ریشه های حسادت چیست ؟

ریشه های حسادت چیست ؟

عده ای از روان کاوان معتقدند که حسادت نتیجه ی آن است که فرد احساس آشفتگی ، ضعف و ناتوانی ، پوچی ، آسیب پذیری و ترس شدید می کند . انسان حسود ، علاوه بر این که آنچه دیگری دارد می خواهد ، آرزو و خواسته ی او این است که طرف مقابلش اصلاً آن چیز را نداشته باشد و از نارحتی و نداری شخص مورد نظرش احساس رضایت می کند . انسان حسود پشت سر دیگران آزارشان داده ، با غیبت از فرد او را ترور شخصیت می کنند .

عده ای آنان را بر انگیخته و سبب آزارشان شود . این نوع حسادت بسیار بدخیم است . در خانواده هایی که بین فرزندان خود تبعیض قائل می شوند و در این کار زیاده روی می کنند فرزندان آنان به آسیب پذیری حاد دچار شده و به حسادت بدخیم می رسند ، آنان حالتی جبران کننده و تلافی جویانه می گیرند و علاقمند هستند آنچه دیگری دارد از او بگیرند و او را از داشتن آن چیز یا موقعیت محروم کنند.
به طور کلی حسادت رفتار و عمل غیر عادی است که فرد در مقابل عدم موفقیت در رقابت و همچشمی با دیگران ( اعم از کودک یا بزرگسال ) از خود بروز می دهد . گاه این رقابت های خواسته یا ناخواسته در کنار نقص تربیتی در کودکان و نوجوانان باعث به وجود آمدن حسادت شده و در درون آنها ریشه می دواند و همه ی عمر آنان را آزار می دهد . عمق برخی از احساسات درونی ما ،‌ ما را به تعحب وا می دارد.
حسادت يكی از آن احساساتی است كه در شكاف های تاريك قلبمان كمين كرده و در نامناسب ترين موقعيت ها ظاهر می گردد. حسادت ريشه در احساس ناامنی دارد و اصولاً در نتيجه ترس از دست دادن ايجاد می گردد.
حسادت وسواس گونه يك مرد به علت ترس از دست دادن همسر و يا دوستش است. كارگر به كارگر ديگر حسادت می ورزد زيرا می ترسد مقام و اعتبارش را از دست بدهد. ريشه حسادت ترس و ريشه‌ ترس، ناامنی است.

به زبان ساده تر :
حسادت عبارت است از يک احساس منفي كه با ديدن امتيازي كه ما نداريم يا آرزو داريم که فقط خودمان آن را داشته باشيم، به ما دست دهد.
حسادت يک احساس منفي است که با احساس اندوه، تكدر روح، نارضايتي از خوشبختي ديگران (خصوصا نزديكان) همراه است. با توجه به آثار روحي رواني حسادت و مشكلاتي كه اين احساس منفي در روابط بين انسان‌ها پيش مي‌آورد و نارضايتي عمومي كه ايجاد مي‌كند، چاره‌انديشي براي مبارزه با آن ضروري به نظر مي‌رسد.
انسان همواره علاقه‌مند به پيشرفت و تكامل بوده و هست. ضمير ناخودآگاه انسان‌هايي كه روح و روان آنها پرورش كامل نيافته است، به اين نقصان آگاه بوده و براي پرده‌پوشي آن تلاش مي‌نمايدو چون در اثر ضعف و خودكم‌بيني قادر به تكميل خود نيست، پيشرفت و موفقيت اطرافيان را مورد حمله قرار مي‌دهد و تمام توان خود را براي از بين بردن آن به كار مي‌گيرد. حال اگر ويروس حسد ضعيف باشد فقط خود شخص مبتلا را همچون خوره از درون نابود مي‌كند ولي اگر قوي باشد، ديگري و ديگران را نيز از اين عصيان، متضرر خواهد كرد.
حسادت وقتي به وجود مي‌آيد كه شخص احساس كند آنچه دارد، كمتر از آن چيزي است كه بايد داشته باشد. هيچ‌چيزي وجود ندارد كه باعث حسادت نشود؛ مادي يا غيرمادي! به‌طور كلي، وقتي انسان حسودي مي‌كند كه آنچه ديگري دارد برايش ارزش داشته باشد؛ مثلا کسي كه حوصله کار با کامپيوتر را ندارد، به كسي كه اين كار را مي‌كند، حسودي نخواهد كرد.
حسادت ويژگي رفتاري و شخصيتي ارثي نيست و در نتيجه با ايجاد و اجراي راهکارهاي مناسب در خانواده و اجتماع مي‌توان مانع پيشرفت و حتي بروز آن شد. بنابراين عوامل محيطي از دوران کودکي و در مراحل رشد باعث آن مي‌شوند.
خيلي وقت‌ها به ديگران غبطه مي‌خوريم ولي فکر مي‌کنيم حسودي کرده‌ايم.

تفاوت غبطه و حسادت چيست؟
غبطه معناي مثبت حسادت است و به عنوان آرزوي نعمت و سعادت ديگران را داشتن، بدون آرزو كردن زوال نعمت و سعادت آنان، معني شده است. در واقع، حسادت و غبطه يك احساس هستند که فقط جهت‌شان با هم فرق مي‌كند. حسادت جهت‌اش به سمت شخص ديگر است اما غبطه جهت‌اش به سمت خود فرد است؛ مثلا ما وقتي به فردي زيبا حسادت مي‌كنيم، در دل مي‌گوييم: «اي كاش زيبايي‌اش زايل شود» اما وقتي غبطه مي‌خوريم، مي‌گوييم: «من هم بايد ورزش كنم و مراقب تغذيه‌ام باشم تا تناسب اندام پيدا كنم و پوستم شاداب و ظاهرم بهتر شود.»

حسادت كه در نوع شديد آن باعث بروز پرخاشگري نسبت به طرف مقابل مي‌شود، نوعى بيمارى روانى است که بايد در پي درمان آن بود اما حسادت در اغلب اوقات، حاصل نداشتن اعتماد به نفس و عزت نفس در اشخاص است. همه ما ، به دلايل متفاوت و با مجموعه اي از احساسات مختلف، در مرحله اي از زندگي خود حس حسادت را تجربه كرده ايم.
به گفته آيالا مالاك پاينز (Ayala Malach Pines) روانشناس باليني، ” حسادت، واكنشي پيچيده است كه در زمان مشاهده شرايطي كه يك رابطه با ارزش يا كيفيت خاص موجود در آن را تهديد ميكند، در شخص ايجاد ميشود.” حسادت معمولا در يك موقعيت با حضور سه نفر و در اثر وحشت از دست دادن شخص مورد علاقه ايجاد ميشود. حسادت را نبايد با حس رشك يا غبطه يكسان دانست، هرچند اين غلط مصطلح وجود دارد كه به كسي حسودي كردن، ميتواند به معناي آرزوي داشتن مال، موقعيت يا خصوصيات اين فرد باشد، در حالي كه حسادت، در زماني ايجاد ميشود كه شخص نگران از دست دادن مال، موقعيت يا فردي است كه در حال حاضر به خودش تعلق دارد. حسادت از اين جهت واكنشي پيچيده است كه طيف وسيعي از احساسات ، افكار و رفتارها را درگير ميكند.
• احساساتي چون رنج، عصبانيت، خشم، اندوه، غبطه، ترس، حزن، تحقير.
• افكاري چون رنجيدگي، عيب جويي، مقايسه با رقيب، نگراني از ظاهر خود و ترحم به خود.
• رفتارهايي از قبيل احساس ضعف، تب و لرز، ترديد و پرسش مداوم از خود و جستجوي دليلي براي اطمينان يافتن، رفتارهاي پرخاشجويانه و خشونت.

شناخت و درك حس حسادت
حس حسادت، اگر به ندرت و بسته به موقعيتهاي خاص به سراغ ما بيايد، حسي طبيعي است و ميتواند در يك رابطه، مثبت هم واقع شود. اما اگر حسادت شديد و نامعقول شود به مخربترين عوامل براي رابطه دوستانه و عاشقانه تبديل ميشود. آثار حسادت را مي‌توان به 4 گروه زير تقسيم کرد:
• آثار رواني: تاثيري که بر حالات رواني و خلق و خوي فرد تاثير مي‌گذارد و در او به‌صورت يک عقده ظاهر مي‌شود.
• آثار رفتاري: شخص را وادار به صدمه زدن مي‌کند؛ مانند بدگويي، افترا، گروکشي اطلاعات، چوب لاي چرخ گذاشتن. حسادت آن بخش فعال روان را که هميشه آماده آزاررساني و تجاوز به حقوق ديگران است، تقويت مي‌کند.
• آثار ذهني: حسادت مانند هر احساس منفي ديگري، انرژي‌اي از خود ساطع مي‌کند که ديگران نسبت به آن بي‌تفاوت نمي‌مانند.
• آثار اجتماعي: اين آثار معمولا باعث مي‌شود فرد منفور شود. حسادت چگونه از عشق محافظت ميكند

حس حسادتي كه خفيف و به ندرت بروز كند، به زوجي كه در يك رابطه عاطفي باشند يادآوري ميكند كه اسير روزمرگي نشده و نگذارند روابطشان فاقد شيريني و ابراز توجه و علاقه روزهاي ابتداي آشناييشان شود. حسادت خفيف زوج را به قدرداني از يكديگر تشويق ميكند و آنها را به كوشش براي جلب رضايت و ايجاد حس ارزشمندي در يكديگر واميدارد.حسادت، عواطف را افزايش داده و روابط عاشقانه را قويتر و پرشورتر ميكند. حسادت در اندازه هاي كوچك و قابل كنترل ميتواند انرژي مثبتي در رابطه باشد اما با شدت يافتن و غير منطقي شدن، ماجرا به كلي تغيير خواهد كرد.

حسادت چگونه عشق را از بين ميبرد؟
گاهي اوقات احساسات حسادت آميز ميتوانند از حد و اندازه خارج شوند. براي مثال هنگامي كه مردي به خاطر صحبت همسرش با يك دوست قديمي يا يكي از اعضاي خانواده به گرمي احوالپرسي ميكند، صحنه ناگواري ايجاد ميكند يا زني به خاطر اينكه متوجه ميشود رئيس همسرش هم زن است دچار حمله جنون آميز حسادت ميشود، همان زماني است كه كنترل اين حس از توان شخص خارج شده است. چنين واكنشهايي ميتواند آسيب سختي بر رابطه وارد كرده و موجب شود كه هر دو نفر در تمام مدت احساس بي ثباتي كرده و مدام در حال نگراني و احتياط باشند تا مبادا حس حسادت ديگري را تحريك كنند. شخص حسود نيز كه معمولا از مشكل خود با خبر است، دائما در ميان دو حس مقصر دانستن خود و توجيه رفتارش سرگردان است.

سایت میگنا

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733