواج رسيده ايم و حالا ديگر وقتش شده که به خواستگاري برويم و يا خواستگارهايي که تا پيش از اين سعي در درآوردن لولاي در خانه را داشتند يک به يک به داخل راه دهيم؟!
اگر شما هم معتقديد که سن شناسنامه اي افراد به تنهايي نمي تواند پاسخ اين سوال را بدهد در ادامه مطلب با ما همراه باشيد تا نظر مشاوران را در اين باره بدانيد:

خودت را بشناس
آنچه در مراحل مقدماتي تصميم به ازدواج مطرح مي شود شامل: خودآگاهي، دستيابي به شناخت، آگاهي در ازدواج و رسيدن به بلوغ شخصيتي، اجتماعي، اقتصادي و جنسي است.

سيمين قرباني، کارشناس ارشد مشاوره خانواده با بيان اين مطلب مي گويد: ابتدايي ترين شرط براي ازدواج، «رسيدن به خودآگاهي» است؛ يعني کسي که تصميم به ازدواج دارد در درجه اول بايد نقاط قوت و ضعف خود را به طور کامل بشناسد، اهداف و ارزش هاي زندگي اش را مشخص کند و با شناسايي اين موارد، به انتخاب همسر اقدام کند.

ازدواج يعني چه
«آگاهي از ازدواج» پايه يک زندگي موفق است. صرف نظر از خودآگاهي، کسب آگاهي از ازدواج نيز از جايگاه ويژه اي برخوردار است. اين که شما بدانيد براي چه ازدواج مي کنيد، هدفتان از ازدواج چيست و… همه در آينده زندگي شما تأثير بسزايي خواهد داشت. چرا که ممکن است پس از ازدواج و مواجه شدن با مسائلي که در زندگي مهم تر و حياتي تر هستند انگيزه هاي اوليه و سطحي رنگ ببازند. اگر هدفتان از ازدواج فرار از زندگي مجردي و تنهايي است، اگر صرفاً زيبايي طرف مقابلتان شما را جذب کرده است، اگر براي تأمين نيازهاي مادي و جسماني خود تصميم به ازدواج گرفته ايد بايد به شما هشدار داد که با باورهاي نادرستي تصميم به ازدواج گرفته ايد. شايد ازدواجي که با عشق (بدون شناخت کافي) صورت مي گيرد جذاب تر باشد، اما داشتن زندگي موفق را تضمين نخواهد کرد.

بلوغ، بلوغ و بلوغ
در مبحث بلوغ مي توان گفت رسيدن به بلوغ جسمي شرط اوليه براي ازدواج است، اما به غير از آن بايد بلوغ شخصيتي، اجتماعي و اقتصادي را نيز در نظر داشت. مسائلي همچون رسيدن به شخصيتي يکپارچه و نه ايده آل، خودباوري، مسئوليت پذيري، کسب توانايي حل مسئله و بحران و… از جمله پيش شرط هاي لازم براي ازدواج است. همچنين استقلال مالي براي آقايان نيز از اهميت بالايي برخوردار است. همان طور که مي دانيد سن مناسب براي ازدواج با توجه به فرهنگ ها و جوامع متغير است، اما رسيدن به انواع بلوغ به سن افراد بستگي ندارد. شايد فردي را ديده باشيد که در ۲۰ سالگي در حل مسائل بسيار پخته عمل مي کند ولي فردي ۴۰ ساله را نيز بشناسيد که هنوز به استقلال مالي دست نيافته است.

طرف مقابلت را بشناس
قدم مهم بعدي دستيابي به شناخت است. در واقع مي توان گفت حساس ترين مرحله، «شناخت طرف مقابل» است. لازم است پيش از آن که عشقي به وجود آيد به شناختن طرف مقابلتان بپردازيد. اين که شما بفهميد طرف مقابلتان چطور زندگي مي کند، چه اهدافي را در زندگي دنبال مي کند، در برخورد با اقوام و دوستان چگونه رفتار مي کند و… همه راه هاي شناخت محسوب مي شود. همانطور که مي دانيد پس از به وجود آمدن عشق بين دو نفر، هر يک از طرفين با ديدن نقاط ضعف يکديگر سعي مي کنند آن را انکار کنند و با خيال اين که اين اختلاف ها و نقطه ضعف ها در زندگي مشترک حل خواهد شد اقدام به ازدواج مي کنند.
به عبارت ديگر دلبستگي و علاقه داشتن صرف به يک نفر دليل محکمي بر شناخت وي نيست. البته نبايد فراموش کنيم که پايه يک ازدواج موفق، «شناخت» و پايه يک زندگي موفق، «عشق، اعتماد، گذشت و صداقت» است. در واقع يک زوج زماني در زندگي مشترک خود موفق خواهند بود که خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت بيان کنند، استقلال و فرديت خود را در طول زندگي مشترک حفظ کنند و به حريم خصوصي طرف مقابل احترام بگذارند، روش هاي حل اختلاف را بياموزند و به کار گيرند و براي حفظ رابطه تلاش کنند.

به طور کلي به گفته مشاوران ازدواج، چهار اصل :
مشاهده (ملاک هاي ظاهري فرد)
مصاحبه (کسب شناخت از يکديگر بر اساس اصول و زير نظارت والدين)
مکاشفه (تحقيق درباره شخص مورد نظر)
مشاوره (کمک گرفتن از افراد متخصص و باتجربه براي بررسي تخصصي شرايط طرفين) لازم است پيش از هر ازدواجي انجام پذيرد.

نظر شما دوستان و خوانندگان فرهیخته چیست؟

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733