چند روش حقه های کلاهبرداران را بشناسید

چند روش حقه های کلاهبرداران را بشناسید

می خواهیم شما را با بعضی از شگردهای عجیب و غریب کلاهبرداران که در ماه های اخیر برای سرکیسه کردن طعمه هایشان از آنها استفاده کرده اند آشنا کنیم تا شما در چاه این کلاهبرداران نیفتید.

کارت عابربانکم را دزدیدند

این شگرد عجیب کلاهبرداری را مردی در استان فارس فاش کرد. این مرد با عجله به اداره آگاهی شیراز رفت و گفت که کارت عابربانکش را دزده اند. گفته های مرد حاکی از آن بود که فرد شیاد از یک شیوه کلاهبرداری پیچیده استفاده می کند. مالباخته گفت: «چند روز پیش در صف دستگاه عابربانک ایستاده بودم. مردی که جلوی من بود، از حسابش 250 هزار تومان برداشت کرد و دوباره پشت سرم در صف ایستاد. وقتی کارم تمام شد آن مرد درخواست کرد که مبلغی را که از دستگاه گرفته ام را به او بدهم چرا که به پول نقد بیشتری نیاز دارد.

به ازای این کار گفت پول دریافتی را به حسابم کارت به کارت می کند. من هم قبول کردم. چند بار رمز کارتم را خواندم اما او نتوانست پول را به حسابم واریز کند، به همین خاطر از من خواست که کارتم را به او بدهم. می گفت شماره روی کارت را دارم اشتباه می خوانم. من هم کارت را در اختیارش قراردادم و پول را واریز کرد، بعد کارتم را با احترام تقدیم کرد، من هم درگیر این تعارف ها، نگاه نکرده کارت را در کیفم گذاشتم و بعد با یک خداحافظی گرم از هم جدا شدیم.»

چند روز بعد از این ماجرا مالباخته می رد پای دستگاه عابر بانک اما نمی تواند مبلغی دریافت کند. «دستگاه پیام می داد که رمز نامعتبر است. تعجب کردم. نگاهی به کارت انداختم و متوجه شدم اصلا این کارت، کارت من نیست. حدس زدم آن مرد ناشناس کارت را اشتباه داده است اما وقتی از داخل شعبه حسابم را بررسی کردم متوجه شدم پنج میلیون تومان از موجودی ام در چند نوبت کسر شده است. آن موقع بود که مطمئن شدم آن مرد ناشناس کلاهبرداری حرفه ای است.»

کارآگاهان وقتی در این باره تحقیق کردند، فهمیدند کارتی که در اختیار شاکی است، متعلق به فرد دیگری است که به همین روش از او نیز سرقت شده است. به این ترتیب عملیات شناسایی و دستگیری متهم آغاز شد و کارآگاهان بعد از بررسی های تخصصی، توانستند این فرد را به دام بیندازند.

در بازجویی ها متهم اعتراف کرد که با این روش کلاه 25 نفر را برداشته. «چون کارت های زیادی دزدیده بودم، از هر نوع کارت نمونه ای داشتم و به دلیل شباهت ظاهری کارت ها هیچ وقت کسی به موضوع شک نمی کرد.»

سوپرمارکت سیار

همیشه اینطور نیست که کلاهبردار در نقش خریدار ظاهر شود؛ برخی اوقات شیادان حقه باز در قالب یک فروشنده نقشه خودشان را پیاده می کنند. متاسفانه اینگونه افراد را می توان در هر لباسی دید. کلاهبرداری که می خواهیم در موردش صحبت کنیم شگردی داشت ساده و راحت اما دور از ذهن و مکارانه. روش این شیاد اینگونه بود که در سطح شهر شیراز، ابتدا مغازه سوپرمارکتی رااجاره می کرد، چند ماه در مغازه کار می کرد تا خوب اعتماد توزیع کنندگان و عمده فروشان را جلب کند؛ بعد از آن می آمد اجناس کلانی را سفارش می داد و به همه توزیع کنندگان چک روز می داد. وقتی خوب انبارش را پر از اجناس گرانقیمت می کرد، شبانه مغازه را جارو می کرد و الفرار.

سه بار مرد شیاد این کار را در محله های مختلف شهر شیراز انجام داد و ظرف مدت 9 ماه توانسته بود 170 میلیون تومان به جیب بزند!

البته نقشه های این شیاد نیز نقش بر آب شد و با چهره نگاری های انجام شده این کلاهبردار سابقه دار شناسایی شده و به چنگ قانون افتاد.

کلاهبرداری دلاری

«مدتی پیش چند مرد خارجی آمدند و دست و پا شکسته با زبان فارسی گفتند به دلار احتیاج دارند. من هم ارز را برایشان تهیه کردم و بدون هیچ مشکلی آن را فروختم. این اتفاق چند بار دیگر رخ داد و هر بار آمدند و از من دلار خریدند و من هم خبر نداشتم که همه اینها شگردی برای کلاهبرداری بزرگتر است.»

اینها را مرد طلافروش بیرجندی به ماموران پلیس این شهر گفت، در حالی که هنوز در شوک بلایی بود که سرش آمده بود.

او ماجرا را اینطور ادامه داد: «سر و وضع شان با خارجی ها مو نمی زد. حرکات، رفتار و لباس هایشان طوری بود که انگار برای تجارت به ایران آمده اند. چند باری که با هم معامله ارزی کردیم مبلغی بین 2 تا هفت میلیون تومان برایشان ارز تهیه کردم و اینطوری اعتمادم به آنها جلب شد، آنها خرداد ماه دوباره تماس گرفتند و این بار گفتند که 60 میلیون تومان دلار می خواهند. من هم با توجه به اعتمادی که به آنها داشتم، دلارها را که همه به خواسته مشتریانم اسکناس 100 دلاری بودند آماده کردم. خارجی ها یک ساعت بعد از تماس رسیدند.

بسته دلارها را گرفتند و داخل کیف شان گذاشتند. کیفی دیگری هم همراه شان بود که انگار 60 میلیون تومان داخل آن بود. آنها بعد از اینکه در کیف را باز کردند و کمی داخلش را گشتند رو به من کردند و گفتند که انگار یادشان رفته همه پول ها را بیاورند. بعد هم بسته دلارها را از داخل کیف دیگر درآوردند و به من دادند و گفتند که می روند تا همه پول ها را بیاورند.»

مرد طلافروش چون بسته های اسکناس در دستش بود، شستش خبردار نشد که چه کلاه گشادی سرش رفته است. یک ساعت بعد وقتی دیدکه آقایان خارجی نیامدند، رفت سراغ بسته اسکناس های 100 دلاری و آن وقت بود که طلافروش بخت برگشته متوجه شد رودست بدی خورده. او ادامه داد: «بسته هایی که به من داده بودند دلار نبود. آنها روی هر بسته، یک اسکناس صددلاری گذاشته بودند اما بقیه آن کاغذهای رنگی بود.»

ماموران بعد از شنیدن این اظهارات متوجه شدند متهمان کلاهبردارانی حرفه ای هستند که بعد از جلب اعتماد مالباخته، نقشه پیچیده خود را به اجرا درآورده و بعد از قرار دادن بسته های دلار در کیف دستی، آنها را با بسته های مشابهی که از قبل آماده کرده بودند، جابجا کرده اند.

پلیس بعد از گرفتن مشخصات متهمان، جستجو برای شناسایی و دستگیری آنها را آغاز کرد. کارآگاهان با انجام تحقیقات میدانی و شگردهای خاص پلیسی، هر چهار مرد شیارد را که قصد داشتند با اتوبوس از بیرجند خارج شوند را دستگیر کردند. متهمان در بازجویی ها به کلاهبرداری دلاری اعتراف کردند و پرونده آنها به مرجع قضایی فرستاده شد.

تصادف همکار

شگرد عجیب دیگری که با استفاده از آن، سر عده زیادی کلاه رفت را مردی در تهران به کار گرفت. پرونده این کلاهبرداری با شکایت یکی از مالباخته ها روی میز ماموران یک کلانتری در شمال تهران قرار گرفت.

«چند روز پیش مردی با من تماس گرفت و خیلی مودبانه خودش را آقای احمدی معرفی کرد و گفت که یکی از همکاران من به نام علی تصادف کرده و الان هم در بیمارستان است. او مدعی شد که در جریان تصادف، کیف پول و مدارک علی به سرقت رفته و حالش اصلا خوب نیست و برای بستری شدن نیاز به مقداری پول دارد. برای همین به او سپرده که به من زنگ بزند تا مقداری پول برای همکارم کارت به کارت کنم.»

پزشک جوان این جملات را به افسر نگهبان کلانتری گفت و ادامه داد: «بعد از این تماس مشکوک با همکارم علی تماس گرفتم. موبایلش خاموش بود. نگرانی و دلشوره تمام وجودم را فرا گرفتم خاموش بودن موبایل، دادن مشخصات دقیق همکارم و همینطور عنوان کردن نام و آدرس بیمارستان مورد نظر از طرف مرد ناشناس دیگ رجای شکی برای من باقی نگذاشته بود و من مطمئن شده بودم که گفته های مرد تماس گیرنده حقیقت دارد. با مرد ناشناس تماس گرفتم و پس از گرفتن شماره حساب مبلغ را به حسابش واریز کردم. مرد ناشناس می گفت 400 هزار تومان فعلا کافی است، بعد خودتان بیایید بقیه کارها را پیگیری کنید.»

پزشک جوان بعد از واریز کردن پول داشت با خودش کلنجار می رفت که چگونه موضوع را با خانواده همکارش در میان بگذارد. در این افکار بود که یکدفعه در باز شد و در عین ناباوری همکارش وارد مطب شد! «وقتی چشمم به همکارم افتاد، زبانم بند آمد و شوکه شدم. بعد از پرس و جو از همکارم تازه فهمیدم که چه کلاهی سرم رفته است.»

با شکایت آقای دکتر، پرونده ای در این باره تشکیل شدو برای تحقیقات بیشتر در اختیار بازپرس قرار گرفت. در جریان تحقیقات مشخص شد مرد کلاهبردار از یک پزشک دیگر در غرب تهران نیز با همین شیوه اقدام به کلاهبرداری 500 هزار تومانی کرده است.

د راین شیوه جدید کلاهبرداری، شیادان پس از تحقیقات لازم درباره ساعت کار طعمه هایشان و زمان حضور آنها در اتاق عمل یا محل کار، نقشه کلاهبرداری هایشان را اجرا می کردند. آنها با شناسایی یکی از همکاران طعمه شان و به دست آوردن شماره تلفن وی، آنقدر با او تماس می گرفتند تا در زمانی که تلفن وی در دسترس نیست و خاموش است، از ماجرا مطلع شده و نقشه کلاهبرداری خود را عملی کنند. با این اطلاعات، پرونده این کلاهبرداری در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات برای شناسایی و دستگیری کلاهبرداران ادامه دارد.

کلاهبرداری عجیب از طریق Missed Call

راز این شگرد کلاهبرداری هنوز سر به مهر است. اینکه چه کسانی و با استفاده از چه نوع نرم افزاری این کار را انجام می دهند هنوز در دست پیگیری پلیس فتا است. شیادان ابتدا خراسان شمالی و بعد دیگر استان های کشور را نیز در لیست سودجویانه شان قرار دادند.

سرگرد سهیل خاک شور سرپرست پلیس فتا خراسان شمالی در این باره می گوید: «شگرد این است که یک Missed Call که معلوم نیست مربوط به چه کسی است در لیست فهرست تماس های از دست رفته قرار می گیرد. تقریبا 90 درصدمردم نسبت به تماس های ناشناس و از دست رفته کنجکاوی به خرج می دهند و دوباره شماره مورد نظر را شماره گیری می کنند تا بدانند چه کسی با آنها تماس گرفته است. این دقیقا همان چیزی است که شایدان انتظار آن را می کشند.»

ماجرا از این قرار است که کامپیوتر کلاهبرداران شماره هایی را به صورت تصادفی انتخاب می کند و سپس به صورت اتوماتیک با آنها تماس می گیرد. بعد از آنکه تلفن طعمه یک بار بوق خورد، کامپیوتر به صورت خودکار متوقف می شود و گوشی در منوی فهرست تماس ها یک تماس از دسته رفته را نشان می دهد.

تا اینجا شیادان نیمی از راه را رفته اند و رسیدن به اهداف سودجویانه به این بستگی دارد که صاحب تلفن با شماره مورد نظر تماس بگیرد یا نه. کلاهبرداران می دانند که اغلب مردم به راحتی به تماس های از دست رفته خود پاسخ می دهند.

در این شیوه پیچیده کلاهبرداری با پاسخ دادن به تماس از دست رفته، صاحب تلفن بی آنکه متوجه شود به یک سرویس پرداخت نقدی تلفنی وصل می شود که این سرویس به سرعت مبلغی از حساب طعمه را خالی می کند. زمانی این موضوع روشن می شود که قبض ماهانه مشترکین به دست آنها می رسد.

در حال حاضر هیچ راهی وجود نداردکه از طریق آن بتوان از وقوع چنین حوادثی جلوگیری کرد. فعلا تنهاترین و بهترین راه برای جلوگیری از چنین سوءاستفاده هایی این است که مشترکان تنها به آن دسته از تماس های از دست رفته پاسخ دهند که شماره های مالکان آنها را می شناسند.

طرح اسقاط ماشین آلات فرسوده

مردیبا کت و شلوار اتو کرده، شیک پوش، سامسونت به دست و با عینک کائوچویی فریم قهوه ای آمد به روستا تا به یاری مان بشتابد، اما…! حداقل 90 درصد کشاورزان 20 روستا، مرد کلاهبردار را اینگونه توصیف کردند.

ماجرا از این قرار بود که این آقای به ظاهر خیلی مثبت مدعی بود از شرکتی معتبر راهی این روستا در جنوب استان فارس شده است. او می گفت که کار شرکت، جمع آوری ماشین آلات کشاورزی فرسوده و دادن ماشین آلات کشاورزی نو در حداقل زمان است، به علاوه اعطای وام با کمتر از یک درصد سود، خدمات پس از فروش و هزار و یک خدمت مفت و مجانی دیگر.

اهالی روستا با دیدن سر و وضع مرد غریبه و دفتر و دستکش در صف پرکنندگان فرم هایی که این مرد برای جمع آوری خودروهای کشاورزی فرسوده توزیع می کرد قرار گرفتند. زمستان بود و ماشین آلات کشاورزی هم در گوشه انبارها در خواب زمستانی فرو رفته بودند. فصل کشت و زرع نبود و با وعده هایی که مرد ناشناس داده بود تا موسم کشت و کار، ماشین آلات جدید به دست کشاورزان می رسید.

چند سری کپی از تمام صفحات شناسنامه، چند سری از سند و مدارک ماشین، چند سری از سند زمین و … مدارکی بود که پایه اعتماد کشاورزان را سفت و محکم می کرد. نماینده شرکت خیالی، در قبال این همه خدمت، هیچ مبلغی دریافت نمی کرد اما ماشین دار شدن کشاورزان تنها یک شرط داشت؛ اینکه قید ماشین آلات قراضه شان را بزنند و آن را دو دستی تقدیم آقای نماینده کنند تا ببرد تهران و به قول خودش اسقاط شان کند.

به این ترتیب، نماینده شرکت همه ماشین آلات ریز و درشت روستاییان را بار تریلر کرد و برد، خبر شرکت خیالی اسقاط ماشین آلات در روستاهای دیگ رهم پیچید و داستان خدمت شاهکار این نماینده قلابی، بین روستاییان دهان به دهان می شد. این شد که افراد بیشتری از روستاهای دیگر در دام مرد شیارد گرفتار شدند.

نماینده قلابی شرکت خیالی وقتی به مقصودش رسید و کلی ماشین آلات بار زد و رفت، خودش هم ناگهان ناپدید شد.

با شکایت کشاورزان مالباخته، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری مرد کلاهبردار شروع شد تا اینکه کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان داراب بعد از دو سال تحقیقات تخصصی توانستند این کلاهبردار را به دام اندازند.

متهم در بازجویی ها اعتراف کرد که ماشین آلات روستاییان را بعد از جمع آوری مستقیم می برده به یک استان دیگر و آنها را با قیمت پایین آب می کرده! او گفت چون کپی تمامی اسناد صاحب ماشین ها را به بهانه ارائه ماشین نو از آنها گرفته بود، فروش دستگاه ها و ماشین ها کار چندان سختی نبوده است.

او که با این شگرد توانسته بود چند صد میلیون تومان از روستاییان کلاهبرداری کند با قرار قانونی به زندان انتقال یافت تا به زودی در دادگاه استان فارس محاکمه شود.

فروش سوییچ یدکی به قیمت 11 میلیون تومان

برخی کلاهبرداران آنقدر مار بلعیده اند که افعی شده اند. کوله پشتی تجربه های شیطانی برخی شیادان آنقدر پر و پیمان است که موقع برداشتن کلاه طعمه هایشان طوری با خونسردی رفتار می کنند که همه تصور می کنند با یک آدم حسابی سر و کار دارند نه یک کلاهبردار حرفه ای. نمونه این تبهکاران، کلاهبرداری بود که سه ماه پیش در پایتخت با یک شگرد عجیب اقدام به کلاهبرداری می کرد.

از 29 اردیبهشت ماه کارش را شروع کرد و ظرف یک ماه، پول بسیار زیادی به جیب زد. تنها سلاح این کلاهبردار کهنه کار یک دستگاه خودروی پراید بود، بی هیچ همراه و شریکی! کلاهبردار، سوار بر خودروی پراید در شهر پرسه می زد. «این ماشین به فروش می رسد.» جمله تایپ شده ای بود که پشت شیشه عقب خودرواش چسبانده بود و متقاضیان خرید خودرو را وسوسه می کرد تا در مورد قیمت و شرایط فروش با آقای کلاهبردار تماس بگیرند.

قیمت پیشنهادی آقای کلاهبردار 11 میلیون تومان بود، یعنی 2 میلیون تومان زیر قیمت بازار. با این توجیه که خودرو مزایده ای است، ارزان خریده و حالا که به پول احتیاج دارد، می خواهد ارزان ردش کند برود. قیت پراید سفید آنقدر وسوسه انگیز بود که خریداران، 11 میلیون تومانی را که فروشنده درخواست کرده بود در یک چشم بر هم زدن از حساب خودشان بیرون می کشیدند و همراه مرد کلاهبردار راهی دفترخانه می شدند.

بعد از برداشت پول، فروشنده با کلی تعارف تکه پاره کردن که آقا بفرمایید دیگر ماشین خودتان است و خودتان پشت فرمان بنشینید و … سوییچ ماشین را به خریدار تقدیم می کرد. این بود که خریدار با خوشحالی پشت فرمان می نشست، فروشنده هم روی صندلی جلویی. پول ها هم می رفت یکراست توی داشبورد. بعد خریدار و فروشنده راهی دفترخانه می شدند. خریدار در ماشین را قفل می کرد و سوییچ هم دست خریدار می ماند. برای همین خریدار خیالش کاملا راحت می شد که جای پول هاامن است. بعد دو نفری وارد دفترخانه می شدند و در بینه راه آقای کلاهبردار حسابی مخ خریدار را می خورد که من آدم حسابی ام، مهندس فلانم و …

در نهایت با این چرب زبانی ها اعتماد طعمه را جلب می کرد. در دفترخانه قبل از هر اتفاقی آقای کلاهبردار به بهانه اینکه فراموش کرده از مدارک کپی بگیرد یا اینکه خلافی را پرداخت کند، خارج می شد. خریدار هم خیالش راحت بود چون سوییچ در دستانش داشت تاب می خورد. ده دقیقه، نیم ساعت، یک ساعت (در برخی خریداران حتی بیشتر از اینها گزارش شده!) خریدار می نشست به انتظار…

بعد که خریدار می دید خبری از آقای مهندس نشده، می رفت بیرون سر و گوشی آب بدهد که ای داد بی داد؛ نه تنها فروشنده بلکه خودروی پراید هم آب شده و رفته بود توی زمین.

بله؛ فروشنده یک سوییچ یدکی داشت که به محض خروج از دفترخانه، با استفاده از آن، ماشین را روشن کرده و رفته بود و در حقیقت خریدار 11 میلیون تومان خرج کرده بود تا تنها یک سوییچ یدک بخرد!

هنوز هیچ سرنخی از دزد شیک پوش به دست نیامده بود که کارآگاهان خود را در برابر طعمه های زیادی دیدند که همگی در دام مرد شیاد افتاده بودند. مرد کلاهبردار بارها با معرفی خود به نام های مختلف، نقشه اش را اجرا کرده بود و به بهانه فروش پراید 11 میلیون تومانی، دست به فریب طعمه هایش زده بود.

مدتی گذشت. در حالی که همه فریب خوردگان تنها مشخصات کلی خودرو از قبیل رنگ و مدل آن را به خاطر داشتند، کلاهبردار به صورت اتفاقی به دام افتاد. آن روز مرد شیاد در حال عبور از خیابان بود که یکی از فریب خوردگان او را دید و شناسایی کرد.

همین اتفاق کافی بود مرد تبهکار که «علی» 31 ساله است، دستگیر شود. علی یک کلاهبردار سابقه دار بود که در این مدت با این حقه توانسته بود 500 میلیون تومان به جیب بزند! او پس از دستگیری به اداره آگاهی تهران منتقل شد و ده ها نفر که با این شگرد سرشان کلاه رفته بود، با حضور در اداره آگاهی از او شکایت کردند.

جعل کردن رسید

در استان مازندران نیز دست یکی از کلاهبرداران کارکشته رو شد. شگردی که این متخلف به کار می بست، بسیار حرفه ای بود. مرد شیاد ابتدا وارد یک فروشگاه می شد و مقدار کمی خرید می کرد و بعد پول آن را از طریق دستگاه کارتخوان می پرداخت. مرد خلافکار وقتی که رسید پرداخت را به چنگ می آورد از مغازه خارج می شد و رسید را جعل می کرد، به این صورت که خیلی ماهرانه چند صفر به انتهای عدد قبلی می افزود و دوباره وارد همان فروشگاه می شد.

مرد کلاهبردار به اندازه رسیدی که جعل کرده بود خرید می کرد و بعد هنگام پرداخت خودش می رفت سراغ دستگاه کارت خوان، به بهانه اینکه رمز محرمانه است و می خواهد خودش عملیات پرداخت را انجام دهد. در این مواقع فروشنده ها تنها منتظر رسید می ماندند و مرد شیاد این نکته را می دانست. به همین خاطر مبلغ کمی را در دستگاه وارد می کرد و وقتی رسید بیرون می آمد، آن را با رسید جعلی که تهیه کرده بود عوض می کرد. فروشنده با دیدن رسید جعلی تصور می کرد که معامله انجام شده است، غافل از اینکه کلاه گشادی سرش رفته و پولی که وارد حسابش شده بسیار کمتر از مبلغ معامله است.

مرد شیاد با این شگرد از افراد و مغازه داران زیادی کلاهبرداری کرد و تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا اینکه ماموران توانستند در بررسی های تخصصی او را شناسایی و دستگیر کنند.

احمدرضا رستمی رییس پلیس فتای مازندران برای پیشگیری از چنین سرقت هایی به شهروندان هشدار داد که موقع گرفتن رسید دستگاه کارت خوان از مشتریان، هر دو قبض صادره از دستگاه را دریافت کنند و با هم تطبیق بدهند. «به این نکته توجه کنید که بانک ها اعداد مبالغ در قبض دستگاه را طوری طراحی کرده اند که روی این اعداد، سایه دارد تا امکان جعل توسط جاعلان وجود نداشته باشد.»

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733