درسهای عالی زندگی

این نصیحت های لیست شده در ادامه مطلب در زندگی واقعا قابل استفاده، اثرگذار و بسیار بسیار گرانبهاست!

در زندگی خیلی شده که ما تلاش می‌کنیم تا به نتیجه‌ای برسیم، ولی هرچه تلاش بیشتری می‌کنیم، نتیجه عکس میگیریم. تناقضهایی که در زندگی بیشتر از همه رخ میده و گاهی مرور کردنش بد نیست. لطفا اگر شما هم نظری داشتید برای استفاده دیگران بنویسید:

۱. هر چقدر بیشتر از خصلتی در دیگران متنفر باشیم، احتمالش بیشتره که اون خصیصه در ما وجود داره که می‌خوایم پنهانش کنیم.

کارل یونگ معتقد بود که خصلت‌های دیگران که تحمل‌شون برای ما سخته، بازتابی از بخش‌هایی از خودمونه که سعی در انکارش داریم. فروید به این پدیده «فرافکنی» می‌گفت. تو جامعه عموما بهش «عوضی بودن» میگن. برای مثال خانمی که از اندام و وزنش راضی نیست، چاقی افراد رو به بدترین شکل به روشون میاره. یا شخصی که نمی‌تونه درآمد بالایی داشته باشه، صفات بدی رو به افراد پولدار ربط میده.

۲. افرادی که نمی‌تونن به دیگران اعتماد کنن، قابل اعتماد نیستند.

افرادی که توی روابطشون متزلزل هستند، بیشتر احتمال داره که رابطه رو به گند بکشن. میشه بهش سندروم ویل هانتینگ خوب گفت، اما یکی از راه‌های جلوگیری از آسیب دیدن، اینه که اول از همه به دیگران آسیب برسونی.

۳. هرچقدر بیشتر سعی کنید دیگران رو تحت تاثیر قرار بدید، کمتر تحت تاثیر قرار میگیرن.

هیچکس افرادی که خیلی تلاش می‌کنن که تو چشم باشن، بزرگنمایی می‌کنند یا شوآف می‌کنند رو دوست نداره.

۴. هرچقدر بیشتر شکست بخوری، احتمال موفقیتت بیشتر میشه.

ادیسون بیشتر از ۱۰٫۰۰۰ نمونه اولیه ساخت تا درآخر تونست لامپ رو اختراع کنه. مایکل جوردن از تیم بسکتبال دبیرستانشون اخراج شد. موفقیت از بهبود پیدا کردن حاصل میشه، و بهبود پیدا کردن از شکست خوردن. هیچ راه میان بری هم براش وجود نداره.

۵. هرچقدر بیشتر انجام کاری بترسونتت، احتمالا بیشتر لازمه که اون کار رو انجام بدی.

 به استثنای فعالیت‌هایی که جان‌تون رو به خطر می‌اندازه یا برای سلامتی‌تون مضر هست، واکنش جنگ یا گریز تو شرایطی اتفاق می افتد که ما با آسیب‌هایی که در گذشته باهاشون مواجه شدیم رو به رو میشیم یا تو ذهن‌مون فردی که آرزوش رو داریم باشیم رو متصور میشیم. برای مثال صحبت کردن با یک فرد جذاب، مصاحبه برای شغل جدید، صحبت کردن تو جمع، شروع یک کسب و کار، بیان دیدگاه بحث برانگیز، به شکل دردناکی با کسی روراست بودن و … انجام این نوع کارها باعث بروز ترس در شما میشه، و باید ایجاد ترس کنه، چون احتمال ریسک بالایی داره ولی کاریه که باید انجام بشه.

۶. هرچقدر بیشتر از مرگ بترسید، کمتر از زندگی لذت می‌برید. «زندگی به نسبت شجاعت شما گسترده یا کوچک میشه».

۷. هرچقدر بیشتر یاد میگیری، بیشتر متوجه میشی که کمتر می‌دونی. هر بار که موفق به درک موضوعی میشید، باعث ایجاد سوالات بیشتری نسبت به پاسخ‌هایی که گرفتید میشه.

۸. هرچقدر کمتر به دیگران اهمیت بدید، از اون طرف به خودتون کمتر اهمیت میدید.

می‌دونم احتمالا این جمله با تصوراتی که از یک آدم عوضی ِ خود محور دارید متناقض باشه. اما آدم‌ها با دیگر آدم‌ها همونطوری رفتار می‌کنن که با خودشون رفتار می‌کنن. ممکنه از بیرون مشخص نباشه، اما افرادی نسبت به آدم‌های اطرافشون بی‌رحم هستند، به خودشون هم رحم نمی‌کنن.

۹. هرچقدر که با آدم‌های بیشتری ارتباط بگیریم، احساس انزوای بیشتری می‌کنیم.

علی رغم اینکه نسل ما بیشتر از هر زمانی دائم در حال ارتباط با یکدیگر هست، تحقیقات نشون میده میزان تنهایی و افسردگی نسب به دهه‌های گذشته افزایش پیدا کرده.

۱۰. هرچقدر بیشتر از شکست بترسی، بیشتر شکست می‌خوری. اطلاعات بیشتر: پیش‌گویی محقق‌کننده

۱۱. هرچقدر برای رسیدن به چیزی سخت‌تر تلاش کنی، رسیدن به اون چیز هم سخت‌تر به نظر میرسه.

وقتی توقع داریم یه کاری سخت باشه، معمولا ناخودآگاه باعث میشیم اون کار سخت‌تر بشه. برای مثال من برای سال‌ها فکر می‌کردم که حرف زدن با یک غریبه یک کار غیر عادیه و در نتیجه سختیه، در نتیجه زمان زیادی رو صرف چیدن استراتژی و تحقیق درباره اینکه چطور سر صحبت رو غریبه‌ها باز کنم کردم. چیزی که اون موقع نمی‌دونستم این بود که تمام چیزی که لازم داشتم یک «سلام» و بعدش مطرح کردن یک سوال ساده بوده؛ اینطوری ۹۰٪ راه رو رفتم. ولی چون حس می‌کردم کار سختیه، بنابراین برای خودم سختش کرده بودم.

۱۲. هرچقدر چیزی در دسترس‌تر باشه، به همون میزان کمتر بهش نیاز پیدا می‌کنیم.

انسان‌ها شدیدا دچار جهت‌گیری به سمت کمبودها هستند. ما ناخودآگاه فرض می‌کنیم چیزهایی که کمیاب هستند ارزشمندند و چیزهایی که فراوان هستند، ارزشمند نیستند. این مورد اصلا درست نیست.

۱۳. بهترین راه برای اینکه با کسی باشیم، اینه که نیازی نداشته باشیم با کسی باشیم.

حقیقت امر اینه که اگر وقتی که تنها هستیم خوشحال نباشیم، وقتی با کسی هستیم هم خوشحال نخواهیم بود. وقتی روی خودمون، پیشرفتمون، و انجام کارهایی که باعث میشه خوشحال باشیم سرمایه گذاری کنیم، اون شخصی که باید در کنارمون باشه خودش پیداش میشه.

۱۴. هرچقدر بیشتر درباره نقص‌ها و خطاهای خودتون صادقانه رفتار کنید، مردم بیشتر فکر می‌کنن که شما بی‌عیب و نقص هستید.

وقتی با نقص‌ها و آسیب پذیری خودتون کنار بیاید و بدونید که اونقدرها هم عالی و کامل نیستید، مردم شما رو آدم کامل و بی‌نقصی می‌دونن.

۱۵. هرچقدر بیشتر سعی کنید کسی رو به خودتون نزدیک نگه دارید، بیشتر باعث میشید که ازتون دور بشه.

زمانی که یک رفتار در روابط انسانی تبدیل به یک وظیفه بشه، معنی خودش رو از دست میده. اگر شما همسرتون رو مجبور کنید که آخر هفته‌ها همیشه با شما باشه، معنی با هم بودن از بین میره و این در کنار هم بودن تنها تبدیل به یک وظیفه میشه.

۱۶. هرچقدر بیشتر با شخصی بحث کنید، احتمال اینکه متقاعد بشه کمتر میشه.

دلیلش هم اینه که اکثر بحث‌ها ذاتا احساسی هستند و از درک یا ارزش‌های شخصی طرف نشات می‌گیرن. بنابراین، در بحث و گفتگو هر شخص احساسی عمل می‌کنه و به جای اینکه منطقی با داده‌هایی که مطرح میشه سر و کله بزنن، از باورهاشون دفاع میکنن.

۱۷. هرچقدر تعداد گزینه‌های پیش رو بیشتر باشه، شما از انتخابی که کردید کمتر راضی خواهید بود.

همون نظریه قدیمی تناقض انتخاب. تحقیقات نشون داده هرچقدر که گزینه‌های بیشتری برای انتخاب به ما ارائه بشه، ما به همون اندازه توقع‌مون بالاتر میره و از انتخابی که می‌کنیم ناراضی‌تر میشیم.

۱۸. هرچقدر شخصی بیشتر مطمئن باشه که چیزی رو بلده، یا حق با اونه، احتمال اینکه حالیش باشه کمتره.

ارتباط مستقیمی بین باز بودن ذهن شخص برای ایده‌ها و راه حل‌های جدید و میزان دانشش توی اون موضوع وجود داره. به قول برتراند راسل «مشکل دنیا اینه که آدم‌های احمق تا فیها خالدون‌شون مطمئنن در صورتی که آدم‌های باهوش پر از شک هستند.»

۱۹. تنها چیزی که می‌تونیم ۱۰۰ درصد بهش یقین داشته باشیم، اینه که «هیچ چیز صد در صد قابل یقین نیست».

۲۰. تنها ثابت زندگی «تغییر»ـه.

یکی از اون جمله‌هایی که معنی خاصی نداره. ولی حقیقت داره. تغییر اجتناب ناپذیره، هرچقدر سعی کنید که جلوی تغییر چیزی رو بگیرید، ولی باز هم تغییر میکنه.

 سندروم ویل هانتینگ خوب، به افرادی اشاره داره که معمولا از استعدادهای خوبی برخوردار هستند، اما منتظرن که دیگران وارد زندگی‌شون بشن و زندگی اونا رو متحول کنن. دائم از خودشون می‌پرسن که چرا زندگی من انقدر سخته؟ پس من کی خوشبخت میشم؟ چرا من نمی‌تونم چیزی رو که دوست دارم داشته باشم؟ اونا به جای حرکت به سمت رسیدن به خواسته‌هاشون دائم از خودشون این چراها رو می‌پرسن، و توقع دارن که دیگران هم باهاشون همدردی کنن.

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733