زبان بدن

زبان بدن

زبان بدن، با وجود نقش شگفت انگیزی که میتواند در تسهیل ارتباطات انسانی داشته باشد، بسیار ناشناخته است. اصلا شما تاكنون چیزی راجع به زبان بدن شنیده‌اید؟

هیچ فکر کرده اید که آیا كسی كه ساكت است، هیچ ارتباطی برقرار نمی‌كند؟

آیا یك انسان لال یا حتی نوزادی كه هنوز تكلم نیاموخته، نمی‌توانند احساسات خود را نشان دهد؟

آیا بشر اولیه قبل از اختراع كلمات و زبان، در یك خلاء ارتباطی زندگی می‌كرد؟

خیر! انسان اساسا نمی‌تواند ارتباط برقرار نكند. این جمله را چند بار با خود تکرار کنید. بسیار عمیق است. انسان نمی تواند ارتباط برقرار نکند! او فقط می‌تواند تصمیم به توقف گفتگو بگیرد. ولی غیرممكن است بتواند از مخابرة پیام توسط اعضای بدنش جلوگیری كند. زبان بدن ما حتی در خواب مشغول مخابره پیام است و بسیار گویا تر از زبان محاوره ای می تواند صحبت کند. حالتهای چهره و بدن، حتی هنگامی كه تكلم هم در كار است، بهترین مفسر حالات هیجانی فرد به شمار می‌رود. آلبرت مهرابیان یكی از كارشناسان برجستة ارتباطات معتقد است كه فقط 7 درصد از معنای ارتباطات را كلمات تعیین می‌كنند و 93 درصد باقیمانده توسط زبان بدن تعیین می‌شود. جرالد نیرنبرگ در این رابطه از قول الكساندر لوون می‌گوید « هنگامی كه انسان تفسیر زبان حالت بدن را یاد می‌گیرد، هیچ واژه‌ای را به اندازة آن روشن و واضح نمی‌بیند» ویلسون ون دوزن، كلمات را غیرقابل اعتمادترین منبع اطلاعاتی می‌خواند. علائم كلامی نه تنها احساسات فرد را نشان می‌دهند بلكه این نكته را هم نشان می‌دهند كه او چگونه با احساسات خود كنار می‌آید. مثلا خطوط چهرة یك فرد نشان از عصبانیت او دارد ولی بخشهای دیگر بدن او نشان می‌دهند كه او با چنین احساسی چه می‌كند. مشتهای گره كرده آمادگی او را برای نزاع نشان می‌دهد، تكان دادن دستها و محكم بستن در اطاق تمایل او را به تخلیة هیجان خشم نشان می‌دهد و نفس های عمیق و ذكر خدا گفتن نشان از تلاش او برای آرام كردن خود دارد.

اگر فردی در مواجهه با فرد دیگر از او فاصله بگیرد، بدنش را منقبض كند و از تماس چشمی با او بگریزد، احتمالا نظر خوشی نسبت به او ندارد. معمولا افراد به راحتی می‌توانند كلام خود را تحریف كنند و واژه‌هایی بكار ببرند كه دقیقا مخالف مكنونات قلبی آنها باشد ولی در حوزة زبان بدن، كار به این سادگی نیست. كار دستگاههای دروغ سنج همین است. آنها زبان بدن را كنترل می‌كنند. در واقع ما بندرت روی زبان بدن خود کنترل داریم. تعداد افرادی که میتوانند زبان بدن خود را کنترل کنند بسیار کم است. اغلب اوقات دستگاههای دروغ سنج یا فقط ضربان قلب فرد را هنگام پاسخ دادن به سوالات اندازه گیری میکنند، و یا یک روانشناس خبره مسلط بر زبان بدن، از پشت یک شیشه یک طرفه، دارد به دقت زبان بدن فرد را کنترل میکند تا تعیین کند که او راست میگوید یا نه.

بدن ما بطور كلی سه وضعیت می‌تواند به خود بگیرد. ایستاده ، نشسته و خوابیده. منظور ما از زبان بدن در این مبحث، در حالت نشسته یا ایستاده است. مثلا به سادگی می‌توان از وضعیت بدن، مرتبة دو نفر را كه نمی‌شناسیم نسبت به هم حدس بزنیم. اگر نشسته باشند، آنكه مرتبة بالاتری دارد، راحت تر می‌نشیند. لم می‌دهد و شاید به یك طرف خم شود و پایش را روی پایش می‌اندازد. آنكه مرتبة پایین تری دارد. راست روی لبة صندلی یا مبل می‌نشیند. هنگام ایستادن هم فرد بالاتر ، راحت تر است. دستهایش را روی سینه می‌گذارد یا در جیبش می‌كند ولی پایین‌ترها شق و رق و رسمی می‌ایستند. نویسنده یکبار هنگام ارائه همین درس در یکی از سازمانهای دولتی شهر شیراز، در میان تعداد زیادی شرکت کننده، ریاست سازمان را تنها از روی طرز نشستن او (که اتفاقا در ردیف اول ننشسته بود) تشخیص داد و اعلام کرد. البته ریاست سازمان هم هیچ خوشش نیامد! هنگام پاسخ دادن به یک طرح پیشنهادی ،‌ آنكه نظر مثبتی دارد، رو به جلو خم می‌شود ولی كسی كه نگرش منفی دارد، عقب می‌نشیند و به پشتی صندلی تكیه می‌دهد. هنگام ایستادن افراد مثبت‌ روبروی طرف مقابل می‌ایستند و افراد منفی در كنار او .
تكانهای سر هم جزو زبان بدن هستند. كج كردن سر نشانة علاقه به حرفهای طرف مقابل است و تكان دادن سر حین صحبت نشانة تمایل به ادامة آن. پایین انداختن سر نشانة افسردگی و غمگینی و بالاگرفتن سر نشانة مبارزه جویی است.

از جمله مهمترین و شاید بتوان گفت، واضح ترین ابزارهای زبان بدن، تون صدا و طرز کشیدن کلمات و حتی فرکانس صدا هنگام ادای جملات است. امروزه با رواج بسیار زیاد ارتباطات مجازی، این ابزار قدرتمند به شدت محدود شده است. افراد هنگامی که پیامهای یکدیگر را میخوانند، سر در گم میشوند که آیا منظور طرف مقابل، شوخی است یا جدی؟ دارد کنایه میزند، یا غمگین است؟ واقعا منظورش همین است؟! به تازگی آیکون هایی که حالات مختلف چهره را نشان میدهد به مدد این مشکل آمده است. افراد در انتهای جملات خود یک صورتک که نشاندهنده احساس درونی آنها هنگام نوشتن آن جمله بوده را درج میکنند. فیس بوک هم که اصلا یک منوی بلند بالا برای نشان دادن احساسات نویسنده دارد. حال ببینم چگونه میتوانیم با زبان بدن اطرافیان خود ارتباط برقرار کنیم.

تفسیر زبان بدن را بیاموزیم:
در این زمینه پنج رهنمود مهم وجود دارند که باید به تک تک آنها توجه کرد.

1ـ سعی كنید به زبان بدن اطرافیان خود توجه كنید.
ما به عنوان شنونده، اطلاعات مربوط به هیجانات گوینده را از شش منبع دریافت می‌كنیم. سه تا از این منابع در مجرای شنیداری قرار دارند كه عبارتند از واژگان خاصی كه بیان می‌شوند، لحن صدا و سرعت گفتار ومكثهای میان گفتار.لحن صدا در این میان از همه مهمتر است . دكتر اسپری لحنهای مختلف صدا را تفسیر كرده است. صدای یكنواخت به معنای خستگی، سرعت كم و زیر و بم كم به معنای افسردگی، صدای بلند با ارتفاع تاكیدی صدا نشانة شادمانی، تن صعودی صدا نشانة تعجب، گفتار تند نشانة دفاع ، كلام خصمانه با تن بالا نشانة خشم و زیر و بم بالا و كلام طولانی نشانة ناباوری است. بعضی‌ها صدای آدم را به یك آلت موسیقی تشبیه كرده‌اند كه نتهای مختلف می‌‌نوازد. هر نت روی شنونده تاثیر متفاوتی می‌گذارد. كارشناسان معتقدند كه 38% از استنباط اولیه از هر عبارت بستگی به نحوة بیان آن دارد. سه منبع دیگر مربوط به مجرای دیداری هستند و عبارتند از حالت چهره، وضع اندام و حركات بیانگر. حالت چهره در این میان اهمیت بیشتری دارد. چشمها و پوست اطراف آن از همه گویا تر هستند. چشمها در خوشی برق می‌زنند. در غمگینی قرمز و بیحال و اشك آلود می‌شوند. در عصبانیت خیره می‌شوند. اصولا با افزایش سن هیجان غالب فرد، در خطوط چهره‌اش حك می‌شود. برخی چهره‌های مسن نشان از عمری شادی و نشاط دارند و بعضی دیگر برعكس بیانگر ناخشنودیهای مزمن سراسر عمر فرد هستند. وضع اندام و حركات بیانگر می‌توانند حقایق بسیاری را از مكنونات قلبی طرف برای ما آشكار سازند. حركات سر، بازوها ، پاها و دستها از این جمله هستند. شخصی كه می‌خواهد به گفتگویی خاتمه دهد، كاغذهای روی میزش را جمع می‌كند ، در كیف دستی خود را می‌بندد و كلید ماشینش را به دست می‌گیرد و یا حداقل كمرش را صاف می‌كند و دو كف دستش را روی میز قرار می‌دهد. از امروز شروع کنید به زبان بدن اطرافیان خود دقت کنید. کسب مهارت در این زمینه مثل هر زمینه دیگری نیاز به زمان دارد. عجله نکنید. راهکارهای بعدی را هم بیاموزید و بکار ببرید.

2ـ رفتارهای غیر كلامی را در بافتی مناسب ببینید.
صاحب‌نظران معتقدند كه هیچ حركتی به خودی خود معنای خاصی ندارد و همیشه تنها بخشی از یك الگو است. پس هر حركتی را باید در بافت یا زمینة وقوع آن ادراك كرد. مثلا جمع كردن عضلات صورت می‌تواند هزاران معنا داشته باشد. باید دید در چه زمینه‌ای انجام گرفته است. با كدام كلام همراه بوده است. باید نشانه‌ها را از كل وجود فرد دریافت كرد. دیدن عکس یک فرد ناشناس که حالت چهره خاصی دارد، تا وقتی که شما ندانید در اطراف آن فرد چه میگذشته و به اصصلاح کانتکست عاطفی و اجتماعی و ارتباطی آن عکس چه بوده، تقریبا ممکن نیست.

3ـ ناهماهنگی‌هارا ثبت كنید.
همه با مواردی برخورد كرده‌اید كه در آن كلمات شخص با رفتارهای غیر كلامی او نمی‌خواند. مثال بارز آن مادری است كه با فریاد می‌گوید عزیزم خواهش می‌كنم اطاقت را جمع كن! گاهی اوقات فرد با خنده راجع به تلخ‌ترین خاطرات خود صحبت می‌كند. در این مواقع باید به بررسی معناها و مضمونهای هر یك از مجراهای ارتباطی پرداخت و علت ناهماهنگی را درك كرد. در زبان فارسی “ضرب المثل معروف آدم به روی باز به خانه کسی میرود، نه به در باز” نشان از همین رهنمود سوم دارد. بسیار دیده ایم که کسی ما را به داخل منزل دعوت میکند ولی زبان بدن او نشان نمیدهد که خیلی هم مایل باشد ما دعوتش را قبول کنیم. به خصوص در فرهنگهایی مثل فرهنگ ایرانی که تعارف جایگاه خاصی دارد و گاه انسان تکلیف خودش را در مقابل پیشنهاد طرف مقابل نمیداند، توانایی خواندن زبان بدن کاربرد بسیار زیادی دارد.

4ـ آگاهی خود را از احساسات و واكنشهای جسمانی افزایش دهید.
سعی كنید با دقت هر چه بیشتر در اطرافیان و در خود ، رابطه میان احساسات و واكنشهای جسمانی را درك كنید تا درمواقع لازم از این دانش استفاده كنید. مثلا شما میدانید که طرف مقابلتان خشمگین است. شروع کنید به حالات چهره و تن صدا و طرز نگاه کردن او دقت کنید. نشانه هایی که دریافت کرده اید را ثبت کنید. آن وقت موقعی که او در موقعیتی قرار دارد که نمیتواند مستقیما خشم خود را ابراز کند، شما میتوانید از روی کدهای زبان بدنش، حدس بزنید که خشمگین است و واکنش های خود را بر مبنای این احتمال تنظیم کنید.

5ـ آنچه درك كرده‌اید را منعكس كنید تا طرف مقابل تایید یا رد كند.
این رهنمود البته، همیشه کار برد ندارد. در مثال قبلی ، همیشه نمیتوان از طرف مقابل پرسید که آیا خشمگین است یا نه. گاهی اینکار نه تنها باعث انکار کردن از سوی او میشود بلکه خشمش را هم مضاعف میکند. ولی در موارد هیجانات دیگر، مثل غم و اندوه، خستگی، نا امیدی، سردرگمی، اضطراب، نگرانی، بیقراری، دلتنگی، بی تفاوتی، و احساساتی از این دست ، میتوان با یک لحن مناسب که اتهام زننده نباشد، به سادگی از طرف پرسید… غمگینی؟ شاید پاسخ بشنویم که …نه خیلی خسته ام. اینکار دو فایده دارد. هم دانش شما را از زبان بدن او افزایش میدهد، و هم باعث تقویت صمیمیت بین شما میشود. همه ما دوست داریم کسی به زبان بدن ما حساس باشد و به آن واکنش نشان دهد. نکته آخر اینکه هرگز در مورد زبان بدن کسی حکم قاطع صادر نکنید. همیشه سوال کنید. نگویید من از قیافت میفهمم که فکر میکنی من هیچی سرم نمیشه!!! حال از شما می خواهم به جای این عبارت مخرب، یک عبارت سازنده ارتباطی پیشنهاد کنید!

خورشیدی
مشاور خانواده و ازدواج

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733