از آمریکا تا عربستان: مبارزه‌ زنان برای کسب حق رأی

از آمریکا تا عربستان: مبارزه‌ زنان برای کسب حق رأی

فرانک مجیدی: ۹۵ سال از زمانی‌که به زنان آمریکایی حق رأی داده شده، می‌گذرد. البته این جمله‌ درستی برای ادای حق مطلب نیست. این حق، به آن‌ها «داده‌نشد»، آن‌ها خود این حق را «گرفتند».  ۲۶ آگوست، سالگرد اعطای حق رآی به زنان در آمریکا است. درست در همین روز، یکی از آخرین کشورهای باقی‌مانده در جهان که حق رأی را برای زنان نفی می‌کرد، آماده شد تا تغببر را بپذیرد: در ماه دسامبر سال جاری، زنان عربستان حق خواهند داشت که برای اولین بار، رأی دهند. این دستاورد برای زنان عربستان، مانند اغلبِ دیگر کشورهای جهان، با سال‌ها مبارزه و فشار زنان این کشور به دولت محلی، حاصل گردید.

خانم «الن دوبوا»، استاد برجسته‌ تاریخ و مطالعات جنسیتی در دانشگاه لس‌آنجلس، معتقد است که هیچ جنبشی درباره‌ حقوق زنان، مانند کسب حق رأی برای آن‌ها، جهانی نشده است. یک قرن پیش، زنان آمریکا درگیر این مبارزات شدند و تا رسیدن به پیروزی، از آن دست نکشیدند.

باید برای حق خود، بجنگی!

از دیدگاه بین‌المللی، اولین حق رأی برای زنان به‌طور پراکنده در قرن نوزدهم به دست امد. زنان سوئد و اسکاتلند حق رأی محلی را بردند و بریتانیا حق رأی زنان را تنها برای خانم‌های مجرد که صاحب ملک بودند، مجاز دانست. در سال ۱۸۹۳، زنان نیوزلند حق کامل رأی برای زنان را کسب نمودند.

در این زمان، دهه‌ها از ایجاد کمپین حق رأی برای زنان در آمریکا می‌گذشت (خانم سوزان بی. آنتونی زنی بود که برای رأی دادن در سال ۱۸۹۲ دستگیر شد). حتی ایالت‌های غربی آمریکا کوتاه آمدند و حق رأی را به زنان اعطا نموده‌بودند. ولی درست همزمان با شروع به کار کمپین‌های استیفای حق رأی برای زنان، کمپین‌های علیه این حق، شروع به فعالیت کردند. آن‌ها در پیام‌ها و نوشته‌های‌شان، مبارزه‌ زنان را مورد استهزا قرار می‌دادند و آن‌ها را زنان زشتی که از مردان نفرت دارند می‌خواندند.

زنان فعال برای گرفتن این حق، به سخنان آن‌ها با شیوه‌های سیستم تبلیغاتی خودشان پاسخ می‌دادند. آن‌ها از هنر و رسانه برای رساندن پیام‌شان بهره می‌بردند. مثلاً در برگه‌ تبلیغ موسیقی در تصویر بالا، می‌بینیم که این اثر «با احترام به تمام مبارزان کسب حق رأی برای زنان اهدا گردیده‌است» و حق رأی برای زنان را، حقی برای تمام زنان جهان شمرده.

البته مبارزان برای پاسخ جنبش‌های ضد حق رأی زنان، به همین اکتفا نکردند و چندین تظاهرات گسترده، برگزار نمودند. آن‌ها برگه‌های حاوی کپیِ سخنرانی رئیس‌جمهور وقت، وودرُ ویلسن، را در بیرون درهای کاخ سفید آتش زدند و خود را با زنجیر به درها بستند. زنان فعال در بریتانیا، که زنان آمریکایی با آن‌ها متحد بودند، عملکردی تندتر از این‌ها داشتند: آن‌ها شیشه‌ پنجره‌ها را خرد کردند، ساختمان‌ها را به آتش کشیدند و در خانه‌ نیمه‌کاره‌ یکی از مقامات، بمب کار گذاشتند.

با قدرت گرفتن این کمپین در آمریکا، مطالبات زنان گسترده‌تر هم شد و آن ها خواهان حق رأی برای زنان از هر طبقه و نژادی شدند. ولی برای آن که برنده شوند، آن‌ها به حمایت از سوی مردان نیز نیاز داشتند، به‌هر حال تنها مردها بودند که می‌توانستند برای اعطای این حق به زنان، رأی دهند! یکی از برجسته ترین افرادی که مبارزات را در این جهت رهبری می کردی، خانم «کری چپمن کَت» بود. او رهبری سیستماتیکی برای کمیته‌ ملی حق رأی برای زنان آمریکایی (NAWSC) ترتیب داده‌بود. پروفسور «بتینا آبتِکِر»، استاد برجسته‌ مطالعات زنان در دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: «او و زنان دیگری که در NAWSC  کار می‌کردند، لبستی از تمام افراد قانون‌گذار در تمامی ایالت‌ها در اختیار داشتند و لیستی از تمام زنانی که از بستگان آن‌ها بودند نیز تهیه دیده بودند! آن‌ها با این خانم‌های فامیل، برای فشار روی مردان قانون‌گذار به منظور اعطای حق رأی به زنان، در ارتباط بودند.»

 از طریق چنین سازمان‌دهی ماهرانه‌ای، زنان توانستند مردان قانون‌گذار را متقاعد نمایند که متمم ۱۹ قانون اساسی امریکا را اتخاذ نمایند و حق رأی خود را در سال ۱۹۲۰ به‌دست اورند. بیشتر زنان اروپایی میز در همان زمان، حق رأی خود را به‌دست آورده‌بودند و چندی بعد، زنان آمریکای لاتین نیز این حق را بدست آوردند. در طی باقیِ سال‌های قرن بیستم، موضوع حق رأی برای زنان تقریباً در تمامیِ جهان، امری پذیرفته و بدیهی گردید. زنان پیشگام در مبارزه برای کسب حق رأی، حتی فکرش را نمی‌کردند روزی بیاید که حق رأی برای زنان، امری طبیعی باشد.

 مبارزه به پایان نمی‌رسد، نه تا وقتی که آن‌ها تمامش نکنند!

هر بار که زنان ملتی حق رأی خود را کسب می‌کنند، خودِ این پیروزی بسیار حیاتی تلقی می‌گردد، اما معمولاً این مبارزه تا زمانی ادامه می‌یابد که حقوق سیاسیِ برابری برای همه‌ زنان در آن کشور به‌وجود آید. حتی در کشورهایی که زنان حق رأی خود را تقریباً خیلی زود به دست آوردند، شیرینیِ این پیروزی شامل همه‌ زنان نمی‌شد. قوانین اولیه، معمولاً برای زنان طبقات و نژادهای مختلف، تبعیض و سلسله‌مراتب قائل می‌شد. هرچند بر طیق متمم نوزدهم قانون اساسیِ آمریکا، حق رأی به زنان اعطا گردید، آمریکایی‌های بومی تا سال ۱۹۲۴ به‌عنوان شهروند محسوب نمی‌شدند و تا سال ۱۹۵۷ در برخی از ایالت ها حق رأی نداشتند. در ایالت‌های جنوبیِ آمریکا، زنان سیاهپوست تا پیش از اعطای حق رأی به آن‌ها در سال ۱۹۶۵، نمی‌توانستند رأی دهند. طبق متمم قانون اساسی، پورتوریکویی‌ها و فیلیپینی‌ها نمی‌توانستند رأی دهند. زنان پورتوریکویی حق رأی خود را در سال ۱۹۲۹ به‌دست آوردند و زنان فیلیپینی پس از استقلال این کشور، در سال ۱۹۴۰ حق رأی یافتند.

اما نکته در این‌جاست که قدرت سیاسی واقعی، در داشتن یا نداشتن حق رأی خلاصه نمی‌شود. درباره‌ عربستان سعودی، گمان نمی‌رود که این نقطه‌ عطف برای زنان، به‌معنای یک پیروزی کامل باشد. به گفته‌ «علی الیامی»، مؤسس و گرداننده‌ مرکز دموکراسی و حقوق بشر در عربستان، مقامامت محلی‌ای که زنان و مردان در ماه دسامبر پیشِ رو انتخاب خواهند کرد، عملاً مهره‌هایی فاقد قدرت هستند و افرادی که مقتضی است قدرتی داشته‌باشند، همگی از جانب پادشاه انتخاب می‌شوند. با این‌حال، آقای الیامی باور دارد که مشارکت زنان، گامی بسیار خوب است، زیرا از لحاظ روانی نیز صحبت درباره‌ این موضوع می‌تواند زنان را توانمند کند. بسیاری از زنان برای رأی دادن ثبت نام کرده‌اند و کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب نموده‌اند. او می‌گوید: «امیدوارم که این آغازی برای بسط یافتن حقوق زنان در عربستان باشد. زنانی که می‌توانند حالا پاس صندوق‌های رأی بروند، اما هنوز اجازه نیافته‌اند رانندگی کنند!»

Facebooktwittergoogle_plusredditpinterestlinkedinmail

Leave a Reply

نمایشگاه مجازی فارس، ارایه دهنده محتوای فاخر فارسی، مقالات مفید و گلچین شده از سراسر وب
+98-936-917-5733